علیالطاهر؛ روایتِ تپهای که افسانهٔ تانکهای مرکاوا را در هم شکست
نویسنده: غلامعلی نسائی
علیالطاهر تنها یک موقعیت جغرافیایی نیست؛ بلکه یادوارهای زنده در وجدان مقاومت است که با خون شهیدانی چون «حاج جواد سمیر مطوط»، درسی ماندگار به غارتگران داد.
پایگاه خبری هوران – نیمهشب بود که باد از سمت شرق وزید و بوی باروت را تا عمق سنگرهای سنگی علیالطاهر برد. اینجا، در نوار مرزی جنوب لبنان، شبها رنگِ دیگری دارند؛ نه آبیاند و نه سیاه. رنگِ خاکِ سوختهاند و سربی. علیالطاهر برای سربازانِ اسرائیلی فقط یک نقطه روی نقشه بود، اما برای مردانی که در این سنگرها نفس میکشیدند، این خاک، حافظهای بود که در آن تاریخ را با زخم مینوشتند.
صدای غرش از دور آمد. صدای موتورهای «مرکاوا» که روی زمین ناهموار میلغزیدند و زرههایشان را به هم میساییدند.
در تاریکی، سایههای فلزیِ غولپیکر مثل هیولاهایی از جنس فولاد، پشت تپهها قد میکشیدند.
افسر اسرائیلیِ پشت دوربین، مطمئن بود که یک «نمایش قدرت» دیگر میتواند اراده را در هم بشکند. او فرمان پیشروی داد؛ همان دستوری که بارها در کتابهای نظامیشان خوانده بود: «تانک، اربابِ میدان است.»
اما اربابِ این میدان، سالها پیش با خونش حک شده بود.
در عمقِ این سنگرها، نامِ حاج جواد مطوط زیر لباسهای خاکیشان حک شده بود.
او که در میان کوهها و دشتهای این دیار بزرگ شده بود، به آنها یاد داده بود که نقشههای دشمن، با کاغذ و جوهر نوشته نشده، بلکه با سنگ و آتش نوشته میشود.
رزمندگان علیالطاهر، خاموش منتظر بودند.
سکوتِ قبل از طوفان، چنان سنگینی داشت که صدای تپش قلبها را میشد شنید.
آنها به کتابِ حاج جواد عمل میکردند: «از سنگر بیرون نرو، بگذار تانک به دامِ تو بیاید.»
تانک اول، با اطمینان وارد دامنه شد.
چراغهای جستوجویش در تاریکی میچرخید اما سنگرها را نمیدید، چون علیالطاهر از جنس صخره بود، نه از جنس سیمانِ ساده. ناگهان، زمین لرزید. صدای انفجار، زودتر از نورِ آتش به گوش رسید.
یک موشکِ هدایتشونده از دل تاریکی، دقیقاً به جانِ زرهِ جلوییِ تانک نشست. فولاد، مثل کاغذ مچاله شد و درهای آهنینِ مخزن سوخت، باز شدند تا شعلههای نارنجی، شب را به روز تبدیل کنند.
به جای وحشت، یک زمزمه از میان سنگرها بلند شد. آتشِ تانک اول، فریادِ پیروزی نبود، بلکه صدایِ بازگشت به حقیقت بود.
رزمندهای که مشغول شارژِ موشک بعدی بود، نگاهی به دوستش انداخت و تنها یک جمله زیر لب گفت؛ همان جملهای که حاج جواد در آخرین وصیتش نوشته بود: «آهن را با آهن نمیشکافند، آن را با کینهی آزادگان میشکافند.»
تانک دوم و سوم، عقبنشینی کردند.
دودِ سیاهِ ناشی از سوختنِ زره، تا نیممایل افق را پوشاند.
افسرِ اسرائیلی که از پشت دوربین، هیولایِ ساختهی دست خود را در حالِ سوختن میدید، فریاد زد که عقب بروند.
او صدایِ بمبهای دیگر را نمیشنید؛ او فقط صدایِ دودِ سیاه و تکههای فلزِ داغ شدهای را میشنید که با هر نسیم، به زمین برمیگشتند.
علیالطاهر، همان نقطهای که روی نقشهها گم میشد، حالا برای ارتش اسرائیل تبدیل به خط قرمزی شده بود که با آتش نوشته شده بود.
داستان در این تپهها تمام نمیشود، چون هنوز سایهی حاج جواد از دل تاریکیِ سنگرها بیرون آمده و به رزمندهها میگوید که منتظر فردا باشند.
آن شب، در جنوب لبنان، نه یک تانکِ مدرن، بلکه یک افسانه در خاکسترِ سردِ آتش سوخت؛ این حقیقتِ میدان بود.
داستان هوران ادامه دارد…
ایثار و فداکاری، غیرت وطندوستی، روحیه مقاومت، فرهنگ شهادت، خونِ پاک، قربانیان تجاوز، عزت ملی، پیروزی خون، صلح پایدار، بازدارندگی فراگیر، اراده پولادین، معنویتِ جهادپایگاه خبری هورانتانک مرکاوا، زرهپوش جنگی، زره فولادین، موشک هدایتشونده، سلاح ضد زره، آتشبارها، نفربرهای زرهی، ادوات جنگی، خمپارهانداز، توپخانه سنگین، مینهای کنار جاده، مهمات جنگیتانک مرکاوا، زرهپوش نظامی، فولادِ جنگی، موشک ضدزره، آتشبارهای سنگین، یگانهای زرهی، نفربرهای رزمی، ادوات جنگی، توپخانه صحرایی، مهمات انفجاری، سوختِ تانک، زرهِ فولادینحاج جواد مطوط، شهید والامقام، رزمندگان جبهه، فرماندهان مقاومت، سربازان حزبالله، مجاهدان فیسبیلالله، پیروانِ ولایت، شهدای مدافع حرم، پیشکسوتان جهاد، آزادگان جنوب، فرماندهان عملیات، یادگاران دفاعحاج جواد مطوط، شهید والامقام، فرماندهان جهاد، رزمندگان مقاومت، سربازان حزبالله، مجاهدان عرصه نبرد، پیشکسوتان دفاع، یاران شهادت، یادگاران جنگ، فرماندهان میدانی، دلاوران جنوب، آزادگان لبنانرسانههای جنگی، تحلیل نظامی، گزارش میدانی، قدرت بازدارندگی، امنیت منطقهای، افشای پوشالی، تضعیف دشمن، جنگ روانی، تبلیغات صهیونیستی، بازتاب رسانهای، چالشهای امنیتی، استراتژی دفاعیرسانههای جنگی، گزارش میدانی، تحلیل نظامی، قدرت بازدارندگی، امنیت منطقهای، توازن وحشت، پایداری استراتژیک، تضعیف دشمن، جنگ روانی، شکست افسانهها، افشای پوشالی، چالشهای امنیتیعلیالطاهر، جنوب لبنان، جبهه مقاومت، محور مقاومت، مرزهای اشغالی، نوار مرزی، جغرافیای جنگ، تپههای استراتژیک، خط مقدم، خاک لبنان، حومه جنوبی، بلندیهای مرزیعلیالطاهر، جنوب لبنان، محور مقاومت، نوار مرزی، بلندیهای استراتژیک، خط مقدم جبهه، خاک لبنان، ارتفاعات جنوبی، میدان نبرد، تپههای مقاومت، سامانه دفاعی، منطقه عملیاتیعملیات نظامی، نبرد زمینی، تاکتیک چریکی، کمین مرگبار، استحکامات سنگی، سنگرسازی، دفاع ساحلی، پوشش آتش، عقبنشینی تاکتیکی، پیشروی زمینی، گردانهای مهاجم، یگانهای تکاورنبرد زمینی، تاکتیک چریکی، کمین مرگبار، سنگرسازی صخرهای، استحکامات سنگی، عقبنشینی تاکتیکی، آتشِ پوششی، پیشروی زرهی، خطِّ دفاعی، عملیات شناسایی، واکنش سریع، حملات غافلگیرانه





