روایتی از مجاهدتهای حاج رمضان در محور مقاومت
حاج رمضان؛ از غزه در میان طوفان تا قم در ایران
روایتی از مجاهدتهای حاج رمضان در محور مقاومت حاج رمضان؛ مرد سایهای که دو دهه ستون پنهان مقاومت فلسطین بود حاج رمضان، سردار شهید محمدسعید ایزدی فرماندهای گمنام اما اثرگذار، بیش از دو دهه با اخلاص، تدبیر و مجاهدت در پشتیبانی از مقاومت فلسطین و محور مقاومت نقشآفرینی کرد و سرانجام با شهادت در قم، […]
روایتی از مجاهدتهای حاج رمضان در محور مقاومت
حاج رمضان؛ مرد سایهای که دو دهه ستون پنهان مقاومت فلسطین بود
حاج رمضان، سردار شهید محمدسعید ایزدی فرماندهای گمنام اما اثرگذار، بیش از دو دهه با اخلاص، تدبیر و مجاهدت در پشتیبانی از مقاومت فلسطین و محور مقاومت نقشآفرینی کرد و سرانجام با شهادت در قم، نام خود را در تاریخ مبارزه علیه اشغالگری جاودانه ساخت.
پایگاه خبری هوران – در حالی که در غزه با تجاوزی وحشیانه روبرو بودیم که سرشار از کینهتلمودی و رفتار نازیوار بود و هر لحظه منتظر بودیم که بمبهای سنگین ویرانگر و آتشزا بر سرمان فرود آیند، با دردی شدید حملۀ صهیونیستی-آمریکایی را بر کشوری مسلمان نظاره میکردیم که در کنار ما ایستاده بود و از حقوق ما در برابر ظلم صهیونیستی و استکبار آمریکایی حمایت و پشتیبانی میکرد، تا آنکه در آن کشور، بناها را ویران کنند، انسانها را به قتل رسانند و امکانات را نابود سازند.
و در حالی که اخبار مربوط به هدفگیری علما و فرماندهان نظامی و سیاسی آن کشور را پیگیری میکردیم، نام مردی از میان این بزرگان، گوشم را ربود و مرا به حیرت و تفکر واداشت، در حالی که با خود میگفتم: آیا او همان کسی است که فکرش را میکنم؟ سپس به درگاه پروردگارم دعا میکردم که او نباشد. اما چیزی نگذشت که حقیقت آشکار شد و خبر، به سنگینی نقشی که او طی دو دهه یا بیشتر در پشتیبانی از مقاومت داشت، بر دلم نشست. شاید خواننده بپرسد این مرد که بود؟
او کسی است که بیست سال پیش او را شناختم؛ کسی که جان و وقت خود را در راه خدا نذر کرد و در راه قدس و فلسین، مجاهدانه زیست. گواهی میدهم که صاحب اخلاق و دیانت بود، عمیق میاندیشید، با حوصله برنامهریزی میکرد، در سکوت میساخت و با پایداری مبارزه مینمود.
دشمن صهیونیستی هرگز از او غافل نبود و از تعقیبش دست برنداشت؛ او مردی بود که بر کوههای جنوب سوریه سرفراز ایستاده بود و با چشمان خود و با زبان حالش فلسطین را رصد میکرد و میگفت: «به اذن الله میآییم.» سپس در ساحل ناقوره در لبنان به چالش برخاست و گفت: «ای غاصبان اشغالگر، رویاهایتان را درهم خواهم شکست.» سپس در رباط میماند، گاهی در دمشق و گاهی در بیروت و دغدغهاش همیشه قدس و فلسطین بود، تا آنکه توانست معجزاتی بیافریند که پس از رفتنش، نام او را جاودانه ساخت. پس شاعر در مورد او راست گفت که: «مردی باش که اگر پس از او آیند، گویند: گذشت و این اثر است.»
او کسی بود که رهبر معظم انقلاب ایران، امام سید علی خامنهای (حفظه الله)، او را دوست میداشت و جایگاهی ویژه در قلب خود برایش قائل بود و همواره از او و کارهایش در پرونده فلسطین تمجید میکرد؛ تا جایی که هرگز او را جایگزین نکرد و در سمت خود باقی گذاشت تا اینکه خداوند او را به شهادت برگزید.
او کسی بود که دشمن را تعقیب کرد، تا دشمن او را تعقیب کرد و به او رسید؛ خداوند او را غرق رحمت خود گرداند. او شهید است ـ چنانکه گمان میبریم و کسی را بر خدا تزکیه نمیکنیم ـ سرلشکر محمدسعید ایزدی (حاج رمضان) که در ۲۱ ژوئن ۲۰۲۵ در شهر قم، بر اثر تجاوز وحشیانه اسرائیل به ایران، در گیر و دار جنگی که از ۱۳ ژوئن ۲۰۲۵ آغاز شد، به شهادت رسید تا با جسم خود از این جهان وداع کند، اما با اعمال و جهادش در محور مقاومت برای قدس و فلسطین، جاودانه بماند.
آشنایی من با او که به «مرد سایه» توصیف میشد، تقریباً در سال ۲۰۰۵ در دمشق آغاز شد، به عنوان هماهنگکننده روابط مقاومت، و این رابطه و آشنایی سالها ادامه یافت و آخرین دیدار من با او در سال ۲۰۲۲ در حارهحریک در حومه جنوبی بیروت بود. رسیدن به او آسان نبود، زیرا دشمن او را «مرد خطرناک» طبقهبندی کرده بود، بنابراین بر حزبالله به عنوان میزبان واجب بود که از او محافظت کند.
در آن روز به همراه برخی از برادران قسامی از غزه، برای بحث در مورد برخی مسائل مربوط به مقاومت، به دیدارش رفتم. بر یقین خود نسبت به آنچه از او میدانستم افزوده شد که کمحرف و پرمایه بود، زبانش از ذکر خدا باز نمیایستاد و در نگاهش دغدغه کار و شورِ انجام بود. توجهام را تصویری که بر در شیشهای بوفهی پذیرایی، روبروی سفره غذا، آویزان بود، جلب کرد که او را با دکتر رنتیسی (رحمهالله) نشان میداد. او با افتخار به ما گفت که این تصویر مربوط به مرجالزهور است.
این مرد، باور مرا به میزان اخلاص و صدق تعلقاش به فلسطین و مردم آن، استوارتر ساخت. فهمیدم که دیدارش از تبعیدیان در مرجالزهور، دیداری برای حمایت و پشتیبانی به نام خود و از طرف سپاه پاسداران و جمهوری اسلامی ایران بوده است. دیدار با او با استقبال پرشور و وعدهای صادقانه برای حمایت از مقاومت و مردانش با همه گونههای پشتیبانی، چنانکه از او انتظار داشتیم، به پایان رسید.
حاج رمضان وقت خود را به خدمت به مجاهدان در عرصههای گوناگون اختصاص داد و شریکی واقعی در حمایت و پشتیبانی از مقاومت فلسطین با گرایشهای مختلف بود؛ بلکه نشانههای او در توسعه توانمندیهای صنعتی و فناورانه آن در زمینه موشکها و هدایت آنها و پهپادهای گوناگون، آشکار است.
او بود که صدها دوره نظامی را در چارچوب تربیت و آمادهسازی رزمنده برای گروههای مختلف فلسطینی، هماهنگی و نظارت کرد. او بود که برپایی پروژهای برای مقاومت در جنوب لبنان را دنبال کرد تا اینکه نیروی «رضوان» حاصل پافشاری او بر پیشرفت کمّی و واقعی در ساخت نیروهای مقاومت، برای آمادگی کامل جهت انجام هر آنچه در زمان نیاز لازم است، شد.
همچنین در توسعه درک نظامیِ رزمندگان مقاومت در داخل و خارج فلسطین سهم داشت و از مهمترین هماهنگیهای او در این زمینه، اصرارش بر ایجاد دورهی فرماندهی و ستاد برای رهبری عملیات نظامی و امنیتی در جنبش حماس بود که نزدیک به دو سال به طول انجامید و کارآموزان در آن میان دمشق و تهران در رفتوآمد بودند تا به پایان رسید. این دوره از نیکیها و آثار ماندگار اوست و فراموش نمیکنم که حاصل مطالب علمی این دوره، در غزه و فلسطین به کار مقاومت آمد، آنگاه که بخشی از آن را در برنامههای آکادمی نظامی گردانهای شهید عزالدین قسام گنجاندند.
او شریکی واقعی در پشتیبانی لجستیکی، از طریق تجهیز مقاومت به انواع سلاحهای مختلف بود.
او وارث واقعی راه «حاج رضوان» (عماد مغنیه رحمهالله) بود که او را با تعلق بیحدش به قدس و فلسطین میشناختیم و دغدغهاش چگونگی رساندن محمولههای بزرگ و گوناگون سلاح به نیروهای مقاومت در غزه بود.
به همین دلیل، حاج رمضان هزینههای مالی زیادی را برای باز کردن مسیرهای قاچاق به غزه و احداث انبارها در مکانهای مختلف، تا تضمین رسیدن سلاح به نیروهای مقاومت، ادامه داد.
بنابراین بخش مهمی از زرادخانه مقاومت با تلاش او در تأمین مالی، برنامهریزی و نظارت ساخته شد، تا جایی که او سهمی واقعی در نبردهای مجاهدان با دشمن صهیونیستی پیدا کرد.
حاج رمضان به کار خود در تأمین، آموزش و ساخت بسنده نکرد، بلکه او را حریص بر مشارکت فعال در پیگیری درگیریهای میان نیروهای مقاومت و دشمن صهیونیستی مییافتیم؛ نصیحتکننده، راهنما، حامل پول و به کارگیرنده هر آنچه میتوانست در طول درگیریها برای مقاومت به کار گرفته شود.
او در بیروت یا دمشق در اتاق پیگیری در حال مرابطه بود تا کاملاً از آنچه میتوان در این زمینه ارائه داد، مطمئن شود. از برجستهترین این پیگیریها، مشارکت و پیگیری روزانه او در «سلول بحران» بود که توسط واحد عملیات نظامی در خارج از کشور برای پیگیری جنگ «الفرقان» در دسامبر ۲۰۰۸ تشکیل شد. او رحمهالله در این سلول مرابط بود تا جنگ که ۲۳ روز به طول انجامید و دشمن آتش کینه خود را با نام «سرب گداخته» بر آن ریخت و صدها شهید در غزهی پایداری و مقاومت بر جای گذاشت، پایان یافت.
او از کسانی بود که در تمام طول حیات خود، تا زمانی که جان را به آفریدگارش تسلیم کرد، دغدغه حمایت از مقاومت با سلاح، پول، هدایت و هماهنگی عملیاتی میان مقاومت در فلسطین، سپاه قدس و محور مقاومت را بر دوش داشت.
او رحمهالله برای انجام کارهای خود با پیگیری مستمر و مستقیم با رهبران عملیات نظامی، کوشا بود؛ بنابراین با فرماندهان ارشد روابط مستقیم داشت، از جمله شهید یحیی سنوار، شهید ابوالعبد هنیه، شهید صالح عاروری، شهید محمد ضیف، شهید ابوالبراء مروان عیسی، علاوه بر دیدارهای متعدد با تمامی رؤسای دفتر سیاسی حماس، جهاد اسلامی، جبهه خلق و دیگر رهبران مقاومت فلسطین، به منظور رفع موانع و تسهیل مأموریتها. آخرین آنها دیدارهای مکرر با شهید رهبر حماس، اسماعیل هنیه، در آستانه شهادتش، در بیروت و تهران بود.
اقامت تقریباً دائمی حاج رمضان در بیروت در حال مرابطه، نشاندهنده میزان دلبستگی، عشق و تعلق او به قدس و فلسطین بود. حضور نزدیک او در کنار دبیرکل حزبالله، شهید سید حسن نصرالله، نقشی مهم در شکلگیری رأی مشترک در مورد راههای حمایت از مقاومت در فلسطین و توسعه هر ایدهای که به خدمت به مجاهدان و پشتیبانی از آنان و تقویت عزمشان کمک کند، داشت؛ که همین امر به نوبه خود به دیدارهای متعدد با همه نیروهای مقاومت، به منظور هماهنگی کار مشترک، انجامید.
از جمله دیدارهای متعدد با شهید شیخ صالح عاروری به همراه شهید سید حسن نصرالله برای توسعه، حمایت و پشتیبانی از کار مقاومت در کرانه باختری بود. میدان جنین و سلولهای عملیات مسلحانه در سراسر استانهای کرانه باختری، چیزی جز محصول تلاشهای شهید شیخ صالح و یارانش با حاج رمضان و جناب سید (رحمهم الله جمیعاً) نیست.
همچنین در چارچوب اقدامات او در مسائل راهبردی ناشی از درک عمیقش، بر تقویت محور مقاومت و حفظ وحدت جبههها کار کرد، که اخیراً عملکرد حمایتی آن را در جنگ طوفان با مشارکت مجاهدان در لبنان، یمن و عراق دیدیم. هدفگیری او رحمهالله چیزی جز از سر یقین دشمن به میزان خطرناکی او برایشان در تمام سالهایی که از عمرش گذشت و آنها را وقف مشارکت در بنایی عظیم کرد، نبود؛ بنایی که بر پایههای اعتقادی استوار، با خون شهیدان بزرگ آمیخته شد، تا پرچمهای عزت، کرامت و افتخار بر منارههای مسجدالاقصی و سرزمینهای فلسطین برافراشته شود.
و سرانجام، یک مقاله محدود نمیتواند حق این مرد بزرگ را در بخشی از آنچه برای فلسطین انجام داده، ادا کند. او به راستی برای فلسطین زیست و به آن چیزی داد که دولتها از دادن آن عاجز بودند و در راه آن به شهادت رسید و اثری بزرگ و آشکار از خود به جای گذاشت که در برابر نسلها باقی خواهد ماند و خواهند گفت: «گذشت و این اثر است.»
پشتیبانی لجستیکی، قاچاق سلاح، انبارهای مقاومت، توانمندی صنعتی، موشک، پهپاد، آموزش نظامی، مجاهدان، تبعیدیان، مرابطه، سلول بحران، هماهنگی عملیاتیتجاوز صهیونیستی، آمریکا، استکبار، کینهتلمودی، جنگ سرب گداخته، عملیات الفرقان، جنین، کرانه باختری، قدس، مسجدالاقصی، نیروی رضوان، دوره فرماندهی و ستادحاج رمضان، محمدسعید ایزدی، شهادت، قم، ایران، غزه، فلسطین، مقاومت، محور مقاومت، سپاه قدس، حزبالله، حماس، غلامعلی نسائی، پایگاه خبری هورانرهبر انقلاب، سیدعلی خامنهای، حمایت مالی، برنامهریزی، ساخت مقاومت، اخلاق و دیانت، ایثار، جهاد، قدس، فلسطین، لبنان، سوریهطوفانالاقصی، عماد مغنیه، سیدحسن نصرالله، یحیی سنوار، اسماعیل هنیه، صالح عاروری، محمد ضیف، غلامعلی نسائی، پایگاه خبری هوران ، مرجالزهور، حارهحریک، بیروت، دمشق، تهرانناقوره، جنوب لبنان، جنوب سوریه، رباط، هماهنگی روابط، سازماندهی، فرماندهان ارشد، جنبش جهاد اسلامی، جبهه خلق، تحول راهبردی، وحدت جبههها، یمن
