داستان مقاومت همچنان ادامه دارد
ایران کوه استوار و فلسطین قبلهگاه؛ پرچم را برمیافرازیم به دست صاحبالزمان(عج)
شیخ نعیم قاسم در روز مقاومت و آزادسازی ایران کوه استوار و فلسطین قبلهگاه؛ پرچم را برمیافرازیم به دست صاحبالزمان(عج) شیخ نعیم قاسم در روز مقاومت و آزادسازی، آزادسازی سوم لبنان را نوید داد و تأکید کرد که سلاح مقاومت از دست هیچ قدرتی گرفته نخواهد شد. پایگاه خبری هوران – صبح روز مقاومت و […]
شیخ نعیم قاسم در روز مقاومت و آزادسازی
ایران کوه استوار و فلسطین قبلهگاه؛ پرچم را برمیافرازیم به دست صاحبالزمان(عج)
شیخ نعیم قاسم در روز مقاومت و آزادسازی، آزادسازی سوم لبنان را نوید داد و تأکید کرد که سلاح مقاومت از دست هیچ قدرتی گرفته نخواهد شد.
پایگاه خبری هوران – صبح روز مقاومت و آزادسازی از راه رسید. خورشید از پشت ابرهای باروتزده جنوب لبنان سر برآورد، گویی خود نیز میدانست که امروز روزی نیست که بتوان در پشت ابرها پنهان ماند. زمین هنوز بوی باروت دیروز را میداد، اما در میان آن بوی سوزان، نسیمی از یاس نیز میوزید؛ یاسی که از مزارع جنوب برخاسته بود، جایی که روزگاری پای اشغالگران بر آن میتاخت و امروز، خون شهیدان آن را سیراب کرده بود تا شکوفههای آزادی بروید.
شیخ نعیم قاسم، دبیرکل حزبالله، بر بلندای منبر ایستاد. منبری که روزگاری سید شهیدان، حسن نصرالله، بر آن قامت بسته بود و کلامش چون شمشیری بر فراز سر دشمنان آویخته بود. امروز نوبت شیخ بود که آن شمشیر را از نیام برکشد. چشمانش را به افق دوخت، جایی که مرزهای اشغالی در مه صبحگاهی گم شده بودند، و سپس لب به سخن گشود؛ سخنی که نه یک خطابه، که حماسهای تمام عیار بود.
«به یاری خداوند رحمان، ما “آزادسازی سوم” را اعلام خواهیم کرد»، کلامش چون رعدی در آسمان لبنان طنین انداخت، «و دشمن را شکستخورده و سرافکنده از خاک پاک لبنان بیرون خواهیم راند!»
در آن لحظه، گویی زمان ایستاد. کسانی که در میدان گرد آمده بودند، نفسهایشان را در سینه حبس کردند. آزادسازی سوم؛ این یعنی داستان تمام نشده است. یعنی آنچه در سال ۲۰۰۰ آغاز شد و در ۲۰۰۶ ادامه یافت، هنوز به پایان نرسیده است. یعنی هنوز روزهایی در پیش است که دشمن، سرافکنده و شکستخورده، از این خاک بیرون خواهد رفت.
شیخ دستی به سوی تاریخ دراز کرد، گویی میخواست از اعماق آن، ریشههای تنومند مقاومت را بیرون بکشد و پیش چشم همه بگذارد. «مقاومت، میوهی درخت تنومند شرف است. نهال آن را امام موسی صدر نشاند، ریشه بداد و آبیاری کرد. روحش شاد و راهش پررهرو باد!»
آری، امام موسی صدر؛ آن مردی که اولین بار نهال مقاومت را در خاک لبنان نشاند، زمانی که هنوز کسی باور نداشت که این نهال روزی به درختی تبدیل شود که سایهاش از کرانههای جنوب تا قلب قدس کشیده شود. امروز آن نهال، درختی شده است با شاخههایی که تا آسمان رفته و ریشههایی که تا اعماق زمین فرو رفته است. طوفانها و تندبادها آمدهاند و رفتهاند، اما این درخت همچنان ایستاده است، سربلند و مقاوم.
سپس صدای شیخ بلندتر شد، چنان که گویی میخواست نه تنها حاضران در میدان، که تمام تاریخ بشنود: «این پیروزی، زاییدهی تدبیر امام خمینی کبیر است که “اسرائیل” را شرِّ مطلق خواند. و ثمرهی پایداری امام خامنهای است که در این میدان خونین، چون کوه استوار ماند. و نیز میوهی رزم بیامان سید شهیدان، حسن نصرالله، و یارانش: از شیخ راغب حربِ سرخجامه گرفته تا سید عباس موسوی و حاج عماد مغنیه که از چشمهی جان خویش سیرابش کردند.»
در این هنگام، چشمان بسیاری در میان جمعیت تر شد. نام هر کدام از این شهیدان که بر زبان شیخ جاری میشد، گویی مشعلی بود که در تاریکی سالهای اشغال روشن میشد. شیخ راغب حرب، آن طلایهدار سرخجامه. سید عباس موسوی، آن سید شهیدان پیشین. حاج عماد مغنیه، آن فرمانده اسطورهای. و بالاتر از همه، سید حسن نصرالله، که تازه رفته بود اما راهش پررهوتر از همیشه بود.
نگاه شیخ نعیم قاسم چون آتش شد. از همبستگی سپاه و ملت و مقاومت گفت: «سه پاره از یک پیکر بودیم. و آنگاه که دولت و مقاومت با هم آواز خواندند، درِ قلعهی دشمن شکسته شد.»
اما ناگهان، صدایش را پایین آورد، چنان که گویی میخواهد رازی بزرگ را در گوش همه بازگو کند: «بدانید ای یاران که سلاح از دست مقاومت گرفتن، بستن دست لبنان از دفاع است، پیش از آنکه خون کودکان ریخته شود، و ما هرگز به این خواری گردن نخواهیم نهاد.»
جمعیت یک صدا فریاد برآورد: «هیهات منا الذله!» ذلت از ما دور است. شیخ لبخندی زد؛ لبخندی که در آن، هم امید بود و هم هشدار. سپس رو به غرب کرد، به سوی آمریکا، و با خندهای که در آن رعد بود، گفت: «ای کوردلان! هر قید و زنجیری که بر پای ما نهید، ما را استوارتر میکند. اگر وحشیگری بیشتر کنید، بر سر خودتان خرابه خواهید ریخت.»
و آنگاه از روزگار اشغال گفت، از آن پانزده سال سیاهی که دشمن بر خاک جنوب چنگ انداخته بود. از «ارتش لبنان جنوبی» گفت، آن خائنان که کلاهخود بر سر نهاده بودند و به جای دفاع از ناموس و خاک، با دشمن همدست شده بودند. اما از ضربتهای پیاپی مقاومت گفت که چنان بر پیکر اشغالگر کوبید که در سال ۲۰۰۰، سرافکنده و گریزان از مرزها بیرون رفت. و نیز از آن «پیمان ذلتبار ۱۷ می» سخن راند که چون ابری مسموم بر فراز لبنان آویخته بود و سرانجام به دست مقاومت در ۱۹۸۴ فرو پاشید.
اما روایت تلخ امروز را نیز از یاد نبرد. از ۲۴ نوامبر ۲۰۲۴ گفت، آن روزی که دولتی لبنانی با دشمن پیمانی بست که آب از آب تکان نخورد. پانزده ماه گذشت و تجاوز پایان نپذیرفت. و بدتر آنکه دولت رفته رفته به تنگنا افتاد و سرانجام در ۲ مارس ۲۰۲۶، قانون «جرمانگاری مقاومت» را از آستین بیرون آورد.
در این هنگام، صدای شیخ چنان بلند شد که گویی میخواهد دیوارهای ظلم را فرو بریزد: «ما از دولت نمیخواهیم با دشمن آمریکایی و اسرائیلی بجنگد، اما میگوییم: ای دولت! در برابر مردم خود قد برافراخته مایست!» جمعیت غرش کرد. شمشیرها از نیام بیرون آمدند. مشتها در هوا گره خوردند. شیخ ادامه داد: «میخواهید سلاح ما را بگیرید تا “اسرائیل” بیاید و ما را بکشد و مردممان را از خانه و کاشانه آواره کند؟ هیهات! که ما تن به این ذلت نخواهیم داد.»
سپس از دشمنی گفت که هرگز سیر نمیشود. دشمنی که هر چه زمین بگیری، باز بیشتر میخواهد. هر چه عقب بنشیند، باز پیش میآید که بیشتر بگیرد. «ای مقامات لبنانی، به خدمت او مشغول نشوید! نخست: جنگ را بایستد و بیرون رود و اسیران آزاد گردند و آوارگان به خانهشان بازآیند. پس از آن، بنشینیم و از راهبرد دفاعی سخن گوییم.» و آنگاه شمشیر کلام را از رو بست و غرید: «تا زمانی که دولت توان دفاع ندارد، ما دست از شمشیر نخواهیم کشید. ما از خاک و ناموس دفاع میکنیم و با هر که در برابر ما بایستد، چنان روبرو میشویم که با “اسرائیل” روبرو میشویم.»
سخن به پهپادهای مقاومت رسید. آن عقابان آهینی که بر فراز آسمان جنوب میپرند و چشمهای بیدار مقاومت را به سمت هر تحرکی میدوزند. «اگر این عقابان آهنین نبودند، دشمن هرگز به خونریزی خود اعتراف نمیکرد. از این پس نیز در پی سربازان دشمن خواهند دوید.»
نگاه شیخ به دوردستها دوخت. گویی میخواست آن سوی افق را ببیند، آنجا که روزی پرچم فلسطین بر فراز قدس به اهتزاز درمیآید. «حاکمیت، تنها به سرنیزه نیست. حاکمیت، یعنی نان و معیشت و آزادی. اما حاکمیتی که در آن سلاح در انحصار دشمن باشد، حاکمیت نیست. ای دولت عاجز! اگر از پس تأمین حاکمیت برنمیآیی، کنار برو!»
جمعیت فریاد زد: «کنار برو! کنار برو!» صدایشان چنان بود که گویی زمین میلرزد. شیخ با آوازی آتشین افزود: «امروز لبنان زیر چکمهی قیمومیت آمریکاست. مذاکرهی مستقیم با دشمن، چیزی جز تسلیم نیست. به ایشان چه گفت: “به تفاهم ملی بازگردید، که جز زیان نخواهید برد.”»
و آنگاه رو به رزمندگان کرد؛ آن مردانی که سالهاست در سنگرها و کوهپایههای جنوب، چشم به راه دشمن دوختهاند و هرگز خم به ابرو نیاوردهاند: «ای دلاوران! شما افسانهی “اسرائیل” را درهم میشکنید. همهی این کشتار و آتش برای به زانو درآوردن ماست، اما بدانید که ما به زانو درنخواهیم آمد. در میدان میمانیم و سربلند از این نبرد بیرون میآییم. خانهها را از نو میسازیم، مردم به آغوش خانههایشان بازمیگردند، و به یاری خدا، “آزادسازی سوم” را اعلام خواهیم کرد.» سخن به پایان نزدیک میشد، اما گرمای کلام شیخ همچنان بالا میگرفت. گویی آتشی در درونش شعلهور بود که هر چه بیشتر سخن میگفت، فروزانتر میشد. «ما برافرازندهی پرچمیم تا آن را به دست صاحبالزمان، امام مهدی، بسپاریم. فلسطین قبلهگاه ماست و ایران، کوه استوار ما. آنکه امروز ایران را دشمن میدارد، گویی با خورشید میجنگد. ایران سرافراز از این معرکه بیرون خواهد آمد و پناهِ همهی آزادگان جهان خواهد شد.»
سکوتی بر میدان حاکم شد. سکوتی که نه از سر خاموشی، که از هیبت لحظه بود. همه میدانستند که کلام شیخ به پایان رسیده است، اما کسی جرأت نمیکرد این سکوت را بشکند. تا اینکه خود شیخ، یک بار دیگر لب گشود، اما این بار آرامتر، چنان که گویی هر کلمه را با جانش وزن میکند و بر ترازوی تاریخ میگذارد. و ناگهان، چون شیری که از بند رسته باشد، غرید:
«ما نه خوار میشویم، نه زبون. به یاری پروردگار، یا پیروزی و یا شهادت، و هر دو نیکی است!»
فریاد «الله اکبر» از میدان برخاست و به آسمان رفت. دستها به سوی خدا بلند شد و اشکها جاری گشت. روز مقاومت و آزادسازی، روز تجدید میثاق شد. و لبنان، یک بار دیگر، شنید که صدای آزادی از کدام سو میآید. از همان سویی که همیشه آمده است: از سنگرهای جنوب، از خون شهیدان، از کلام مردانی که هرگز زانو نزدند و هرگز نخواهند زد.
روایت راوی به پایان رسید، اما داستان مقاومت همچنان ادامه دارد. تا آزادی سوم، تا بیتالمقدس، تا صبحی که دیگر شبی در پی نیاید.
۲ مارس ۲۰۲۶، دولت لبنان، آمریکا، قیمومیت آمریکا، مذاکره با دشمن، تسلیم، سلاح مقاومت، خلع سلاح، دفاع از خاک، دفاع از ناموس، پایگاه خبری هورانآوارگان، اسیران، پهپادهای مقاومت، عقابان آهنین، حاکمیت، راهبرد دفاعی، سنگرها، کوهپایههای جنوب، افسانه اسرائیل، به زانو درآوردن مقاومت، پایگاه خبری هورانامام مهدی، امام خمینی، امام خامنهای، سید حسن نصرالله، سید عباس موسوی، امام موسی صدر، شیخ راغب حرب، حاج عماد مغنیه،پایگاه خبری هورانبازسازی خانهها، پیروزی، شهادت، هیهات منا الذله، الله اکبر، آزادگان جهان، بیتالمقدس، صبح آزادی، نسیم یاس، باروت، خون شهیدان، منبر، پایگاه خبری هورانپایگاه خبری هورانپایگاه خبری هوران، شر مطلق، چشمه جان، طلایهدار سرخجامه، فرمانده اسطورهای، رعد، آتش، شمشیر، ذلت، خواری، آزادیسید شهیدان، حماسه، طوفانالاقصی، مقاومت فلسطین، محور مقاومت، سپاه پاسداران، ملت ایران، استکبارستیزی، پایگاه خبری هورانشهدای مقاومت، اسرائیل، اشغالگری، جنوب لبنان، ارتش لبنان جنوبی، خائنان، پیمان ۱۷ می، ۲۴ نوامبر ۲۰۲۴، جرمانگاری مقاومت، پایگاه خبری هورانشیخ نعیم قاسم، روز مقاومت و آزادسازی، حزبالله لبنان، آزادسازی سوم، مقاومت اسلامی، لبنان، فلسطین، قدس، ایران، صاحبالزمان، پایگاه خبری هوران