کد خبر:25859
پ
نتانیاهوی رژیم صهیونی: «ما در خطر واقعی هستیم»

صندوق‌های رأی بر خاکستر غزه؛ قمار تل‌آویو و توهم بقای نتانیاهو

صندوق‌های رأی بر خاکستر غزه؛ قمار تل‌آویو و توهم بقای نتانیاهو نویسنده: غلامعلی نسائی دموکراسی در سایه آپارتاید و پاکسازی قومی و نتانیاهوی رژیم صهیونی: «ما در خطر واقعی هستیم» پایگاه خبری هوران – روایت انتخابات در جغرافیای اشغالی، هیچ‌گاه بازتاب‌دهنده یک فرایند دموکراتیک واقعی نبوده است؛ بلکه پرده‌ای نمایشی، فریبکارانه و مضحک بر ساختاری […]

صندوق‌های رأی بر خاکستر غزه؛ قمار تل‌آویو و توهم بقای نتانیاهو

صندوق‌های رأی بر خاکستر غزه؛ قمار تل‌آویو و توهم بقای نتانیاهو

نویسنده: غلامعلی نسائی

دموکراسی در سایه آپارتاید و پاکسازی قومی و نتانیاهوی رژیم صهیونی: «ما در خطر واقعی هستیم»

پایگاه خبری هوران – روایت انتخابات در جغرافیای اشغالی، هیچ‌گاه بازتاب‌دهنده یک فرایند دموکراتیک واقعی نبوده است؛ بلکه پرده‌ای نمایشی، فریبکارانه و مضحک بر ساختاری برآمده از استعمار شهرک‌نشینی، غصب سرزمینی و آپارتاید نهادینه‌شده به شمار می‌رود. برای شهروندان فلسطینی ساکن در اراضی اشغالی ۱۹۴۸—که حدود یک‌پنجِم جمعیت این سرزمین را تشکیل می‌دهند—حضور در پای صندوق‌های رأی کنست نه از سر سرسپردگی به نهادهای غاصب، بلکه نبردی میان «ترس از نابودی مطلق» و «انزجار و سرخوردگی عمیق از یک سازوکار ساختگی و جنایت‌پیشه» است.

این کارزار سیاسی در وضعیتی برگزار می‌شود که جهان بیش از سه سال شاهد بی‌سابقه‌ترین نسل‌کشی تاریخ معاصر در نوار غزه، تخریب سازمان‌یافته زیرساخت‌های زیستی، کشتار وحشیانه ده‌ها هزار زن و کودک و تشدید یورش‌های مرگبار شهرک‌نشینان مسلح و ارتش اشغالگر در کرانه باختری بوده است. در چنین لجن‌زاری، صحبت از دموکراسی در رژیم صهیونیستی، سخن گفتن از رقابت برنامه‌های رفاهی نیست؛ پرده‌برداری از ساختاری اهریمنی است که خون پاک کودکان فلسطینی را به ارزان‌ترین سرمایه برای جلب آرای فاشیست‌ها و برتری‌طلبان یهودی تبدیل کرده است.

صندوق‌های رأی بر خاکستر غزه؛ قمار تل‌آویو و توهم بقای نتانیاهو

 بن‌بست شکننده ائتلاف‌ها و سقوط رؤیای ناتمام نتانیاهو
بررسی دقیق آرایش سیاسی و نظرسنجی‌های انتخاباتی نشان می‌دهد که بن‌بست راهبردی تل‌آویو عمیق‌تر از هر دوره دیگری در حیات نامشروع این رژیم است. بنیامین نتانیاهو، معمار سال‌ها جنایت، نخست‌وزیری که بقای حیات سیاسی و فرار خود از محاکمه در پرونده‌های سنگین فساد را به ادامه آتش‌افروزی و ریختن خون بی‌گناهان پیوند زده، اکنون در لبه پرتگاه نابودی قرار دارد. ائتلاف راست افراطی او متشکل از فاشیست‌های علنی نظیر بتسلئیل اسموتریچ و ایتامار بن‌گویر، توانایی تثبیت اکثریت شکننده ۶۱ کرسی لازم برای تشکیل کابینه را به طور کامل از دست داده است.

در سطح فراملی نیز پیوند راهبردی نتانیاهو با جریان ترامپیسم و امیدهای پیشین او به حمایت‌های بی‌قیدوشرط راست افراطی واشنگتن، دیگر قادر به نجات او از بحران‌های چندلایه ساختاری نیست. عدم پیروزی و ناکامی نتانیاهو در تثبیت موقعیت خود، محصول فرسایش همه‌جانبه ماشین جنگی صهیونیست‌ها، محکومیت در دادگاه‌های بین‌المللی و انزجار و خشم تاریخی ملت‌های جهان است. حتی بحران امنیتی مداوم و شکست فاحش در اهداف جنگی، پایگاه سنتی راست‌گرایان را دچار فروپاشی کرده است. نه لفاظی‌های نتانیاهو و نه موج‌سواری بر ترامپیسم، راه نجاتی برای بن‌بست کنست نخواهد ساخت؛ سقوط این جلاد قرن حتمی و اجتناب‌ناپذیر است.

تروریسم اداری و حذف سیستماتیک هویت فلسطینی
عمق ماهیت نژادپرستانه و آپارتایدی این رژیم زمانی آشکارتر شد که در ۲۳ سپتامبر، کمیته مرکزی انتخابات تل‌آویو با تصمیمی سراسر خصمانه به رد صلاحیت کامل احزاب عربی یعنی «راعام» و «فهرست مشترک» (متشکل از حداش، بلد و تعال) رأی داد. گرچه دیوان عالی از بیم رسوایی بین‌المللی و فروپاشی کامل ویترین به ظاهر قانونی‌اش این تصمیم را لغو کرد، اما قضات صهیونیست با ارسال پالس‌های آشکار نشان دادند اکثریت آن‌ها از رد صلاحیت سامی ابوشحاده، رهبر حزب «بلد»، حمایت می‌کنند؛ امری که وی را ناچار به پس‌گرفتن نامزدی خود در این ساختار تحمیلی کرد.

این اقدام خباثت‌آمیز، خشم و انزجار عمومی جامعه عرب را به اوج رساند و بار دیگر به فلسطینی‌ها ثابت کرد که این سیستم از ریشه فاسد، نژادپرست و نامشروع است. سیستمی که حتی تحمل حضور نمایندگان اقلیت تحت ستم را در همان مجلس نمایشی خود ندارد. اما برخلاف تصور اشغالگران، این سرکوب سیستماتیک به انگیزه مقاومت مدنی بدل شد. همان‌طور که ثابت ابوراس، کارشناس مسائل فلسطین تأکید کرد: «ما احساس می‌کنیم که مستقیماً تحت هجوم و تهاجم وجودی قرار داریم، و دقیقاً به همین دلیل است که با درصدی بسیار بالاتر پای صندوق‌ها خواهیم رفت تا بازی فاشیست‌ها را درهم بشکنیم.»

دوراهی وجودی؛ شرافت اخلاقی در برابر مهار وحشی‌گری
در محله بیت‌حنینا در قدس اشغالی، لیلا عثامنه، دختر ۱۹ ساله‌ای که برای نخستین‌بار حق رأی پیدا کرده، نماد تردید نسلی است که میان تحریم صندوق‌های آپارتاید و استفاده ابزاری از برگه رأی برای نجات جان هم‌خون‌هایش سرگردان است. مادر او، با قلبی پر از کینه و انزجار از سال‌ها تحقیر، همواره رأی‌گیری را تحریم کرده؛ چرا که معتقد است رأی دادن، خدمت به تبلیغات رژیم برای نمایش «دموکراسی دروغین» است؛ سیستمی که خروجی‌اش تنها قدرت‌گیری فاشیست‌ترین جنایتکاران تاریخ بوده است.

اما نسل جوان، که هر روز پیکرهای پاره‌پاره غزه و آوارگی کرانه باختری را بر پرده تاریخ می‌بیند، نگاه دیگری دارد. لیلا رأی دادن را تلاشی از سر ناچاری برای شنیده شدن صدای میلیون‌ها مظلومی می‌داند که بی‌صدا زیر ماشین نسل‌کشی دفن می‌شوند: «حتی اگر این کار تنها یک درصد امید برای نجات یک خانه از ویرانی یا ممانعت از کشته شدن یک انسان ایجاد کند، آن را انجام می‌دهم.» این یک تسلیم نیست، بلکه انتخابی دردناک در میانه خاک و خون است؛ جامعه فلسطینی می‌داند این ساختار دشمن ذاتی آن‌هاست، اما غیبت آنان زمین را برای اراذلِ فاشیستی هموار می‌کند که آرزوی اخراج کامل فلسطینیان از الجلیل تا نقب را در سر می‌پرورانند.

ارعاب وقیحانه اسموتریچ و طمع شهرک‌نشینان در الجلیل
وحشت تروریسم شهرک‌نشینی هر روز دایره خود را بر روستاهای فلسطینی تنگ‌تر می‌کند. روایت حنان، زن ۳۶ ساله ساکن الجلیل، گویای آن است که سایه غاصبان مسلح حتی به چند قدمی خانه‌های موروثی رسیده است؛ جایی که صهیونیست‌های افراطی تلاش کردند پایگاه غیرقانونی جدیدی را در مجاورت روستای فلسطینی «مجدالکروم» بنا کنند.

اوج رذالت و تفکر فاشیستی رژیم زمانی بر همگان عیان شد که بتسلئیل اسموتریچ، وزیر افراطی دارایی، با انتشار ویدئویی جعلی و تولیدشده با هوش مصنوعی، اعراب الجلیل را علناً تهدید کرد که «یهودیان می‌آیند تا همان بلا و فاجعه‌ای را که بر سر غزه و کرانه باختری آوردند، بر سر شما در الجلیل پیاده کنند.» این حد از وقاحت و کینه‌توزی نه تنها نتوانست رعب و تسلیم ایجاد کند، بلکه به سوختی برای نفرت عمومی و عزم جامعه جهت زمین‌زدن فاشیسم بدل شد؛ تا جایی که حتی افراد مردد نیز احساس کردند نشستن در خانه به معنای چراغ سبز نشان دادن به کانون‌های ترور شهرک‌نشینان است.

خیزش انتخاباتی؛ تکرار کابوس ۱۹۹۹ برای نتانیاهو
آمارهای تاریخی نشان می‌دهد که میزان مشارکت فلسطینیان اراضی اشغالی در پنج انتخابات گذشته بین ۴۵ تا ۶۵ درصد متغیر بوده و در سال ۲۰۲۲ به حدود ۵۳ درصد محدود شد. اما اکنون در زیر سایه انزجار از نسل‌کشی غزه، نظرسنجی‌ها از خیزش ۶۲ درصدی خبر می‌دهند و فعالان فلسطینی به دنبال هدف‌گذاری ۷۰ تا ۷۵ درصدی هستند.

این هدف‌گذاری یادآور حماسه سیاسی سال ۱۹۹۹ است؛ دورانی که مشارکت خیره‌کننده ۷۵ درصدی اعراب، مستقیماً به شکست سنگین و خفت‌بار بنیامین نتانیاهو انجامید. هدف از این بسیج سراسری، خنثی‌سازی احزاب خرد و هارِ راست افراطی نظیر «عمخا ییسرائل» و «نیروهای ذخیره» است. بالا رفتن موج مشارکت فلسطینیان، آستانه انتخاباتی (۳.۲۵ درصد) را بالا می‌کشد و این گروه‌های تروریستی را از ورود به کنست محروم می‌سازد و کلیت توازن قدرت صهیونیست‌ها را برهم می‌زند.

 پادشاه‌سازان رانده‌شده و ریاکاری اپوزیسیون صهیونیست
تناقض مشمئزکننده سیاست در این رژیم جعلی اینجاست: از نظر ریاضی، با توجه به بن‌بست ائتلاف‌های راست و میانه، احزاب عربی با کرسی‌های خود «پادشاه‌ساز» میدان هستند و هیچ دولتی بدون آن‌ها حد نصاب ۶۱ کرسی را کسب نخواهد کرد. اما ذات آپارتاید مانع از شناسایی حقوق برابر است. جنایتکاران نقاب‌دارِ اپوزیسیون نظیر نفتالی بنت و گادی آیزنکوت با وقاحت تمام اعلام می‌کنند: «احزاب عربی غیرصهیونیست هستند و هرگز به آن‌ها تکیه نخواهیم کرد.» شعار کثیف نتانیاهو مبنی بر این‌که «گادی آیزنکوت بدون احمد طیبی هیچ است»، نشان می‌دهد که در فرهنگ سیاسی صهیونیسم، همراهی با صاحبان واقعی سرزمین گناهی نابخشودنی تعریف شده است.

تجربه مذبوحانه حزب رعد و منصور عباس در سال ۲۰۲۱ نشان داد که باج‌دهی و گدایی بودجه در قبال سکوت در برابر استعمار، سرابی بیش نیست. اما همان‌طور که یوسف جبارین از فهرست مشترک و اسعد غانم بیان کرده‌اند، اعراب هدفشان همراهی با اپوزیسیون نیست، بلکه هدف کشیدن ترمز ماشین کشتار و بستن مسیر بر روی هارترین جناح‌های صهیونیستی است. ثابت ابوراس که خود ۳۸ تن از اعضای خانواده‌اش در جنایات وحشیانه غزه شهید شده‌اند، حقیقت تلخ این میدان را چنین خلاصه می‌کند: «ما هیچ توهمی به این سازوکار نداریم؛ اما پیش از پایان اشغالگری، باید جان ملت مظلوم و بی‌دفاعمان را از چنگال این خون‌آشامان نجات دهیم.»

کلام آخر: نبرد ابدی حق در برابر ماشین باطل
نمایش انتخابات اکتبر ۲۰۲۶، چیزی جز اعتراف علنی به بحران مشروعیت و زوال ذاتی رژیم صهیونیستی نیست. ماشین جنگی اسرائیل که روزگاری به توهم قدرت می‌بالید، اکنون در گل‌ولای غزه و زیر بار نفرت و انزجار بین‌المللی خرد شده و حتی در مهندسی سیاسی داخلی خود نیز به بن‌بست رسیده است. نتانیاهو و متحدان غربی‌اش در واشنگتن دیگر قادر به بازگرداندن عقربه‌های زمان نیستند؛ شکست و عدم پیروزی این جنایتکار کارکشته، سرنوشتی محتوم است که گریبان تل‌آویو را گرفته است.

صندوق‌های رأی کنست، جایگاهی برای رهایی قدس شریف نیست؛ بلکه تنها آوردگاهی تاکتیکی است که در آن، فلسطینیان از شکاف‌های دشمن سود جسته و مانع از یکه‌تازی فاشیست‌ها می‌شوند. سرنوشت حقیقی این سرزمین، در راهروهای تاریک و آلوده کنست تعیین نخواهد شد، بلکه در مقاومت حماسی ویرانه‌های غزه، در اراده پولادین کرانه باختری و در ایستادگی مردمی که هرگز از حق زیستن و آزاد زیستن عقب‌نشینی نکرده‌اند، نگاشته می‌شود. تاریخ هرگز فراموش نخواهد کرد که دموکراسی صهیونیستی، چیزی جز رقص مرگ بر روی خاکستر کودکان مظلوم نبوده و پایان این طومارِ ظلم، قطعی است.

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کلید مقابل را فعال کنید