کد خبر:25853
پ
شبی که نتانیاهو دست خود را برید!

جزئیاتی گفته نشده از شبی که نتانیاهو دست خود را برید!

جزئیاتی گفته نشده از شبی که نتانیاهو دست خود را برید! دکترین جدید امنیت ملی رژیم صهیونیستی درباره تجزیه‌طلبان چه می‌گوید؟ در نقشه ای که نتانیاهو در جریان سخنرانی خود پیرامون امنیت رژیم صهیونیستی از خاورمیانه پخش کرده، اقلیم کردستان از خاک عراق جدا و به عنوان کشوری مستقل نمایش گذاشته شد. پایگاه خبری هوران […]

جزئیاتی گفته نشده از شبی که نتانیاهو دست خود را برید!

جزئیاتی گفته نشده از شبی که نتانیاهو دست خود را برید!

دکترین جدید امنیت ملی رژیم صهیونیستی درباره تجزیه‌طلبان چه می‌گوید؟

در نقشه ای که نتانیاهو در جریان سخنرانی خود پیرامون امنیت رژیم صهیونیستی از خاورمیانه پخش کرده، اقلیم کردستان از خاک عراق جدا و به عنوان کشوری مستقل نمایش گذاشته شد.

پایگاه خبری هوران – نتانیاهو، نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی هنگام معرفی دکترین جدید امنیت ملی این رژیم، نقشه‌ای از آرایش ژئوپلیتیکی منطقه به نمایش گذاشت که منطقه را به سه محور اصلی تقسیم می‌کند

در نقشه ای که نتانیاهو در جریان سخنرانی خود پیرامون امنیت رژیم صهیونیستی از خاورمیانه پخش کرده، اقلیم کردستان از خاک عراق جدا و به عنوان کشوری مستقل نمایش گذاشته شد.

این اقدام صهیونیست‌ها را نمی‌توان یک لغزش دیپلماتیک یا یک خطای ساده در طراحی نقشه دانست. این رویداد، در بستر تاریخی و استراتژیک رژیم اسرائیل، بازتاب‌دهنده تداوم دو دکترین بنیادین و به‌هم‌پیوسته است: دکترین پیرامونی (Periphery Doctrine) و دکترین اوود ینون (Oded Yinon Plan) که در حال حاضر هر دو در منطقه در مرحله اجزایی شدن قرار دارد.

اگرچه گزارش‌های اولیه حاکی از آن است که در نشست مذکور، نقشه‌ای مبتنی بر سناریوی موساد و سیا برای استفاده از نیروهای کرد تحت حمایت هوایی آمریکا جهت ایجاد ناآرامی در ایران ارائه شده بود، اما انتشار نقشه‌ای که اقلیم کردستان را به‌عنوان یک موجودیت مستقل و جدا از عراق نشان می‌داد، خشم گسترده‌ای را در عراق و منطقه برانگیخت.

این اقدام، یادآور حمایت علنی و بی‌سابقه صهیونیست‌ها از همه‌پرسی استقلال اقلیم کردستان در سال ۲۰۱۷ بود؛ جایی که این رژیم تنها کشوری بود که به‌صراحت از این اقدام حمایت کرد و نتانیاهو آن را “تلاش مشروع کردها برای دستیابی به دولتی مستقل” خواند. این پیشینه، نشان می‌دهد که آنچه در نقشه اخیر دیده می‌شود، نه یک انحراف تاکتیکی، بلکه تجلی دکترینی است که دهه‌ها در سیاست خارجی و امنیتی اسرائیل ریشه دوانده است.

دکترین پیرامونی: منطق اتحاد با “حاشیه‌ها”

دکترین پیرامونی، که در دهه ۱۹۵۰ توسط دیوید بن‌گوریون، از بنیان‌گذار صهیونیسم و الیاهو ساسون، مشاور او در امور خاورمیانه، تدوین شد، سنگ‌بنای رویکرد استراتژیک رژیم صهیونیستی در قبال منطقه است.

منطق اصلی این دکترین بر یک اصل ساده استوار بود، رژیم اسرائیل در محاصره کشورهای عربی قرار دارد که موجودیت آن را به رسمیت نمی‌شناسند. بنابراین، برای شکستن این انزوا و ایجاد “عمق استراتژیک”، باید با بازیگران غیرعرب و غیرمسلمان در حاشیه جهان عرب مانند ترکیه، ایران (دوران پهلوی)، اتیوپی، مسیحیان لبنان و کردهای عراق اتحادهایی تشکیل دهد.

هدف این دکترین، نه تنها کاهش آسیب‌پذیری امنیتی، بلکه ایجاد یک شبکه از متحدان بود که بتوانند تهدید اعراب را از چند جبهه مهار کنند. در این میان، کردها جایگاه ویژه‌ای یافتند، زیرا آنها نیز مانند رژیم اسرائیل، یک عامل غیرعرب و غیرفارغ از یک سرزمین مستقل در محیطی همگن بودند.

این اشتراک منافع، رژیم صهیونیستی را به سمت حمایت از جاه‌طلبی‌های کردی سوق داد. این دکترین در طول دهه‌ها فراز و نشیب‌های زیادی را تجربه کرد و در دهه ۱۹۸۰ موقتاً کنار گذاشته شد، اما از دهه ۲۰۰۰ به بعد، به‌ویژه در قبال کردهای عراق، سوریه و حتی سومالی‌لند، به‌عنوان یک «گزینه استراتژیک» دوباره ظهور کرده است.

اگر دکترین پیرامونی چگونگی اتحادسازی را توضیح می‌دهد، دکترین اوود ینون “چرا” و “با چه هدف نهایی” را روشن می‌کند. در سال ۱۹۸۲، اوود ینون، دیپلماتی که در وزارت خارجه رژیم اسرائیل خدمت کرده بود، سندی منتشر کرد که به “طرح ینون” شهرت یافت. این سند، که در مجله “کیونیم” منتشر شد، یک استراتژی صریح برای دهه ۱۹۸۰ و پس از آن ارائه می‌داد که در آن تجزیه و تکه‌تکه کردن کشورهای عربی به موجودیت‌های کوچک‌تر، ضعیف‌تر و مبتنی بر هویت‌های قومی و فرقه‌ای، تا صهیونیست‌ها بتواند به‌عنوان هژمون منطقه‌ای باقی بماند.

ینون به‌طور مشخص، عراق را به عنوان یک هدف اصلی معرفی کرد و خواستار تقسیم آن به سه کشور شد، یک دولت کردی در شمال، یک دولت سنی در مرکز، و یک دولت شیعی در جنوب. او استدلال می‌کرد که این تجزیه، نه تنها قدرت نظامی و سیاسی اعراب را تضعیف می‌کند، بلکه رقابت‌های درونی آنها را تشدید کرده و تمرکزشان را از اسرائیل دور می‌سازد.

این طرح، که ریشه در رویابافی «اسرائیل بزرگ» دارد، تنها به عراق محدود نمی‌شد و تجزیه لبنان، سوریه، مصر و سایر کشورهای عربی را نیز در دستور کار قرار می‌داد.

نقطه تلاقی: کردستان به‌عنوان “ستون پنجم

آنچه نقشه اخیر نتانیاهو را به یک “رویداد امنیتی” تبدیل می‌کند، تلاقی این دو دکترین در نقطه‌ای به نام اقلیم کردستان است. از منظر دکترین پیرامونی، کردستان به عنوان یک متحد غیرعرب، ابزاری برای افزایش عمق استراتژیک صهیونیستی و ایجاد یک پایگاه اطلاعاتی و نظامی در قلب خاورمیانه است.

اسرائیل از این منطقه برای انجام عملیات‌های اطلاعاتی علیه ایران و رصد فعالیت‌های مقاومت منطقه‌ای بهره برده است؛ همچنین، اقلیم کردستان به دلیل ذخایر نفتی خود، منبع مهمی برای تأمین انرژی رژیم صهیونیستی است؛ به‌طوری‌که گزارش شده تل‌آویو بخش قابل‌توجهی از نفت مورد نیاز خود را از این منطقه وارد می‌کند.

از سوی دیگر، از منظر دکترین ینون، تجزیه عراق و ایجاد یک دولت کردی در شمال آن، دقیقاً همان هدفی است که در سال ۱۹۸۲ ترسیم شده بود.

این دولت کردی، به‌عنوان یک موجودیت ضعیف و وابسته، می‌تواند به “ستون پنجم” منافع اسرائیل تبدیل شود و به‌طور دائمی توانایی عراق به‌عنوان یک کشور عربی متحد را تضعیف کند، بنابراین، آنچه در نقشه نتانیاهو دیده می‌شود، تحقق عینی و بصری همان طرحی است که ینون چهار دهه پیش نوشت.

اما این اقدام صهیونیست‌ها پیامدهای امنیتی چندلایه برای بازیگران مختلف منطقه به همراه دارد:

برای عراق: این نقشه، تهدیدی مستقیم علیه تمامیت ارضی و حاکمیت ملی عراق است. دولت مرکزی بغداد، همان‌طور که در واکنش به اظهارات نتانیاهو درباره “اسرائیل بزرگ” نشان داد، این اقدام را “تحریکی آشکار” و “تهدید مستقیم علیه امنیت ملی عربی” می‌داند. این امر می‌تواند به تشدید تنش‌های مرکزی-منطقه‌ای و تضعیف بیشتر ثبات شکننده عراق منجر شود.

برای ایران: رژیم صهیونیستی، کردستان را به‌عنوان پایگاهی برای مهار و جمع‌آوری اطلاعات علیه ایران می‌بیند، نقشه اخیر، احتمالاً با هدف ایجاد یک جبهه جدید در مرزهای غربی ایران و حمایت از گروهک‌ها تروریستی و تجزیه‌طلب برای ایجاد ناآرامی طراحی شده است.

برای ترکیه: آنکارا به‌شدت با هرگونه حرکت به سمت استقلال کردستان عراق مخالف است، زیرا نگران تأثیر آن بر جدایی‌طلبی کردهای خود است. ترکیه در گذشته با فشار دیپلماتیک و نظامی، از جمله وتوی طرح‌های مشابه، مانع از تحقق این سناریو شده است. نقشه نتانیاهو، بار دیگر ترکیه را در مقابل اسرائیل قرار می‌دهد و می‌تواند به تنش در روابط دوجانبه و پیچیده‌تر شدن معادلات امنیتی منطقه منجر شود.

برای سوریه: طرح ینون، تجزیه سوریه را نیز در دستور کار دارد، حمایت از کردهای سوریه در چارچوب دکترین پیرامونی، می‌تواند به تضعیف بیشتر دولت مرکزی دمشق و ایجاد یک موجودیت کردی دیگر در همسایگی اسرائیل منجر شود.

اما نکته جالب توجه آن است که طرح ینون عاقب خوشی برای خود صهیونیست‌ها نیز نخواهد داشت، این طرح اگرچه این اقدام در کوتاه‌مدت ممکن است به‌عنوان یک پیروزی تبلیغاتی و نمایش قدرت تلقی شود، اما در بلندمدت می‌تواند اسرائیل را در یک “دام امنیتی” گرفتار کند، حمایت علنی از تجزیه یک کشور عربی، هزینه‌های امنیتی سنگینی برای صهیونیست‌ها ایجاد می‌کند و احتمالاً اتحادهای تاکتیکی آن با برخی کشورهای عربی (مانند توافق‌های ابراهیم) را تضعیف می‌کند. همچنین، این اقدام می‌تواند به بی‌ثباتی گسترده‌تر در منطقه و ظهور تهدیدات جدید منجر شود.

روزنامه معاریو در گزارشی چشم‌انداز امنیتی نتانیاهو را به باد انتقاد گرفت و نوشت:

اگر او این سند را به‌عنوان یک پژوهش دانشگاهی در یکی از دروس ارائه می‌کرد، احتمالاً به‌ظن کپی‌برداری از هوش مصنوعی، پرونده‌اش به کمیته انضباطی ارجاع داده می‌شد اما انتقاد اصلی، نه ادبی است و نه آکادمیک: اسرائیل با کسری بودجه‌ای مواجه است که منابع مالی خرید جنگنده، هواپیمای سوخت‌رسان، بالگرد تهاجمی و بالگرد ترابری را به پایان رسانده است. این یعنی دکترین «پیشگیری و حمله» که نتانیاهو چهار روز پیش از آن رونمایی کرده بود، فقط روی کاغذ وجود دارد، شکست هفتم اکتبر ثابت کرد اسرائیل نه از بازدارندگی برخوردار بود و نه هشدار لازم را دریافت کرد؛ همچنین ابتکار عمل و رویکرد انتقادی هم وجود نداشت.

این جمله، ستون فقرات روایت نتانیاهو را هدف گرفته اس نتانیاهو در هفته‌های اخیر، «امنیت» را به عنوان برگ برنده اصلی خود در انتخابات ۲۷ اکتبر معرفی کرده بود اما اکنون رسانه‌های داخلی اسرائیل نه رسانه‌های خارجی درحال «واچینی» این روایت هستند.

از تاکتیک به دکترین، نتایاهو به چه چیزی فکر می‌کند؟

نشست اخیر نتانیاهو و انتشار نقشه‌ای که اقلیم کردستان را به‌عنوان یک کشور به رسمیت می‌شناسد، را باید در چارچوب یک پیوستگی استراتژیک تحلیل کرد، نه یک اقدام تاکتیکی گذرا، در واقع این رویداد، تحقق بخشیدن به دو دکترین بنیادین رژیم اسرائیل است: دکترین پیرامونی که کردها را به‌عنوان متحدان طبیعی در حاشیه جهان عرب تعریف می‌کند، و دکترین ینون که تجزیه عراق و ایجاد یک دولت کردی وابسته را به‌عنوان ابزاری برای هژمونی منطقه‌ای اسرائیل تجویز می‌کند.

با این حال، این استراتژی با یک “معضل امنیتی” کلاسیک روبرو است، تلاش برای افزایش امنیت از طریق تضعیف همسایگان، در نهایت به ایجاد محیطی بی‌ثبات‌تر و غیرقابل پیش‌بینی‌تر منجر می‌شود که امنیت خود رژیم صهیونی را نیز تهدید می‌کند. کردستان، در این معادله، نه یک کلید، بلکه یک چاقوی دولبهاست که می‌تواند هم به‌عنوان ابزار فشار و هم به‌عنوان منبع بی‌ثباتی عمل کند، آینده نشان خواهد داد که نتانیاهو چگونه با طرح کردستان دست خود را خواهد برید!

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کلید مقابل را فعال کنید