کد خبر:23638
پ
۱۴۰۴-۱۰۲۳۱
به جهنم کودکش صهیونیست خوش آمدید

به جهنم رژیم کودکش صهیونیست خوش آمدید

به جهنم رژیم کودکش صهیونیست خوش آمدید نویسنده: غلامعلی نسائی برشی از دوران تلخ و حماسی شیما ابوجیاب فرزند؛ ابو فول ۳۲ ساله، ساکن کمپ آوارگان جبالیه است که به تاریخ دوخته می‌شود تا آیندگان بدانند سرزمین فلسطین توسط اشغالگر خبیث رزیم کودک کش صهیونیستی با حمایت مستکبران غربی و آمریکای جنایتکار به قتلگاه مردمان […]

به جهنم رژیم کودکش صهیونیست خوش آمدید

نویسنده: غلامعلی نسائی

برشی از دوران تلخ و حماسی شیما ابوجیاب فرزند؛ ابو فول ۳۲ ساله، ساکن کمپ آوارگان جبالیه است که به تاریخ دوخته می‌شود تا آیندگان بدانند سرزمین فلسطین توسط اشغالگر خبیث رزیم کودک کش صهیونیستی با حمایت مستکبران غربی و آمریکای جنایتکار به قتلگاه مردمان بیگناه خود شد.

پایگاه خبری هوران – گزارش «به جهنم خوش آمدید» به بررسی نحوه برخورد با اسرای فلسطینی و شرایط غیرانسانی بازداشت آنها در زندان های رژیم صهیونیستی از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ می پردازد و در جریان تحقیق و تهیه این گزارش، شهادت ۵۵ فلسطینی اعم از زن و مرد که در این مدت در زندان ها و بازداشتگاه های رژیم صهیونیستی نگهداری می شدند، ثبت شد.

اکثریت قریب به اتفاق شاهدان محاکمه نشدند. شهادت زندانیان نتایج یک روند سریع را نشان می دهد که در آن بیش از ده ها بازداشتگاه اسرائیلی، اعم از نظامی و غیرنظامی، به شبکه ای از اردوگاه ها تبدیل شدند که هدف اصلی آنها سوء استفاده از انسان های بازداشت شده در آنها بود. هرکس از درهای این فضا وارد شود، محکوم به شدیدترین، عمدی و بی وقفه‌ترین درد و رنج است، فضایی که عملاً به عنوان یک شکنجه‌گاه عمل می‌کند.

در آغاز جنگ به خانه پدر و مادرم در محله صفتاوی در شمال نوار غزه نقل مکان کردم. بعد از حدود یک ماه و نیم همه به یک آپارتمان اجاره ای در محله شیخ رضوان نقل مکان کردیم. در تاریخ ۳٫۱۲٫۲۳ پدرم خالد ابوجیاب (۷۲ ساله) در ورودی خانه نشسته بود که ناگهان بمباران شدیدی در منطقه رخ داد و به شدت مجروح شد.

با شوهرم احمد ابوفول تماس گرفتم که به عنوان امدادگر کار می کند. با آمبولانس آمد و پدرم را به بیمارستان العوده رساند. در بیمارستان پدرم را جراحی کردند اما حالش وخیم بود و فردای آن روز فوت کرد. او را در زمین فوتبال در آن منطقه دفن کردیم. آن روز خیلی سخت بود.

در تاریخ ۱۲٫۱۲٫۲۳ مطلع شدم که ساختمان خانواده شوهرم بمباران شده است و شوهرم ۲۸ نفر از اعضای خانواده خود از جمله همسر اولش اسلام و سه فرزندشان را از دست داده است. فقط اولا (۱۴ ساله) باقی مانده بود که مجروح شد و به بیمارستان باپتیست منتقل شد. روز بعد به آنجا رفتم تا با او باشم.

دستور دادند پیراهن هایمان را بلند کنیم و شلوارمان را کمی پایین بیاوریم و سربازها جلوی ما ایستادند.

علا از ناحیه پای چپ و سرش مجروح شد. حدود ۶ ساعت در بیمارستان ماندیم و سپس به بیمارستان هلال احمر در کمپ آوارگان جبلیه رفتیم. ما آنجا ماندیم تا اینکه ارتش اسرائیل به منطقه حمله کرد و محل را محاصره کرد. چهار روز خروج از بیمارستان ممنوع بود و غذا تقریباً تمام می شد.

این داستان ادامه دارد…

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کلید مقابل را فعال کنید