12345-162
هر وقت قدت اندازه تفنگ شد برو جبهه

هر وقت قدت اندازه تفنگ شد برو جبهه

هر وقت قدت اندازه تفنگ شد برو جبهه علی اکبر تازه بسیجی شده بود، دلش می خواست برود جبهه، اما پدرش همیشه خدا دستش می انداخت، علی اکبر هم آنقدر ...
12345-163
شهیدی که نشانی مزارش را برای مادرش نوشت

شهیدی که نشانی مزارش را برای مادرش نوشت

شهیدی که نشانی مزارش را برای مادرش نوشت شهید اردشیر رحمانی چند روز مانده بود که برود جبهه، گفتم: پسرم بیا ازدواج کن، خواهرات ازدواج کردند، برادرت ازدواج کرده، من ...
upload_1618143943_0-1888
همسر شهید عبدالله فرجی

طعم ترس در دل تاریکی سنگر را چشیده‌ام

همسر شهید عبدالله فرجی طعم ترس در دل تاریکی سنگر را چشیده‌ام شهید عبدالله فرجیعبدالله بیشتر وقت‌ها مأموریت بود و من فقط برایش دعا می‌کردم. اهالی محل به علت ترس ...
12345-131
رضایت اهل‌بیت برای پسرم از کسب هر مدالی با‌ارزش‌تر بود

رضایت اهل‌بیت برای پسرم از کسب هر مدالی با‌ارزش‌تر بود

مادر شهید‌مدافع حرم محمدکاظم توفیقی از ورزشکاران رشته موتور‌سواری رضایت اهل‌بیت برای پسرم از کسب هر مدالی با‌ارزش‌تر بود رضایت اهل‌بیت برای پسرم از کسب هر مدالی با‌ارزش‌تر بودپسرم می‌گفت ...
12345-169
فرماندۀ گردان، نصف پلاکم را شکست!

خمپاره های سرگردان با دستنوشته رزمنده گردان خط شکن

خمپاره های سرگردان با دستنوشته رزمنده گردان خط شکن زخمی و خونین تا طلوع صبح افتاده بودم. آفتاب زده بود. می‌شد راه را تشخیص داد. توی دشت بودیم، اما نه؛ ...
upload_1624862284_0-130
علی فلاحتی که پدر و دو برادرش در بمباران شیمیایی شهر نودشه به شهادت رسیدند

زندگی با گاز خردل حکایتی است که هیچ گاه به آن عادت نکردم

زندگی با گاز خردل حکایتی است که هیچ گاه به آن عادت نکردم علی فلاحتی که پدر و دو برادرش در بمباران شیمیایی شهر نودشه به شهادت رسیدند زندگی با ...
255855523654785
نمازش را نشکست دستش را شکستند

نمازش را نشکست دستش را شکستند

نمازش را نشکست دستش را شکستند هیچ‌کس حق اعتراض نداشت. حرف می‌زدی، همه را می‌کشیدند و می‌بردند کتک‌خوری. بعد یک تکه طناب از جیبش درآورد. دست‌های شعبان را که از ...
۱۳۹۱۰۲۰۳۰۰۰۲۲۷_PhotoA
وقتی خبر رهبری آقا به اردوگاه اسرا رسید

وقتی خبر رهبری آقا به اردوگاه اسرا رسید

وقتی خبر رهبری آقا به اردوگاه اسرا رسید نویسنده: غلامعلی نسائی هوران: نام امام خامنه ای، مثل رعد وبرقی را می‌ماند که دل صدامیان را آتش زد. حماسه و مقاومت ...
۱۳۹۱۰۵۲۵۰۰۰۰۵۶_PhotoA
داشتن یک گردان بسیجی آرزوی یک افسر بعثی

داشتن یک گردان بسیجی آرزوی یک افسر بعثی

داشتن یک گردان بسیجی آرزوی یک افسر بعثی * غلامعلی نسائی هوران - فرمانده اردوگاه آمد، سرباز عراقی قفل در آهنی آسایشگاه را که باز کرد، همه دسته‌جمعی با صدای ...
images (4)
هر كه كلت دارد فرمانده لشكر است

کلاشینکف کار دست صاحبش دارد

کلاشینکف کار دست صاحبش دارد نویسنده: غلامعلی نسائی پایگاه خبری هوران: يك‌ مرتبه از كمپ فرمان‌دهي يك عالمه قلچماق ريختند و با مشت و لگد افتادند به جان شعبان و ...
1 91 92 93 94 95