به روایت فرمانده لشکر 25 کربلا
روایتی خواندنی از سردار مرتضی قربانی در گردان مسلم ابن عقیل(ع)
روایتی خواندنی از سردار مرتضی قربانی در گردان مسلم ابن عقیل(ع) فرصت را غنيمت شمرده و پاي صحبت و خاطرات سردار سرتيپ پاسدار « حاج مرتضي قرباني » از فرماندهان ارشد سپاه در دوران هشت سال دفاع مقدس مي نشينيم تا از روزهاي پاياني جنگ براي ما بگويد. گروه حماسه و مقاومت هوران – آنچه […]
روایتی خواندنی از سردار مرتضی قربانی در گردان مسلم ابن عقیل(ع)
فرصت را غنيمت شمرده و پاي صحبت و خاطرات سردار سرتيپ پاسدار « حاج مرتضي قرباني » از فرماندهان ارشد سپاه در دوران هشت سال دفاع مقدس مي نشينيم تا از روزهاي پاياني جنگ براي ما بگويد.
گروه حماسه و مقاومت هوران – آنچه در پي مي آيد چكيده ايست از يك ساعت گفت و گوي ما با ايشان كه تقديم مي كنيم به روح مطهر شهدا وامام شهدا; آن آينه دار جمال بقيه اللهي
به گزارش هوران – بحث ما پيرامون روزهاي آخر جنگ است. عراقي ها در اوايل سال ۱۳۶۷ هـ . ش. خودشان را بطور تمام و كمال با همه تجهيزات آماده كردند كه در جنوب بار ديگر به ما حمله كنند و با توجه به اطلاعاتي كه ما كسب كرديم. قرار بود اين عملياتها در محورهاي مختلفي چون محور خرمشهر و محور شلمچه (منطقه عملياتي كربلاي ۵ ) و جزاير مجنون دنبال شود.
لذا ابتداي سال ۱۳۶۷ عراقي ها حمله اي را با آتش بسيار گسترده و با استفاده از تجهيزات و امكانات شيميايي در منطقه تدارك ديده بودند. چون آنها از توان آنچنانه اي در مقابله با رزمندگان اسلام برخوردار نبودند (هم در جبهه هاي پدافندي شان شكست مي خوردند و خطوط شان سقوط مي كرد و هم در عملياتهاي آفندي , نيروهايشان روحيه نداشتند كه با رزمندگان اسلام بجنگند و تاب مقاومت نداشتند) لذا با استفاده از يكسري تجهيزات , امكانات و وسايلي چون گازيت , مين , بشكه هاي فوگاز , سيم هاي خاردار , ميله هاي خورشيدي , كانالهاي عريض و طويل و آب انداختن جلوي رزمندگان اسلام , و استفاده از سنگرهاي كمين بسيار و استفاده از نور افكن و تپه هاي ديده باني و دكل هاي بلند , مي خواستند تقريبا آن تهاجم رزمندگان اسلام را سد كنند و نگذارند موفق شوند و اگر هم موفق شدند صد در صد به موفقيت نرسند.

سردار حاج عیسی اتراچالی فرمانده گردان مسلم – سردار مرتضی قربانی فرمانده لشکر ۲۵ کربلا
از طرفي تجهيزات شيميايي و استفاده از مواد شيميايي هم بعنوان يك امكان و پتانسيل بالايي در اختيار شان بود. مثلا در عمليات والفجر ده از سيانور استفاده كردند , موادي كه با يك دم و بازدم در سيستم تنفسي , بلافاصله انسان حالت خفگي پيدا مي كند و فوت مي شود , من آنجا يادم است كه بر اثر استفاده از بمب هاي سيانور شايد حدود ۱۰۰ الي ۱۵۰ نفر از نيروهاي من از گردان امام حسين (ع ) كه فرماندهي آن به عهده سردار شهيد كلبادي , يكي از فرمانده گردانهاي قهرمان لشگر ۲۵ كربلا بود به شهادت رسيدند.
معمولا وقتي عراقي ها به تنگا مي افتادند مثل روز و شب عمليات از همه امكاناتي كه عرض شد استفاده مي كردند و استفاده از مواد شيميايي يكي از روشهايي بود كه دشمن در اين سالهاي آخر جنگ بطور گسترده استفاده مي كرد; در واقع از عمليات خيبر وقتي توان ما را ديد كه ما رفتيم در عمق دشمن نفوذ كرديم و توانستيم ضربات سنگين به آنها وارد كنيم و جاده بغداد ـ بصره را ببنديم در آنجا از مواد از پيش تهيه شده شيميايي استفاده كردند و در اين عملياتهاي روزهاي آخر جنگ هم بطور گسترده چه در تهاجم و چه در آفند و پدافند از مواد شيميايي استفاده مي نمودند.

سردار حاج عیسی اتراچالی با شهدای گردان مسلم
ما در عمليات كربلاي پنج از مرز خودمان عبور كرديم و چيزي در حدود ۵ ـ۶ كيلومتر وارد خاك عراق شديم و به ده كيلومتري بصره رسيده بوديم و بخش عظيمي از كانال ماهيگيري را كه سد بسيار عظيمي بود و عراق آن را در مقابل رزمندگان اسلام از گوشه شلمچه تا مقابل بصره احداث كرده بود را به تصرف خودمان درآورديم و از سخت ترين و مستحكمترين موانع و استحكامات در محور شلمچه گذشتيم لذا همه اين پيروزيهاي ما براي دشمن بسيار سنگين تمام شد و آن ها را بر آن داشت تا با ترفندها , برنامه ها و نيرنگهاي مختلف سعي نمايند اين منطقه را از ما باز پس بگيرند و بعد از باز پس گيري فاو تمام توانشان را در اين منطقه (شلمچه ) صرف كردند و منطقه مورد نظر را در ابتداي سال ۱۳۶۷ هـ . ش در تك بسيار عظيم و گسترده اي كه با حمايت شرق و غرب انجام شد , از ما باز پس گرفتند.
بعد از آن طبق اطلاعات و اخباري كه از اسراي عراقي بدست آمد , در جريان قرار گرفتيم كه عراق قصد دارد دفاع متحرك را دنبال كند و منافقين هم در اين رابطه فعال شدند و نيروهايشان را براي شناسايي فرستادند و مشتركا در حال برنامه ريزي براي يك عمليات گسترده بودند , لذا ما بلافاصله وسايل , امكانات و نيروهايمان را سازماندهي كرديم و عمليات مقابله به مثل را بعنوان دفاع متحرك تحت عنوان بيت المقدس هفت , طراحي نموديم و در بين منطقه پادگان حميد و جفير , مكاني را براي مانور و تمرين نيروها انتخاب و حدود يك هفته در منطقه مورد نظر مشغول مانور و تمرين نيروها شديم و هدف اين بود كه همه نيروهاي ما بتوانند با وسايل وتجهيزاتشان دفاع متحرك را آموزش ببيند و از طرفي هم ما اطمينان پيدا كنيم كه مي توانيم عمليات دفاع متحرك را انجام دهيم بعد از آن در كنار اين مانور آمديم نيروهاي سربازمان را آموزش داديم.
