کد خبر:2906
پ
معرفی یاران شیدای امام حسین علیه السلام/ 2

«عبدالله بن یقطر حمیری» سفیر دیگر امام حسین علیه‌السلام/ عبدالله برادر رضاعی امام

معرفی یاران شیدای امام حسین علیه السلام/ ۲ «عبدالله‌بن یقطر حمیری» سفیر دیگر امام‌حسین علیه‌السلام/ عبدالله برادر رضاعی امام پایگاه خبری هوران – «عبدالله» برفراز قصر رفت تا این که بر مردمی که در پایین ایستاده بودند، مشرف شد. آن گاه فرمود: «ای مردم! من فرستاده حسین بن فاطمه دختر رسول خدا به سوی شما […]

«عبدالله بن یقطر حمیری» سفیر دیگر امام حسین علیه‌السلام/ عبدالله برادر رضاعی امام

معرفی یاران شیدای امام حسین علیه السلام/ ۲

«عبدالله‌بن یقطر حمیری» سفیر دیگر امام‌حسین علیه‌السلام/ عبدالله برادر رضاعی امام

پایگاه خبری هوران «عبدالله» برفراز قصر رفت تا این که بر مردمی که در پایین ایستاده بودند، مشرف شد. آن گاه فرمود: «ای مردم! من فرستاده حسین بن فاطمه دختر رسول خدا به سوی شما هستیم تا این که او را علیه پسر مرجانه و پسر سمیه، آن حرامزاده پسر حرامزاده، یاری و کمک رسانید.»

گروه معارف هوران: رهبران بزرگ – در راه حق یا باطل – همواره یارانی داشته‌اند که آنها را در تحقق بخشیدن به اهدافشان یاری می‌کرده‌اند. اکنون سخن از یاران بزرگ مجاهدی است که عقل بشری از درک مقامش عاجز است. او امام به حقی است که همواره به سیره رسول خدا صلی الله علیه و آله و امیرمؤمنان علیه‌السلام راه می‌پیموده است. همان گونه که شناخت رسول خدا صلی الله علیه و آله میسر نیست، کمال حسین علیه‌السلام هم مانع درک واقعیت آن خلیفه الله است. هر کس که از انسانیت، مردانگی و غیرت دینی سخن می‌گوید، اگر با تاریخ اسلام آشنا باشد، ناخودآگاه نام حسین علیه‌السلام به ذهن او پای می‌نهد.

هر یک از یاران امام در کربلا به گونه‌ای جلوه‌گر شدند تا آینه‌ای از یک یا چند ویژگی امام خود باشند. همان یارانی که وقتی بزرگ مرد تاریخ اسلام، حسین بن علی علیهم السلام، از همراهان خود بیعت برداشت و فرمود راه بر شما باز است، آن‌ها در پاسخ گفتند: «الحمد لله الذی شرفنا بالقتل معک و لو کانت الدنیا باقیه و کنا فیها مخلدین الآثرنا النهوظ معک علی الاقامه فیها؛ خدا را سپاس که این شرافت را به ما نصیب کرد که در کنار شما به شهادت رسیم و اگر دنیا باقی باشد و ما در جاودان باشیم، قیام با شما را بر ماندن در این دنیا ترجیح می‌دهیم» و البته امام عشاق نیز در تمجید از این سخن یاران باوفایش حجت را تمام کردند و فرمودند: من یارانی باوفاتر و بهتر از اصحاب خود نمی‌شناسم، و اهل بیتی نیکوکارتر و وابسته‌تر از اهل بیت خویش سراغ ندارم، پس خداوند همه شما را جزای خیر عطا کند».

سخن از عشق بازی یاران حضرت حسین بن علی علیهم السلام حتما در این مقال کوتاه نمی‌گنجد که فقط شمه‌ای کوچک از آن در شب عاشورای تاریخ‌ساز، گوهر پاک وجودی عشاق آن امام همام را طی سالیان متمادی صیقل داده و سبب پرورش روح‌های بلند گشته است.

گروه معارف هوران قصد دارد به عدد مشهور تعداد یاران حضرت امام حسین علیه السلام یعنی ۷۲، هر روز تا پایان محرم سال ۱۴۴۶ هـ.ق به معرفی یکی از یاران شیدای حسین علیه السلام بپردازد. ترتیب نام یاران امام در این سلسله مطالب، بر مبنای زمان شهادت آنهاست که صد البته ما نمی‌توانیم سخن از یاران امام را بر مبنای مقام و مرتبه آنها، یا دوری و نزدیکی معنوی آنها نسبت به ساحت مقدس حضرت اباعبدالله الحسین علیه‌السلام بیان کنیم. این سلسله مطالب برگرفته از کتاب گرانسنگ یاران شیدای حسین بن علی علیهما السلام اثر استاد گرانقدر اخلاق حجت الاسلام والمسلمین مرتضی آقاتهرانی است. استاد طبق آنچه که در مقدمه این کتاب آمده بحث از یاران امام را در سه بخش مورد توجه قرار داده‌است: ۱٫ سفیران امام (زمینه‌سازان قیام)؛ ۲٫ اصحاب و یاران امام در کربلا؛ ۳٫ یاری‌کنندگان امام پس از نهضت حسینی.

قسمت دوم این سلسله مطالب که به جناب عبدالله بن یقطر حمیری سلام الله علیه سفیر امام حسین علیه السلام اختصاص دارد را در ادامه از نظر می‌گذرانید

سفیران امام، زمینه‌سازان قیام

عبدالله بن یقطر حمیری

«عبدالله» فرزند «یقطر» بوده است. مادرش پرستار امام حسین علیه‌السلام بوده است، همچون «ام‌قیس بن ذریح» که پرستار دوران شیرخوارگی امام مجتبی علیه‌السلام بوده است.(۱) به جهت این که مادر عبدالله پرستار امام حسین علیه‌السلام بوده است و امام با عبدالله برادر رضاعی‌اند.(۲)

اما حق این است که امام حسین علیه‌السلام بر اساس احادیث معتبر تنها از سینه مادرش فاطمه زهرا علیهاالسلام شیر نوشیده و گاه از سر انگشت یا دهان مبارک رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم تغذیه کرده است.(۳)

تاریخ‌نگاران گفته‌اند بعد از این که امام حسین علیه‌السلام از مکه خارج شد، پاسخ نامه «مسلم بن عقیل» را نوشت و به «عبدالله بن یقطر» داد تا آن را به مسلم برساند. مسلم در نامه خود عنوان کرده بود که مردم با او بیعت کردند و شرائط برای آمدن امام مناسب است. عبدالله تا قادسیه به تاخت رفت تا «حصین بن تمیم»(۴) او را در قادسیه دستگیر کرد. و او را به سوی «عبیدالله بن زیاد» فرستاد. ابن‌زیاد از رسالت او پرسید، ولی «ابن‌یقطر» پاسخ نگفت. ابن‌زیاد از سفیر امام چنین خواست: «تو باید به بالای قصر روی و به دروغگو، فرزند دروغگو لعنت کنی. پس از فراز قصر پایین آی، تا من رأی خود را درباره تو اعلان کنم». «عبدالله» برفراز قصر رفت تا این که بر مردمی که در پایین ایستاده بودند، مشرف شد. آن گاه فرمود: «ای مردم! من فرستاده حسین بن فاطمه دختر رسول خدا به سوی شما هستیم تا این که او را علیه پسر مرجانه و پسر سمیه، آن حرامزاده پسر حرامزاده، یاری و کمک رسانید.»(۵)

«ابن‌زیاد» دستور داد عبدالله را از بالای قصر به زمین پرتاب کنند. استخوان‌های عبدالله شکسته شد. او هنوز رمقی جان در تن داشت که «عبدالملک بن عمیر لخمی» که قاضی و فقیه کوفه بود، سر رسید و او را با کارد سر برید. مردم او را سرزنش کردند. او در پاسخ گفت: «با این کار خواستم او را راحت کنم».(۶) «ابن‌قتیبه» و «ابن‌عساکر» گویند: امام حسین علیه‌السلام «قیس بن مسهر» را به سوی مسلم فرستاد؛ اما «عبدالله بن یقطر» را به همراه مسلم (به کوفه) فرستاده بود تا هنگامی که مسلم متوجه شد که مردم او را تنها نهادند، پیش از این که به دست دشمن افتد «عبدالله» را به سوی امام حسین علیه‌السلام بفرستد تا اوضاع را به آن حضرت گزارش کند. عبدالله حرکت کرد تا به دست «حصین بن نمیر» دستگیر و به سوی ابن‌زیاد فرستاده شد و آن حادثه به وقوع پیوست.(۷)

پیش از این گذشت(۸) که وقتی خبر شهادت عبدالله یقطر، مسلم بن عقیل و هانی بن عروه به امام حسین علیه‌السلام رسید، آن حضرت سخت آزرده‌خاطر شد و نوشته‌ای را در برابر جمع یاران این گونه قرائت فرمود: «اما بعد، خبر فاجعه‌آمیز کشته شدن مسلم بن عقیل، هانی بن عروه و عبدالله بن یقطر، به ما رسیده است. البته شیعیان ما، ما را ذلیل و خوار کرده‌اند. پس از شما هر که قصد بازگشت دارد برگردد که هیچ منعی بر او نیست و بر گردن او چیزی نیست.»(۹).

ادامه دارد…
——————————————————

پی نوشت‌ها:

(۱) ابصار العین، ص ۹۳٫
(۲) الکامل فی التاریخ، ج ۲، ص ۵۴۹٫
(۳) کافی، ج ۱، ص ۴۶۵؛ بحارالانوار، ج ۴۴، ص ۱۹۸؛ کامل الزیارات، ص ۵۷، ح ۴٫
(۴) شیخ مفید نام او را «حصین بن نمیر» دانسته‌اند. (الارشاد، ج ۲، ص ۶۹).
(۵) «ایها الناس، انا رسول الحسین بن فاطمه بنت رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم الیکم لینصروه و توازروه علی ابن‌مرجانه و ابن‌سمیه الدعی ابن‌الدعی.»
(۶) الارشاد، ج ۲، ص ۷۱؛ تاریخ الامم و الملوک، ج ۵، ص ۳۹۸٫
(۷) ابصار العین، ص ۹۴٫
(۸) ر ک: منزل زباله، ش ۱۴٫
(۹) الارشاد، ج ۲، ص ۷۵٫

منبع
انجمن نویسندگان استان گلستان هوران
ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کلید مقابل را فعال کنید