کد خبر:24135
پ
اعتراف تلخ افسر اسرائیل جنایتکار

اعتراف تلخ افسر اسرائیلی از جهنم آتشی که در غزه برپا کردند

اعتراف تلخ افسر اسرائیلی از جهنم آتشی که در غزه برپا کردند نویسنده: غلامعلی نسائی در میانه آتش و دود، آن‌گاه که حقیقت از پشت دیوارهای رسمی سر برمی‌آورد، اعتراف تلخ و جنایتکارانه یک افسر اسرائیلی، تصویری هولناک از آغاز جنگ غزه را آشکار می‌کند؛ روایتی که بیش از هر گزارش، بوی باروت و بی‌اعتمادی […]

اعتراف تلخ افسر اسرائیلی از جهنم آتشی که در غزه برپا کردند

نویسنده: غلامعلی نسائی

در میانه آتش و دود، آن‌گاه که حقیقت از پشت دیوارهای رسمی سر برمی‌آورد، اعتراف تلخ و جنایتکارانه یک افسر اسرائیلی، تصویری هولناک از آغاز جنگ غزه را آشکار می‌کند؛ روایتی که بیش از هر گزارش، بوی باروت و بی‌اعتمادی می‌دهد.

پایگاه خبری هوران – شب هنوز به نیمه نرسیده بود که آسمان غزه رنگ دیگری به خود گرفت؛ نه از غروب، که از شعله‌هایی که بی‌وقفه بر زمین می‌باریدند. شهر، در سکوتی شکسته، به انفجار گوش سپرده بود. هر صدا، پایان چیزی بود؛ خانه‌ای، خاطره‌ای، یا شاید زندگی‌ای.

اعتراف تلخ افسر اسرائیلی از جهنم آتشی که در غزه برپا کردند

در اتاقی دور از این ویرانی، مردی نشسته بود؛ نه در میان دود، بلکه پشت نقشه‌ها و دستورها. او از آن‌جا، جنگ را می‌دید؛ نه با چشم، که با تصمیم. سال‌ها بعد، همان مرد، سکوت را شکست.

«در آغاز جنگ،» صدایش در میان واژه‌ها سنگین بود، «غزه را دیوانه‌وار بمباران کردیم.»

این جمله، تنها یک اعتراف نبود؛ دروازه‌ای بود به فهم آنچه بر یک شهر گذشت. او از تمایلی سخن گفت که در دل آتش پنهان بود؛ تمایل به درد، به نمایش قدرت، و به خاموش کردن تردیدی که در دل‌ها رخنه کرده بود.
در همان لحظات، بر زمین، زن و مرد و کودک، زیر این باران بی‌امان، معنای دیگری از جنگ را تجربه می‌کردند. برای آنان، این دیگر یک عملیات نبود؛ فروپاشی جهان بود.

مرد ادامه داد؛ از نیروهایی که به دل غزه رفتند، از پوششی از آتش که آسمان را به جهنمی بی‌پایان بدل کرده بود. آتشی که، به گفته او، در سال‌های طولانی جنگ‌های معاصر، نمونه‌ای چنین نداشته است.

اما آنچه در واژه‌هایش بیش از همه سنگینی می‌کرد، آینده بود. نه آینده‌ای روشن، که آینده‌ای مبهم و طولانی برای فهم آنچه رخ داده است. «برای درک آنچه غزه تجربه کرده،» مکثی کرد، «دهه‌ها زمان لازم است.»

و غزه، هنوز همان‌جا ایستاده است؛ شهری که هر خیابانش روایتی دارد، هر دیوارش شاهدی، و هر انسانش، داستانی که در آمار نمی‌گنجد.

اعتراف‌ها شاید دیر برسند، اما حقیقت، راه خود را پیدا می‌کند؛ حتی اگر از میان آوار و خاکستر عبور کند.

کلیدواژه : آوار، کودکان جنگ، زنان در جنگ، امنیت انسانی، بحران منطقه‌ای، سیاست نظامی، گزارش میدانی، روایت انسانی، پایگاه خبری هوران، غلامعلی نسائیاعترافات جنگی، پیامدهای جنگ، بحران غزه، پایگاه خبری هوران، غلامعلی نسائی، هوران، نسائی، رژیم صهیونی، غزهتحلیل جنگ، خاورمیانه، مقاومت، اشغالگری، تجاوز نظامی، بی‌اعتمادی، نمایش قدرت، درد انسانی، شهر ویران، پایگاه خبری هوران، غلامعلی نسائیجنگ معاصر، جنایت جنگی، روایت جنگ، مرکز اطلاع رسانی فلسطین، ارتش اسرائیل، عملیات زمینی، پایگاه خبری هوران، غلامعلی نسائیرسانه، فجایع جنگی، تاریخ جنگ، درگیری نظامی، حملات بی‌سابقه، تخریب زیرساخت، جنگ شهری، درد و رنج، پایگاه خبری هوران، غلامعلی نسائیغزه، جنگ غزه، بمباران غزه، اعتراف نظامی، افسر اسرائیلی، بحران انسانی، حملات هوایی، ویرانی، پایگاه خبری هوران، غلامعلی نسائیفرماندهی جنوبی، آتش سنگین، خشونت نظامی، تلفات غیرنظامیان، حقوق بشر، فاجعه غزه، اخبار فلسطین، پایگاه خبری هوران، غلامعلی نسائی
ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کلید مقابل را فعال کنید