کد خبر:25230
پ
بسیجی شهید شهید عبدالله رضاپور

عبداللهِ گرگانی، از مدرسه تا سنگرِ خیبر

عبداللهِ گرگانی، از مدرسه تا سنگرِ خیبر نویسنده: رویا حمیدی شهید عبدالله رضاپور، بسیجیِ تیراندازِ گرگانی، تحصیل را رها کرد تا در عملیاتِ خیبر، از دینِ رسول دفاع کند؛ او در دهلران، به آرزویِ شهادت رسید و مادرش، قابِ عکسِ او را، چون یادگاریِ عشق، تا ابد نگه داشته است.  پایگاه خبری هوران – در […]

عبداللهِ گرگانی، از مدرسه تا سنگرِ خیبر

نویسنده: رویا حمیدی

شهید عبدالله رضاپور، بسیجیِ تیراندازِ گرگانی، تحصیل را رها کرد تا در عملیاتِ خیبر، از دینِ رسول دفاع کند؛ او در دهلران، به آرزویِ شهادت رسید و مادرش، قابِ عکسِ او را، چون یادگاریِ عشق، تا ابد نگه داشته است.

 پایگاه خبری هوران – در خانواده‌ایِ مذهبی در گرگان، عبدالله، در شهریورِ ۱۳۴۴، چون غنچه‌ای شکفت. کودکیِ او با شورِ بازی و هیجانِ طفولیت آمیخته بود، اما شش‌سالگی، او را به مدرسه کشاند. تا دومِ راهنمایی، با موفقیت، مسیرِ علم را پیمود و در کنارِ درس، به خانواده‌اش، یاری می‌رساند.

با شروعِ جنگ، تاب و قرار از او ربوده شد. او تحصیل را رها کرد و به بسیج پیوست. آموزش‌هایِ نظامی را با شوقی وصف‌ناپذیر پشت سر گذاشت و اعلام کرد که دینِ رسول(ص) در خطر است. او می‌گفت که جوانان باید با خونِ خود، از اسلام دفاع کنند و امامان را تنها نگذارند.

در عملیاتِ خیبر، در دهلران، با دشمنِ بعثی، روبه‌رو شد. او تیراندازیِ ماهر بود و با هر شلیک، نیروهایِ دشمن را به خاک می‌افکند. شب‌ها، در سنگر، وصیت می‌نوشت و از صبحِ شهادت، سخن می‌گفت. رشادت‌هایِ او، زبانزدِ همه‌یِ یاران بود.

در پنجمِ اسفندِ ۱۳۶۲، در میانِ گرد و غبارِ باروت، لبیک‌گویان، شربتِ شهادت را نوشید و به خیلِ شهیدانِ کربلا پیوست. پیکرِ پاکش، در خاکِ دهلران، در کنارِ همسنگرانش، آرام گرفت.

مادرش، قابِ عکسی را که شهید با دستانِ خود ساخته بود، چون یادگاری بر سینه دارد. هر شب، با اشک و لبخند، نامِ او را بر لب می‌آورد و برایِ راهش، افتخار می‌کند. یادش، جاویدان و راهش، پررهرو باد.

کد نویسنده: ۳۶۰

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کلید مقابل را فعال کنید