آماجِ گلولههای آتشین»؛ وصیتِ تکتیراندازی که قلب دشمن را نشانه میگرفت
بسم رب الشهداء رزمنده شهيد احمد ميقاني مرزنكلاته آماجِ گلولههای آتشین»؛ وصیتِ تکتیراندازی که قلب دشمن را نشانه میگرفت به نام خدایی که خونِ صالحان را بر شمشیر باطل برتری داد، اینک روایتِ جانسوز و پُرشکوهِ آن شیرِ تکتیراندازِ بسیجی، شهید احمد میقانی مرزنکلاته، از دیار گرگان، که در کوههای مريوان با هر تیرش دشمن […]
بسم رب الشهداء
رزمنده شهيد احمد ميقاني مرزنكلاته
آماجِ گلولههای آتشین»؛ وصیتِ تکتیراندازی که قلب دشمن را نشانه میگرفت
به نام خدایی که خونِ صالحان را بر شمشیر باطل برتری داد، اینک روایتِ جانسوز و پُرشکوهِ آن شیرِ تکتیراندازِ بسیجی، شهید احمد میقانی مرزنکلاته، از دیار گرگان، که در کوههای مريوان با هر تیرش دشمن را نشانه رفت و خود به آرزوی دیرینهی دیدار یار رسید.
پایگاه خبری هوران – آنگاه که سال ۱۳۴۲ بر روستاهای گرگان سایه افکند، خانهی محمد میقانی از نسیمِ ایمان، فرزندی را در بر گرفت که احمدش نام نهادند. در خانوادهای متدین و زحمتکش، با رنج و مشقتِ روزگار از همان کودکی انس گرفت. فقر را لمس کرد و ستم را با پوست و استخوان خویش دید. از همین رو بود که آتشِ انقلاب در جانش شعلهور گشت.
او در دوران توفانی مبارزه، اعلامیهها را چون تیرهایی کاغذی به قلب رژیم شاه میزد و در تظاهرات، فریادِ نفرت از ستمگران سر میداد. چون انقلاب به پیروزی رسید، او در میان آن دریای خروشانِ بسیجِ بیستمیلیونی، دست در دستِ مرشد خویش نهاد و لبیکگویِ امام شد.
هنوز نوجوان بود که آموختنِ فنونِ رزم را آغاز کرد. با هر سختی که بود، دورانِ ابتدایی و راهنمایی و دبیرستان را پشت سر نهاد تا به دوم دبیرستان رسید. اما طبلِ جنگِ حق علیه باطل به صدا درآمد. احمد دلاور، بیدرنگ از راهِ بسیج، رهسپارِ دیارِ غریبِ کردستان، خطهی مظلوم مريوان شد.
او تکتیراندازی ماهر بود. در دلِ کوهها، در کمینِ دشمنانِ دین مینشست و هر گلوله را با نامِ خدا روانهی قلبِ آنان میکرد. رشادتهایش زبانزدِ همرزمان بود، تا سرانجام در چهارمین روز از مردادِ سال ۱۳۶۰، ندای «هل من ناصر ینصرنی» را از افلاک شنید و با خونِ پاک خویش، سندِ بندگی را امضا کرد. به آرزوی دیرینهاش رسید: دیدارِ خالقِ هستی.
در وصیتش از خدا خواست: «آنچنان قدرت و توانایی به من عطا نما که قلب دشمن را نشانه بگیرم و آماج گلولههای آتشین قرار دهم.» به برادرانش سفارش کرد که زنجیروار به هم بپیوندند تا دشمن از جداییشان سوءاستفاده نکند. و همیشه میگفت: «ما نباید به شرق و غرب وابسته باشیم تا هرگز خوار و ذلیل نشویم، چون ابرقدرتها خوبی و صلاح ما را نمیخواهند.»
در نمازهايش عاشقانه میايستاد، از مطالعه دوری نمیکرد، و در اصول دین چنان کوشا بود که گویی هر لحظه در انتظار پرواز است. آری، او رفت تا در خیل شهیدانِ کربلا، جاودان بماند.
هوران – راهش مستدام، یادش گرامی، و تیرِ دعایش همچنان بر قلبِ دشمنان نشسته باد.
کد خبرنگار: ۳۲۰
تیتر حماسی، لید خبری، برچسب خبری، سئو خبری، خبر محلی، رسانه انقلابی، روایت شهادت، سنگرهای مريوانخطه مظلوم، خالق هستی، اهدای خون، خیل شهیدان، کربلا، اصول دین، مطالعه، استقامت، عزتمداری، هوران نیوز، پایگاه خبری هورانرژیم شاه، فقر و ستم، انقلاب اسلامی، امام خمینی، بسیج ۲۰ میلیونی، آموختن دوره نظامی، حق علیه باطل، پایگاه خبری هورانسبک ادبی فارسی، پایگاه خبری هوران، شهادت، دوم دبیرستان، محمد میقانی، لبیک یا امام، وصیتنامه شهید، پایگاه خبری هورانشهید، احمد میقانی، مرزنکلاته، گرگان، مريوان، بسیج، تکتیرانداز، جنگ تحمیلی، کردستان، روایت حماسی، پایگاه خبری هورانقلب دشمن، آماج گلوله، زنجیروار به هم پیوندید، ابرقدرتها، شرق و غرب، خوار و ذلیل، پخش اعلامیه، تظاهرات انقلاب، پایگاه خبری هوران