کد خبر:23962
پ
۱۴۰۵-۱۰۳۰
رزمنده شهيد علي اكبر عليئي 

«تغییرِ تاریخِ تولد برای وصال یار»؛ از دبیرستانِ گرگان تا سنگرهای پنج‌وین عراق

بسم رب الشهداء رزمنده شهيد علي اكبر عليئي  «تغییرِ تاریخِ تولد برای وصال یار»؛ از دبیرستانِ گرگان تا سنگرهای پنج‌وین عراق به نام خدای خون‌خواهان شهیدان، اینک روایتگر داستان پُرآوازه‌ی آن شیربیشه‌رزم علوی، آن جوان باوفای حسینی، شهید علی‌اکبر علیئی، از دیار گرگان، که در خاک مريوان با خونِ خویش سجاده‌ی عشق را رنگین ساخت […]

بسم رب الشهداء

رزمنده شهيد علي اكبر عليئي 
«تغییرِ تاریخِ تولد برای وصال یار»؛ از دبیرستانِ گرگان تا سنگرهای پنج‌وین عراق

به نام خدای خون‌خواهان شهیدان، اینک روایتگر داستان پُرآوازه‌ی آن شیربیشه‌رزم علوی، آن جوان باوفای حسینی، شهید علی‌اکبر علیئی، از دیار گرگان، که در خاک مريوان با خونِ خویش سجاده‌ی عشق را رنگین ساخت و به آسمانِ یار شتافت.

پایگاه خبری هوران – آنگاه که خورشیدِ سالِ ۱۳۴۷ بر بامِ گرگان طلوع کرد، خانه‌ی محمداسماعیل علیئی از نسیمِ ولایتِ حسینی، فرزندی را در بر گرفت که نامِ علی‌اکبرش نهادند. مادری متدین، او را در دامانِ پاکی پرورد تا آن شیرپسر به میانه‌ی مکتب و مسجد، گام در راهِ دانش نهاد. به گرگان آمد و تا دوم راهنمایی، بر خوانِ معرفت نشست، اما انقلابِ شکوهمندِ ایران، کاروانِ سرنوشتش را به مسیری دیگر کشاند.

به بسیجِ مقدس پیوست و در انجمن‌های اسلامی، آتشِ غیرت می‌افروخت. آنگاه که طبلِ جنگِ حق بر باطل به صدا درآمد، چند بار رختِ رزم پوشید، اما سنِ کم، مانعِ میدان رفتنش بود. اما عشق، راهی می‌جوید. او با دگرگون کردنِ سالِ تولد در شناسنامه، خود را به مريوان رساند و در نبردی بی‌امان با منافقین، چندی شمشیرِ آتش‌افروزِ آرپی‌جی به دست گرفت.

بازگشت به گرگان برای او چون قفسی بود بی‌پرواز. دلش طاقت نداشت. پس رهسپارِ سرپل ذهاب، سپس جنوب، و آنگاه به شهرِ پنج‌وین عراق شد. همانجا که ندایِ «هل من ناصر ینصرنی» از افلاک شنیده می‌شد، او بر سجده‌گاهِ عشق، سر بر خاک نهاد و با وضویی از خون، به دیدارِ سیدالشهدا شتافت. هشتم آبانِ سالِ ۱۳۶۲، تاریخ، شرمنده‌ی شهادتِ جوانی شد که تازه ۱۵ بهار را دیده بود.

در وصیتش نوشت: «بیایید ای جوانان، همگی لاله بکاریم… با عمل به امام حسین (ع) بگوییم که اگر آن زمان نبودیم، این زمان به ندای امامِ عزیز لبیک مثبت می‌دهیم.» در نمازهای جمعه و جماعت، در دعای کمیل و ندبه، پیش‌تاز بود و امامِ امت را هرگز تنها نگذاشت. در مستحبات، چونان تشنه‌ای که به آب رسد، می‌کوشید. در میان فامیل، اخلاقش چون آفتاب، بر همه می‌تابید.

هوران: راهش مستدام، یادش گرامی، و خونش چراغِ راهِ آزادگان باد.

کد خبرنگار: ۳۴۰

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کلید مقابل را فعال کنید