دکتر مهدی شکیبایی
کریدور هند و اروپا با فروپاشی امنیتی رژیم صهیونیستی شکست خواهد خورد
کریدور هند و اروپا با فروپاشی امنیتی رژیم صهیونیستی شکست خواهد خورد مهدی شکیبایی گفت: دنیای آینده از نظر غربیها دنیای اقتصاد است و شاهد مثالش هم جنگ کریدورهاست. در این معادله اقتصادی، امنیت بسیار مهم است. ۷ اکتبر و عملیات ایران نشان داد که اسرائیل توان تامین امنیت کریدور هند و اروپا را ندارد. […]
کریدور هند و اروپا با فروپاشی امنیتی رژیم صهیونیستی شکست خواهد خورد
مهدی شکیبایی گفت: دنیای آینده از نظر غربیها دنیای اقتصاد است و شاهد مثالش هم جنگ کریدورهاست. در این معادله اقتصادی، امنیت بسیار مهم است. ۷ اکتبر و عملیات ایران نشان داد که اسرائیل توان تامین امنیت کریدور هند و اروپا را ندارد.
گروه بینالملل هوران – شب گذشته سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در پاسخ به اقدام تروریستی رژیم صهیونیستی در حمله به ساختمان کنسولگری ایران در دمشق که به شهادت جمعی از مستشاران نظامی ایران منتهی شد، در حملهای گسترده با انبوهی از پهپادها و موشکها، از خاک ایران مستقیما رژیم صهیونیستی را هدف قرار داد.
این اقدام قانونی جمهوری اسلامی ایران در دفاع از خود که ذیل بند ۵۱ منشور ملل متحد ذکر شده است صورت گرفت. پس از این اتفاق مهم و بدیع جمهوری اسلامی ایران، تحلیلهای متعددی پیرامون مواجهه رژیم صهیونیستی و پاسخ یا عدم پاسخ آن دست به دست شد.

در کنار این امر برخورد کشورهای غربی نظیر ایالات متحده آمریکا، انگلیس، فرانسه و آلمان حمایت کامل خود را از رژیم صهیونیستی به عمل آوردند؛ بی آنکه ذرهای پیرامون اقدام تروریستی اولیه رژیم در حمله به کنسولگری ایران در دمشق چیزی بگویند و سخنی بابت نسلکشی آنها در غزه بیان کنند.
با تمام اینها جمهوری اسلامی ایران در در حمله اخیر بیسابقه به سرزمینهای اشغالی توانست جلوهای عظیم از اقتدار خود را به نمایش بگذارد. ضمن اینکه حمله اخیر گام بلندی برای تقویت بازدارندگی جمهوری اسلامی ایران در بعد منطقهای و بینالمللی تلقی خواهد شد.
در همین خصوص رجانیوز با دکتر مهدی شکیبایی، کارشناس بینالملل به گفتگو نشست.
مشروح این مصاحبه را در ادامه مشاهده خواهید کرد:
من بحثم را با این سئوال آغاز میکنم که آیا عملیاتی که انجام شد، پاسخ متناسب، متناظر و بازدارندهای در قبال اقدامات تنشزای رژیم صهیونیستی خواهد بود؟
این اقدامی که از سوی جمهوری اسلامی ایران در پاسخ به جنایتی که رژیم صهیونیستی انجام داده بود، صورت گرفت، در فضای مجازی و رسانهها معمولاً در این خصوص صحبت میکنند که آیا این متناسب و متناظر با جنایتی که رژیم صورت داده، بوده است یا نه؟ همین سئوال پس از ترور سردار بزرگ، حاج قاسم سلیمانی نیز مطرح شد. خیلیها معتقد بودند حملهای که ایران به عینالاسد انجام داد، متناظر با موقعیت حاج قاسم بهعنوان نفر دوم سپاه پاسداران نبوده است. بخشی از این نقدها را برخی در داخل کشور خودمان را مطرح میکردند و بخشی را هم رسانههای فارسیزبان معاند که هدفشان از طرح این نوع سئوالات، ایجاد تشکیک و تردید در کیفیت پاسخ ایران بود.
نکتهای در باره آن موضوع میگویم تا بتوانم پاسخ این سئوالتان را بدهم. آن موقعی که حاج قاسم عزیز به شهادت رسید، تحلیلهای متعددی میشد. بخشی از آنها ناظر بر این موضوع بود که جمهوری اسلامی ایران متناسب با ضربهای که دریافت کرده، پاسخ نداده، اما من میخواهم بگویم که اگر ما شخصی در حد حاج قاسم را میزدیم، آیا متناظر بود؟ به نظر من خیر.
برای امریکاییها اساساً اشخاص جایگاه خاصی ندارند. یک رئیس جمهور چهار یا هشت سال هست و بعد میرود. یک وزیر امور خارجه ممکن است دو سال یا چهار سال یا هشت سال در کنار رئیس جمهور باشد. اشخاص در امریکا غرور ملی محسوب نمیشوند، اما برای ما شخصیتهایی مثل حاج قاسم، شهید احمد کاظمی، همت، زینالدین و بسیاری از عزیزانی که در طول دوران دفاع مقدس و پس از آن به شهادت رسیدند، غرور ملی محسوب میشوند. ما چه جوری حساب میکنیم که اینها غرور ملی ما محسوب میشوند؟ وقتی حاج قاسم به شهادت میرسد، سیل عظیمی از مردم از شمال ایران تا جنوب و از شرق تا غرب ایران در تشییع پیکر ایشان شرکت میکنند. این به من بهعنوان یک ناظر اجتماعی بیرونی این حقیقت را میرساند که این شخصیت تا حد غرور ملی آدمهای ایرانی بالا آمده است.
پس این غرور ملی ماست. برای ما شخص میتواند غرور ملی تلقی شود، ولی در امریکا این طور نیست. غرور ملی امریکاییها چیست؟ در امریکا غرور ملیشان هژمون آنها و هژمون پایگاههایی است که توانسته در سراسر دنیا ایجاد کنند، بر اساس هژمون خودشان را بسط بدهند.
من معتقدم که ما در پاسخ به جنایت ترور حاج قاسم، هژمون و غرور ملی آنها را زدیم. اگر اشتباه نکنم آن موقع مکنزی رئیس سنتکام بود. اگر ایشان را هم میزدیم، به اندازهای که غرور امریکاییها را هدف قرار دادیم، قطعاً نبوده. لذا برای اینکه ببینیم که آیا ضرباتی که ایران میزند، متناسب و متناظر با ضرباتی است که دریافت کرده باید به این نکات دقت کنیم.
خیلیها فکر میکنند چون رژیم صهیونیستی در سوریه به مقرّ دیپلماتیک ما زده و یک مقام ارشد را به شهادت رسانده، بنابراین ما هم باید برویم متناسب و متناظر با شهیدی که به شهادت رسیده، پاسخ بدهیم. به نظر من این، نوعی خطا در ارزیابی است. برای رژیم خاک و سرزمین مهم است. در بسیاری از واژههایی که رژیم صهیونیستی برای مدارس، استادیومها، گذرگاهها و روزنامههایشان انتخاب میکنند، واژه سرزمین و خاک خیلی مهم است. دلایل و ادعاهای تاریخی خودشان را دارند و سرزمین برایشان بسیار مهم است.
بنابراین وقتی که مقام معظم رهبری در صحبتهایشان اعلام میکنند که ما متوجه هستیم که رژیم صهیونیستی با حمله به مقرّ دیپلماتیک ما در واقع به خاک ما حمله کرده و پاسخ پشیمانکننده خواهیم داد، دقیقاً به همان نقطهای اشاره میکنند که رژیم صهیونیستی روی آن حساس است، یعنی خاک و سرزمین. لذا تصمیم گرفته میشود که متناسب با بار روانی ناشی از حمله رژیم به مقرّ دیپلماتیک ما، ایران هم دقیقاً از مبدأ ایران و به مقصد سرزمینهای اشغالی هدف را اعم از پایگاه نظامی یا هر چیزی مشخص میکند و این شجاعت را دارد که دقیقاً همان معادله را علیه رژیم پیاده کند. به نظر من این پاسخ، پاسخ کاملاً متناظری بود. البته باید ببینیم که آیا رژیم صهیونیستی قصد دارد چرخه جدیدی را راه بیندازد؟ که جمهوری اسلامی حتماً برای آن مرحله هم پاسخی دارد.
به نظر شما واکنش رژیم صهیونیستی به این ضربهای که خورده، چیست؟ آیا در منطقه، عراق و سوریه منافع ما را مورد هدف قرار میدهد؟ آیا هیچ کاری نمیکند؟ آیا اهدافی را در خاک ما مشخص میکند و تلاش میکند ضربه بزند؟ چه واکنشی نشان خواهد داد؟
نبرد ما با این رژیم قدمتی به اندازه عمر انقلاب اسلامی دارد. ما با اهداف تأسیسی و استیطانیای که قدرتهای جهانی با ساخت این رژیم در منطقه دارند، خصومت داریم و این یک واقعیت است. در دوران بعد از انقلاب و بهویژه در دوران دفاع مقدس که منافقین مسئولین ما را ترور میکردند، پشت پرده اقدامات آنها، رژیم صهیونیستی بوده. یعنی ما یک نبرد و یک خصومتی با این رژیم داریم که علاوه بر مسائل ایدئولوژیک، با این رژیم در مسائل امنیتی و اطلاعاتی هم به درازای عمر انقلاب اسلامی چالش داریم. بنابراین این چرخه و درگیری همچنان وجود دارد. ما باید این را حتماً از اقدامی که ممکن است رژیم صهیونیستی فردا در سوریه یا لبنان یا حتی در داخل ایران انجام بدهد جدا کنیم.
بنابراین ما باید بهعنوان رسانه یا تحلیلگر برای افکار عمومی مشخص کنیم که درگیری ما مربوط به یک ساعت قبل یا دیشب یا از ده روز پیش نبوده. ما یک درگیری به درازای تاریخ با این رژیم داریم و خواهیم داشت. چون انقلاب اسلامی گفتمانی را شروع کرده و پیگیر اهداف انقلاب است که رژیم صهیونیستی مانع این گفتمان خواهد بود و ادامه خواهد داشت.
به عقیده من رژیم برای مواجه با این حمله ایران باید ملاحظات زیادی را در نظر بگیرد. اقتصاد رژیم صهیونیستی برخلاف بسیاری از کشورهای دنیا و به خاطر ماهیت این رژیم دریاپایه است. بهواسطه ماهیتی که این رژیم دارد، تنها راه ارتباط او با دنیا در تمام حوزهها، بهویژه اقتصاد، دریاست. یکی دو ماه بعد از عملیات طوفان الاقصی، میبینیم که این فضا توسط یمنیها به چالش کشیده و در آن اختلال ایجاد شده است و ضربات اقتصادی بزرگی در تنگه بابالمندب و دریای سرخ به رژیم تحمیل شده است. وقتی که این اختلال پیش آمد، برخی از کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس کریدور جدیدی را ایجاد کردند تا بتوانند اقتصاد رژیم صهیونیستی را سر پا نگه دارند.
اتفاقی که قبل از عملیات ایران اتفاق افتاد، توقیف کشتی رژیم بود که داشت با پرچم دیگری مخفیانه کالا حمل میکرد. آن هم پیام داشت و ایران با توقیف آن کشتی خطاکار این پیام را به رژیم صهیونیستی و کشورهای حاشیه خلیج فارس ارسال کرد که اگر قرار باشد اتفاقی بیفتد، شما و متحدانت در دریای سرخ و بابالمندب با تنگنا مواجه خواهید شد. از طرفی هم پاسخی که جمهوری اسلامی ایران داده، به خاک است. یعنی عملیات در دریا آن پیام را دارد و این عملیات که در خاک انجام شده، به رژیم این پیام را منتقل میکند که اگر قرار باشد این چرخه پاسخگویی ادامه پیدا کند، وضعیت هم برای تو، هم برای اقتصادت و هم برای متحدانت به شکل دیگری در خواهد آمد که نخواهی توانست مرحله و شرایط جدید را کنترل کنی.
به عقیده من این برای رژیم صهیونیستی یک ملاحظه و تنگناست و او بهتر از هر کس دیگری این پیامها را دریافت کرده است. ضمن اینکه متحدان رژیم هم ملاحظاتی دارند، از جمله امریکاییها. امریکاییها به دلایل مختلف به دنبال آرام کردن منطقه هستند.شخص نتانیاهو اما به دنبال توسعه جنگ است. او میخواهد زنده بماند و به حیات سیاسی خود ادامه بدهد و لذا هر کاری میکند که انتخابات اسرائیل را به انتخابات امریکا با این امید که ترامپ به قدرت برگردد، گره بزند و لذا شخص نتانیاهو و نه رژیم صهیونیستی، خیلی تمایل دارد که دامنه جنگ غزه توسعه پیدا کند و از این طریق بتواند امریکا را با ایران درگیر کند تا یک فرصت شش هفت ماهه داشته باشد که بتواند از این طریق احیاناً به ترامپ و پروژهای که ترامپ قبلاً داشت وصل بشود.

ولی این نگاه با نگاه بایدن که اتفاقاً به دنبال یک دستاورد است، کاملاً متضاد است. حتی قبل از عملیات پاسخ ایران و حتی در حین عملیات، اخباری را دریافت کردیم که امریکاییها به نتانیاهو پیام دادند که ورود نخواهند کرد. آنها ملاحظات خودشان را دارند. حداقل دموکراتها این را میخواهند و استراتژی آنها این است که اوضاع را آرام کنند و دیدیم که مثلا از افغانستان بلافاصله عقب نشستند. دلیلش هم این بود که میخواستند پیام بدهند که ما میخواهیم اشتباهاتی را که در دورههای قبل بوده، تصحیح کنیم. در بحث برجام، فشاری که به ایران میآوردند برای این بود که با وضعیت جدیدی وارد انتخابات بشوند. الان هیچ یک از اهداف امریکاییها، الّا افغانستان، برایشان محقق نشده است. نه تنها محقق نشده، بلکه برخلاف آرا و نظرات و افکار عمومی امریکا، این کشور دارد به سمت جنگ جدیدی میغلتد که در طی این سالها هم باراک اوباما و هم ترامپ از آن فرار کردند و این به سود امریکا و دموکراتها نخواهد بود.
این ملاحظهای است که به هر حال امریکاییها دارند و میتواند در کنار ملاحظات دیگر قرار بگیرد و این تحلیل و دورنما و چشمانداز را به ما بدهد که رژیم صهیونیستی قادر به پاسخ نباشد و یا وارد یک چرخه پاسخگویی نشود، ولی ما نباید درگیریای را که به قدمت عمر انقلاب با رژیم صهیونیستی داریم فراموش کنیم. معنایش این نیست حالا که ما به رژیم پاسخ دادهایم، او سر جایش مینشیند. از رژیمی که از ابتدای تأسیس تا به حال فقط تخریب و کشتار و مصادره و زندانی و به کشورهای مجاور خود حمله کرده و تاریخش پر از حمله به کشورهای منطقه است، نمیتوانیم انتظار داشته باشیم که سکوت کند و سر جایش بنشیند.
حملهای که صورت گرفت، طبیعتاً یک سری پیامدهای سیاسی، اجتماعی خواهد داشت و روی فضای افکار عمومی جهان اسلام و مردم جهان و فضای بینالملل، معنایی را برای بازیگران جهانی و کشورهای منطقه تداعی میکند. به نظر شما این پیامها چه خواهد بود؟ واکنش کشورهای منطقه در کوتاهمدت و بلندمدت چه خواهد بود؟ بازیگران بینالمللی چه واکنشی نشان خواهند داد و نیز جایگاه ایران در افکار عمومی جهان اسلام چیست؟
به نظرم مهمتر از همه پیامدهای سیاسی، اقتصادی و دیپلماتیکی که دارد، پیامد افکار عمومی برای جمهوری اسلامی ایران خیلی مهم است. به هر حال در تمام سالهای پس از انقلاب، ایران پرچمدار مسئله فلسطین، با هدف رساندن فلسطینیها به هدف و آرمان فلسطینیها برای آزادی سرزمینشان و تشکیل یک دولت تاریخی در سرزمین فلسطین بوده است. نمودار حرکتی جمهوری اسلامی نسبت به فلسطین همواره سیر صعودی داشته است. یعنی امروز مسئله فلسطین به همان اندازه برای جمهوری اسلامی ایران اهمیت دارد که در ابتدای انقلاب اهمیت داشت. پس از این حمله در فضای مجازی شاهد شادی و پایکوبی مردم کشورهای اسلامی، بهویژه کسانی که دل در گرو مسئله فلسطین دارند، بودیم.
اما داستان مردم با دولتها فرق میکند. بعد از اشغال سرزمین فلسطین ما شاهد دو نوع نگاه نسبت به این مسئله هستیم. یکی نگاه رسمی دولتها بوده که متأسفانه تا همین امروز و با گذشت بیش از ۷۵ سال، با وجود اتفاقات متعددی که در منطقه افتاده، بهویژه بیداری اسلامی، دولتها نه تنها علیه رژیم نیستند، بلکه دارند به سمت عادیسازی روابط و صلح و دوستی با رژیم میروند.
اما به موازات این نگاه رسمی در کشورهای عربی و اسلامی و حتی غیراسلامی، افکار عمومی دنیای عرب و اسلام را داریم که بهشدت در نقطه مقابل رفتار دولتهای رسمیشان هستند. برای جمهوری اسلامی ایران یک افتخار است که جامعه مسلمان این حقیقت را درک کرده و به این حقانیت جمهوری اسلامی ایران رسیدهاند که از ته دل و بر اساس یک سری از آرمانها از مسئله فلسطین حمایت کرده و امروز با این اقدامی که صورت داد، نشان داد که همچنان در کنار فلسطین هست.
این نکته برای جمهوری اسلامی ایران خیلی مهم است. امام در تمام دوران زعامتشان بعد از پیروزی انقلاب، وقتی سخنرانی میکردند خطابشان به مردم بود. وقتی سخنرانیهای ایشان را از اول انقلاب در صحیفه امام مرور میکنیم، دائماً خطابشان توده ملتهاست و هیچ گاه دولتها را خطاب قرار نمیدهند. این مدل گفتمان جمهوری اسلامی است. برای جمهوری اسلامی، افکار عمومی بسیار مهم است. همین که افکار عمومی اسلامی، از اندونزی و هند و پاکستان گرفته تا کشورهای عربی متوجه این موضوع باشند که جمهوری اسلامی ایران با قلبش از فلسطین حمایت کند برای ما کافی است. الان هم اگر نفوذی در قلبها دارد، بهواسطه نگاه گفتمان انقلاب به مسئله خود مردم بوده است. چه در اتفاقاتی که در عراق صورت گرفت، چه در بحث بیداری اسلامی، چه الان در بحث مسئله فلسطین.
و اما پیامدهایش در حوزه اقتصادی، دنیای آینده از نظر امریکاییها و غربیها دنیای اقتصاد است. شاهد مثالش هم جنگ کریدورهاست که میشنویم یعنی هر یک از قدرتهای جهانی به دنبال ایجاد یک کریدور هستند. شمال ـ جنوب، جاده ابریشم، غرب به شرق و غیره. آخرین موردی که رونمایی کردهاند، هند به سمت اسرائیل و اروپاست. پس دنیا به سمت اقتصاد میرود و در بحث اقتصادی، امنیت بسیار مهم است. همه تلاش امریکا این بود که بتواند کریدور اقتصادی هند به خلیج فارس و رژیم صهیونیستی و اروپا را احیا کند. محور آن کریدور رژیم صهیونیستی بود. رژیمی که معتقد بودند میتواند امنیت را در این مسیر اعمال کند. اما رژیم دو شکست دریافت کرد. یکی در ۷ اکتبر از طریق عملیات طوفان الاقصی و با آن غافلگیریای که صورت گرفت و یک شکست را هم در حمله موشکی ایران در ۲۵ فروردین ۱۴۰۳. این دو اتفاق نشان داد که امنیت برای آن کریدور از بین رفته است. بنابراین آنها حالا باید بیایند و سرمایهگذاری جدید بکنند. بحثهای سیاسیای هم که برای امریکا و کشورهای منطقه ایجاد خواهد کرد، اظهر من الشمس است.
با این حملات تبلیغاتی که برای گنبد آهنی میکردند هم خنثی شد.
اسرائیلیها از ابتدای تأسیس تا امروز در دو زمینه خیلی مانور میدهند و با پروپاگاندای تبلیغاتی، مسائلی را به کشورهای روبهرویشان تلقین میکنند. یکی از آن دو، بحث اشراف اطلاعاتی است و دیگری بحث نظامی است. آنها معتقدند که چهارمین ارتش دنیا را به لحاظ تجهیزات نظامی و تکنولوژیکی در اختیار دارند. معنای این حرف این است که هر تهدیدی را چه از دریا، چه از هوا، چه از زمین میتوانند پیشاپیش پیشبینی و علیه آن اقدام کنند.
به نظر من در ظرف این شش ماه کاملاً نشان داده شد که در هر دو زمینه برخلاف چیزی که تبلیغ میکنند، هستند. در بحث اشراف اطلاعاتی که صهیونیستها بسیار در باره آن تبلیغ میکنند و مانور میدهند، دیدیم که در ظرف ۶۸ دقیقه بیش از هزار رزمنده حماسی از دیواره الکترونیک محیط بر غزه عبور کردند، درگیر شدند، اشغال کردند و کشته و اسیر گرفتند و برگشتند و رژیم نتوانست تشخیص بدهد و سیستمهای هشدار و اطلاعاتیشان نتوانسته این عملیات را دریافت کند و بعد از ۶۸ دقیقه تازه فهمیدند. این از اشراف اطلاعاتیشان و این سراسیمگی رژیم در کشتار مردم غزه، بخشی به آن شکست ارتباط پیدا میکند که با برجسته کردن کشتار بتواند افکار عمومی را از آن شکست منحرف کند.
رکن دوم آنها که رکن نظامی یا گنبد آهنی است، قبلاً هم شکست خورده بود. با وجود اینکه جمهوری اسلامی ایران بلافاصله بعد از شلیک پهپادها اعلام کرد، ولی انواع و اقسام سامانههای موشکی اسرائیل از رهگیری پهپادها و هدفگیری موشکها عاجز بودند. خوشبختانه پهپادها و موشکها به اهداف مورد نظر اصابت کردند و فیلمبرداری هم شده و پیش روی افکار عمومی جهان قرار گرفته است.
لذا بر ادعای بزرگی و شکستناپذیریشان مهر باطل خورد و مردم دنیا متوجه شدند که برخلاف چیزی که اینها ادعا میکنند، آن قدرها هم دارای اشراف اطلاعاتی و تکنولوژی نظامی نیستند که بتوانند از جبهههای مختلف با تهدیدهایشان روبهرو بشوند.
به نظر شما آینده جنگ غزه و بمبارانهای وحشیانه رژیم صهیونیستی بعد از تغییر معادلات پس از حمله موشکی ایران چه میشود؟
از نظر من جنگ غزه از بعد نظامی تمام شده. الان هم تمام نشده، سه ماه پیش تمام شد و زور رژیم و شخص نتانیاهو این بود که بتواند دامنه جنگ را به سوریه یا لبنان یا به ایران بکشاند. آرزوی نتانیاهو این بود که پای ایران را به جنگ بکشد تا بتواند امریکا را که با آن پیماننامه امنیتی دارد، وارد این مهلکه بکند و به اصطلاح کار را تمام کند.
من معتقدم با توجه به پاسخی که جمهوری اسلامی ایران داد و آمادگیای که جمهوری اسلامی ایران برای مقابله با هر نوع کنشی که رژیم صهیونیستی نشان بدهد، دارد و پیامهایی که به طرفهای همپیمان رژیم داده، با توجه به شکستی که نتانیاهو خورده، مسیر برکناری او تسهیل خواهد شد. جنگ غزه از نظر من پایان یافته است و نتانیاهو ساقط خواهد شد و دولتی یا کابینهای در رژیم صهیونیستی بر سر کار خواهد آمد که با سیاستهای دموکراتها در منطقه همسو خواهد بود. چیزی که در این سه سال بایدن بسیار انتظارش را میکشید، ولی نتانیاهو در این مسیر با او همراه نبود.
پس از جمله موشکی و پهپادی ایران اروپا و امریکا گفتهاند که مواجهه آنها با ما دیپلماتیک خواهد بود و مواجهه فیزیکی نخواهند داشت، این را چطور تحلیل میکنید؟
به هر حال در مناسبات بینالمللی از ابتدای تأسیس رژیم صهیونیستی تا امروز، رژیم از سوی امریکا، انگلیس و فرانسه حمایت شده است. بیش از ۴۰ قطعنامه علیه این رژیم صادر شده، اما هیچ کدام از آنها رژیم را ملزم به رعایت نکرده است و همواره هم امریکاییها در کنارش بوده و به او اجازه دادهاند از تعهد بینالمللیای که دارد فرار کند.
من معتقدم دو شکستی را که به آنها اشاره کردم، فقط شکست رژیم نیست، بلکه شکست امریکا و انگلستان هم هست. در این گفتگو از نقش انگلستان در اتفاقات اخیر حرف نزدیم. فرانسه و حتی آلمان هم شکست خوردند. بنابراین آنها هم ساکت نخواهند نشست و در چهارچوب پیگیری سیاست هستهای، احتمال دارد که برای پوشش دادن به شکست رژیم صهیونیستی و سرگردم کردن افکار عمومی علیه ایران، یک سری تهدیدات دیپلماتیک را علیه ایران انجام بدهند. اما اینکه موفق بشوند قطعنامهای را علیه جمهوری اسلامی صادر کنند، من بعید میدانم.
در مورد شکست انگلیس، فرانسه و آلمان هم توضیح بدهید.
این یک مسئله تاریخی است. از زمانی که استعمار نوین شکل گرفت و استعمار فیزیکی استعمارگرانی مثل انگلستان پایان پیدا کرد، اینها به این سمت رفتند که اولاً در منطقه پایگاه یا بهتر بگوییم پادگانی داشته باشند. چون حضور فیزیکیشان از کشورهای منطقه، نه فقط در غرب آسیا، بلکه جنوب شرق آسیا هم پایان پیدا کرده بود و آنها از طریق استعمار نوین، یعنی وابسته کردن کشورها به خودشان یا سیاستمداران آن کشورها به خودشان سعی میکردند برای خودشان جاپایی داشته باشند و اعمال نفوذ کنند.
اما جمهوری اسلامی ایران به واسطه استقلال رأیای که از ۴۵ سال پیش در مناسبات بینالمللی داشته، تمام طرحهای بهویژه انگلستان را در منطقه خنثی کرده است. ما باید این را بپذیریم که قبل از اینکه امریکاییها وارد منطقه بشوند، انگلیسیها بودند که پخت و پز میکردند. به نظر من همین حالا هم انگلستان است که برای امریکاییها پخت و پز میکند و آنها را جلو میاندازد.
و لذا به پادگانی به نام پادگان اسرائیل رو آوردند که ۲۷ هزار کیلومتر مربع وسعت دارد و برای انگلستان و کشورهایی مثل فرانسه و امریکا جاپای خوبی است که ۷۰ سال پیش مردم این منطقه، آنها را بیرون کرده بودند.
لذا به اعتقاد من تمام اتفاقاتی که از سوی رژیم در داخل کشور ما میافتند و چه خرابکاریهایی که علیه برنامهها و تواناییهای هستهای ما، تأسیسات و دانشمندان و چه اتفاقاتی که دارد در منطقه میافتد، از جمله حمله به سفارت ما با هدف تضعیف جمهوری اسلامی ایران صورت گرفت، جزوی از رویاهای انگلستان است. لذا از این بابت، دست پشت پرده همه اتفاقات در منطقه را انگلیسیها در اختیار دارند.
ممنون از وقتی که در اختیار ما گذاشتید.
انتهای پیام/
منبع
رجانیوز