روزهداری در انفرادی ساواک
روایت مبارز تبریزی از روزهداری در انفرادی ساواک
روایت مبارز تبریزی از روزهداری در انفرادی ساواک «… غلط کردی خودت در را باز کردی! خانهی ننه جانت که نیست، سلول انفرادی است! برو بتمرگ تو! [من(عبد یزدانی)] پیراهن و زیر پیراهن را برداشتم و چکان چکان آوردم داخل سلول و گفتم: ما گرسنهایم، ماه رمضان است و روزه بودیم، چیزی بدهید بخوریم!» گروه […]