
حماس: مقاومت تا پایان اشغال ادامه دارد
صبح جمعه ۲۳ اکتبر ۲۰۲۶، دو مهاجم مسلح برج نظامی اسرائیل نزدیک شهرک تیلم در شمال غربی الخلیل را هدف گرفتند؛ درگیری بیست دقیقهای دو سرباز اسرائیلی را کشت و هر دو مهاجم شهید شدند.
پایگاه خبری هوران -آنها از جاده آمدند، نه با هیاهو، بلکه با تصمیمی که در سکوت شکل گرفته بود. خودرو در نزدیکی برج ایستاد. یکی از آن دو، تفنگ خودکار M-16 را بالا آورد؛ دیگری مسلسل کمری را. برج نظامی اسرائیلی در نزدیکی شهرک تیلم، نقطهای که در نقشهها کوچک است اما در وجدان فلسطینی نمادی از اشغال، هدف قرار گرفت. اولین گلولهها که شلیک شد، صبح آرام الخلیل به صبحی دیگر تبدیل شد: صبح مقاومت.
درگیری بیش از بیست دقیقه طول کشید. بیست دقیقه، در جهانی که خبر در ثانیه منتشر میشود، یک ابد است. شش سرباز اسرائیلی زخمی شدند؛ دو نفرشان در وضعیت بحرانی. رسانههای اسرائیلی از عملیات نوعی و اشتباک طولانی سخن گفتند، اما در زبان مردم، این فقط یک درگیری نبود؛ یک ایستادگی بود. دو مرد با سلاحهای متفاوت، در برابر برجی از آهن، ایستادند تا نشان دهند که اراده را نمیتوان با سیم خاردار محاصره کرد.
ارتش اسرائیل بعداً اعتراف کرد: سرگروهبان رون یهوناتان رویتمن، ۲۳ ساله از اشکلون، فرمانده دسته در تیپ نجات؛ و سرگروهبان یووال شای سویلام، ۲۰ ساله از هود هشارون؛ هر دو از گردان آری (۷۷۵). نامهایی که در خبرنامههای رسمی آمدند، اما در وجدان فلسطینی، در برابر نام دو مهاجمی قرار گرفتند که در همان خاک شهید شدند. حماس آنها را قهرمانان فدایی خواند و عملیات را تجسم زنده اراده مردم فلسطین توصیف کرد.
حماس در بیانیهای اعلام کرد: مقاومت ادامه دارد و تا دفع اشغال از زمین و مقدساتمان شدیدتر خواهد شد. این جمله در کرانه باختری طنین انداخت. این جنبش از مردم خواست در حالت آمادهباش کامل باشند و از حاملان سلاح و جوانان انقلابی خواست که سلاحهای خود را به سوی نیروهای اشغالگر نشانه بگیرند. این صدا، صدای یک سازمان نبود؛ صدای خیابانی بود که سالهاست نفسش را در سینه حبس کرده است.
وقتی گرد و غبار فرو نشست، الخلیل همچنان ایستاده بود. برجها تعمیر میشوند، سربازان جایگزین میشوند، اما چیزی که تعمیرشدنی نیست، حافظه است. حافظه دو مردی که با M-16 و یک مسلسل کمری، صبح جمعه را به صبحی دیگر تبدیل کردند. در روایت حماسی فلسطین، این بیست دقیقه نه یک حادثه، بلکه یک فصل است؛ فصلی که در آن، کوچکترین صداها بلندترین طنین را دارند. و الخلیل، شهر تاکستانها و سنگها، بار دیگر ثابت کرد که دروازههایش را نمیتوان با آهن بست.
کد نویسنده: ۳۵۰