
عدنان الغول؛ مهندسی که آتش مقاومت را در دل غزه شعلهور کرد
عدنان الغول، مهندس ارشد صنعت نظامی گردانهای قسام، با ساخت نارنجک، خمپاره و موشک قسام توان رزمی مقاومت را دگرگون کرد و در ۲۱ اکتبر ۲۰۰۴ در حمله هوایی اشغالگران به شهادت رسید.
پایگاه خبری هوران -در دل اردوگاههای آوارگی و در میان کوچههای تنگ و خاکی غزه، مردانی رشد کردند که تقدیرشان نه در دفتر آرامش، بلکه در سطرهای مقاومت نوشته شد. یکی از این مردان، عدنان الغول بود؛ مهندسی که نامش با آتش و باروت گره خورد و یادش با ایستادگی. او نه تنها یک فرمانده، بلکه معمار صنعتی بود که از دل محرومیت، سلاح ساخت و از دل سلاح، امید آفرید. داستان او، داستان مردی است که با دستان خالی، در برابر ماشین جنگی اشغالگر ایستاد و با فکر و ایمان، معادلات قدرت را به چالش کشید.
عدنان الغول در ۲۴ ژوئیه ۱۹۵۸ در شهر غزه و در اردوگاه الشاطئ چشم به جهان گشود. خانوادهای که با عشق به وطن و فداکاری شناخته میشد، او را در فضایی پرورش داد که از همان کودکی، مفهوم مقاومت با گوشت و پوستش عجین شد. خانوادهاش بعدها به مرکز غزه نقل مکان کردند، اما ریشههای او در همان اردوگاه ماند. او در تحصیل سرآمد بود و آیندهای درخشان برایش تصور میشد. حتی راهی اسپانیا شد تا شیمی بخواند، اما تقدیر او را به غزه بازگرداند؛ جایی که خانوادهاش به کمک او نیاز داشتند و شرایط اقتصادی سخت، او را از ادامه تحصیل بازداشت. اما این بازگشت، آغاز فصلی تازه در زندگی او بود؛ فصلی که در آن، علم شیمی نه برای آزمایشگاه، بلکه برای میدان نبرد به کار گرفته شد.
از دهه هشتاد میلادی، عدنان الغول زندگی جهادی خود را آغاز کرد. او در حملاتی علیه نیروهای اشغالگر در نقاط مختلف غزه شرکت کرد و رهبری خلیه المغارقه را بر عهده گرفت. اما او به این حد بسنده نکرد. سفر به سوریه و گذراندن دورههای نظامی متعدد، او را با انواع سلاحها، علم مواد منفجره و ترکیبات شیمیایی آشنا کرد. وقتی به وطن بازگشت، همراه با گروهی از فرماندهان همفکر، اولین سنگبنای صنعت نظامی مقاومت را گذاشت. آنچه امروز به عنوان یک صرح شامخ از قدرت مقاومت شناخته میشود، مدیون تلاشهای بیوقفه او و همرزمانش در آن سالهای سخت است.
عدنان الغول در عرصه صنعت نظامی، نقشی بیبدیل داشت. او موفق شد اولین نارنجک دستی را بسازد؛ اقدامی که نقطه عطفی در توان رزمی مقاومت بود. سپس به ساخت خمپارهها روی آورد و پس از آن، پروژه ساخت موشکهای ضدزره را آغاز کرد. اما مهمترین دستاورد او، نقش کلیدی در تولید موشکهای قسام بود؛ همان موشکهایی که سالها کابوس اشغالگر شدند. او همچنین بر تولید حدود نُه صنعت نظامی نظارت داشت که از جمله آنها میتوان به موشک قسام، راکتانداز یاسین و راکتانداز بتار اشاره کرد. او حتی در آرزوی ساخت پدافند هوایی بود، اما اجل مهلتش نداد تا این حلم را به واقعیت تبدیل کند. با این حال، میراث او آنقدر غنی بود که مهندسان پس از او، راهش را ادامه دهند و هر صنعت جدیدی که امروز در کارگاههای مقاومت ساخته میشود، هنوز ردپای تفکر و تلاش او را در خود دارد.
در سال ۱۹۹۴، دیدار عدنان الغول و یحیی عیاش، دو فرمانده برجسته، فصل تازهای در علم مواد منفجره گشود. این همکاری، نقلهای کیفی بزرگی در توان نظامی مقاومت ایجاد کرد. اما اشغالگر که از توانمندی این دو نفر به تنگ آمده بود، برای حذف آنها دست به کار شد. سرانجام در ۵ ژانویه ۱۹۹۶، یحیی عیاش به شهادت رسید. عدنان الغول که شاهد شهادت همرزم و برادرش بود، در سلسله عملیات ثأر مقدس مشارکت کرد و در ساخت کیفهای انفجاری آن عملیات نقش داشت. آن عملیات به کشته شدن ۵۹ صهیونیست و زخمی شدن ۲۰۰ نفر دیگر انجامید.
عدنان الغول پس از آن، در فهرست تحت تعقیبترین افراد اشغالگر قرار گرفت. او هشت بار هدف ترور قرار گرفت؛ گاهی با سم، گاهی با بمبگذاری، گاهی با تیراندازی. اما هر بار، گویی دستی نامرئی او را از مرگ نجات میداد. تا اینکه در ۲۱ اکتبر ۲۰۰۴، مصادف با هفدهم رمضان ۱۴۲۵ هجری قمری، هواپیماهای اشغالگر خودروی او را در خیابان یافا در مرکز غزه هدف قرار دادند. او در کنار همرزمش عماد عباس به شهادت رسید. شهادتی که آرزویش را داشت؛ در ماه رمضان، همانگونه که میخواست.
شهادت او خشم مردمی عظیمی برانگیخت و واکنشهای رسمی بسیاری را در پی داشت. اما جسم او رفت و میراثش ماند. عدنان الغول امروز نه فقط یک نام، بلکه نمادی از خلاقیت در محرومیت، ایمان در سختی و ایستادگی در برابر ظلم است. او ثابت کرد که اراده انسان، میتواند از دل سنگ، آتش بیافریند و از دل آتش، نور امید را روشن نگه دارد. راه او، چراغی است فرا روی نسلهایی که هنوز در مسیر آزادی و بازگشت گام برمیدارند.