- پایگاه خبری هوران - https://houran.ir -

 تپه علی‌الطاهر؛ حماسه‌ای که دشمن را در توهم پیروزی افکند

مقاومت در برابر دو دشمن در «نبرد علی‌الطاهر»

 تپه علی‌الطاهر؛ حماسه‌ای که دشمن را در توهم پیروزی افکند

در دل جبل‌عامل، دشمن با راهبرد محو تاریخی، روستاها را می‌سوزاند، اما تپه علی‌الطاهر به کانون نبردی حماسی بدل شده که اراده مقاومت را در برابر دو دشمن آشکار و پنهان، جاودانه می‌سازد.

پایگاه خبری هوران – آنچه امروز در سرزمین جبل‌عامل رخ می‌دهد، در چارچوب راهبرد «زمین سوخته» جای می‌گیرد؛ راهبردی که می‌کوشد رشته‌های تعلّق میان سرزمین و مردم آن را بگسلد. دشمن دست به تجاوری همه‌جانبه زده، روستاها را با خاک یکسان می‌کند، نشانه‌های تاریخی را می‌زداید و گورستان‌ها را به خاک می‌سپارد تا حافظه جمعی را پاک و چهره جغرافیایی و جمعیتی منطقه را دگرگون سازد. این ویرانی برنامه‌ریزی‌شده، از اهداف صرفاً نظامی فراتر می‌رود و در پی تحمیل واقعیتی نوین است که بازگشت را ناممکن می‌سازد و منطقه را از شالوده‌های زیستی تهی می‌کند. این سیاست، ناخواسته، نمادهای ویرانی غزه را در ذهن زنده می‌کند؛ همانجا که زیرساخت‌ها و هویت تاریخی یک‌جا برچیده شدند.

در این میان، سکوت رسمی و کوتاهی اداری، بار مسئولیتی تاریخی و اخلاقی را بر دوش متولیان قدرت می‌نهد؛ مسئولیتی که از ناتوانی در پاسداشت اجزای بنیادین میهن و حاکمیت آن حکایت دارد، درست در زمانی که این دگرگونی‌های شگرف، پاسخی قاطع می‌طلبند؛ پاسخی که تاب‌آوری شهروندان را پاس دارد و حق آنان را بر خاک و تاریخشان استوار کند.

 تپه علی‌الطاهر؛ حماسه‌ای که دشمن را در توهم پیروزی افکند

سیاست‌ها و تصمیم‌های رسمی، در هم‌آمیزی با فشارهای بیرونی، صحنه‌ای پیچیده می‌آفرینند که بار اقتصادی و اجتماعی را بر دوش مردم دوچندان می‌کند. بسیاری بر این باورند که پوشش دیپلماتیک یا بیانیه‌های سیاسی، جایگاه ملی در برابر تهدیدها و توطئه‌های آشکار را تضعیف می‌سازد. این هم‌زمانیِ میدان و سیاست، واقعیت‌های جغرافیایی و سیاسی تازه‌ای رقم می‌زند که هدف‌گیری را دوگانه می‌سازد: از سو، فشار نظامی مستقیم بر زمین، و از دیگر سو، تنگناهای تشکیلاتی و معیشتی در درون. این وضعیت، توان جامعه را برای ایستادگی و بازیابی سلامت و تثبیت نشانه‌های تاریخی و جمعیتی خود، با مانع روبه‌رو می‌سازد.

خوانش تاریخی این برهه، در گرو توانایی نیروهای مردمی و مدنی در عبور از شکاف‌های سخت و رقم‌زدن معادله‌ای نوین است؛ معادله‌ای که میان حراست از مؤلفه‌های ملی و رویارویی با تمامی طرح‌هایی که هستیِ سرزمین و مردم را هدف گرفته‌اند، توازن برقرار کند.

تپه «علی‌الطاهر» به نقطه‌ای محوری بدل شده که در ابعاد خود، از محدوده موقعیت جغرافیاییِ مشرف بر منطقه «اقلیم التفاح» و حومه‌های پیرامونی فراتر می‌رود. ماشین رسانه‌ای و سیاسی دشمن، این تپه را کانون توجه قرار داده و کوشیده است آن را به نمادی راهبردی بدل کند تا از رهگذر آن، تصویر پیروزی تاکتیکی را به نمایش گذارد و از آن برای جبران شکست‌های خود و پوشش ناکامی‌های کلان‌تر بهره گیرد. این برجسته‌سازی رسانه‌ای، از واقعیت صرفاً میدانی فراتر می‌رود و اشتیاقی را آشکار می‌سازد برای بهره‌برداری از بُعد معنوی و سیاسی این تپه، و تأثیر روانی آن بر محیط مقاومت و بازتعریف برتری در افکار عمومی؛ این خود بخشی از راهبردِ بزرگنماییِ برنامه‌ریزی‌شده‌ای است که برای پنهان‌کردن بن‌بست میدان و به‌کارگیری دستاوردهای جزئی در کشمکش سیاسی طراحی شده است. همچنان که ره‌آورد این رویارویی، به شناختِ عمیق از پشت‌پرده این بهره‌برداری رسانه‌ای بستگی دارد. حقیقت آن است که تبدیل مکان‌های جغرافیایی به نبردهای نمادین، معادلات میدانیِ همه‌جانبه را دگرگون نمی‌سازد؛ بلکه تنها بزرگیِ نیاز «اسرائیل» به دستاوردی شکلی را آشکار می‌کند تا روحیه جبهه داخلی خود را در برابر ایستادگیِ سرزمین و مردمش ترمیم کند.

 تپه علی‌الطاهر؛ حماسه‌ای که دشمن را در توهم پیروزی افکند

نبرد «علی‌الطاهر» از اهمیتی ویژه برخوردار است؛ چراکه تسلط بر آن، بر جغرافیای «اقلیم التفاح» سایه می‌گسترد؛ منطقه‌ای با پستی‌وبلندی‌های دشوار، دره‌های ژرف و تپه‌های فرمانده که در عمق راهبردی خود، از بلندی‌های تپه تا بقاع غربی و مرزهای نزدیک به دامنه‌های جبل‌الشیخ گسترش می‌یابد. محاسبات میدانی در این نقطه، از مرزِ دستاوردِ جغرافیاییِ صرف فراتر رفته و به بستر مردمی و اجتماعیِ پشتیبان مقاومت می‌رسد. دشمن از رهگذر تمرکز میدانی و رسانه‌ای خود، می‌کوشد واقعیتی نوین را شکل دهد تا بر گزینه‌های این بستر فشار آورد و گستره حیاتی آن را تهدید کند؛ از همین رو، دفاع از این بلندی‌ها به نقطه اتکایی آتشین و سیاسی بدل می‌شود که هرگونه خلل در موازنه نظامی موجود را مهار می‌سازد. تداومِ استواریِ داشته‌های راهبردی، به توانایی در خنثی‌سازی کوشش‌های دشمن برای ازهم‌گسستن این جغرافیای یکپارچه وابسته است؛ و نیز به حفاظت از گذرگاه‌ها و تپه‌های فرمانده که در تاریخ، سپر امنیتی و نظامیِ پاسدار روستاها و آبادی‌ها بوده‌اند و توطئه‌های نشانه‌رفته به بافت منطقه و آینده حضور ملی آن را خنثی کرده‌اند.

خوانش‌های تحلیلی که میان جایگاه‌های میدانی جبل‌عامل، به‌ویژه تپه «علی‌الطاهر»، و تحولات سوزان منطقه‌ای در تنگه هرمز پیوند برقرار می‌کنند، با واقعیت میدانی تفاوتی بنیادین دارند؛ هرچند برخی محافل رسمی می‌کوشند میان مسیرهای میدانی و ژرفای منطقه‌ایی جدایی بیندازند، حتی اگر به مشروعی‌ت‌بخشیِ ضمنی به ابزارهای سلطه یا هم‌سوییِ منافع با گرایش‌های «اسرائیلی» در منطقه بینجامد. اما محاسبات میدان، به‌کلی با برآوردهای سیاسی و رسانه‌ای تفاوت دارد. مقاومت، هم‌اکنون تمامی طرح‌ها و ابزارهای لازم را برای مقابله با هرگونه تحرک میدانی که مؤلفه‌های راهبردی این بلندی‌ها را نشانه رفته باشد، آماده ساخته است. این امر، هر ماجراجویی نظامی را در سطح تاکتیکی، دارای پیامدهای سرنوشت‌ساز می‌کند و بهای گزافی را بر دو طرفی که بر تغییر معادله شرط بسته‌اند، در میدان و سیاست تحمیل خواهد کرد. شرط میدانی، بر خنثی‌سازیِ تلاش‌های محو و تهی‌سازیِ جغرافیایی استوار مانده است؛ همان‌گونه که آمادگی دفاعی، از تحققِ نفوذهای موردنظر جلوگیری می‌کند و ثابت می‌نماید که کوشش برای تحمیل واقعیتی نوین بر روستاها و آبادی‌های جنوب، به دیوار بلندی از توانایی در جذب فشارها و تحمیل هزینه‌ای حساب‌نشده بر دشمن و هم‌پیمانانش برخورد می‌کند؛ هزینه‌ای که جایگاه پشتیبانِ مردمی و ایستادگی آن را دوباره استحکام می‌بخشد.