ناحل عوز، نقطه عطف تاریخ مقاومت؛ شکستناپذیری صهیونیستها برای همیشه فرو ریخت
Posted By
admin3
On
In
اسلایدر,مقاومت ملت |
No Comments
ناحل عوز، نقطه عطف تاریخ مقاومت؛ شکستناپذیری صهیونیستها برای همیشه فرو ریخت
عملیات قهرمانانهٔ ناحل عوز؛ یورش غافلگیرانهٔ دلاوران قسام به قلب پادگان نظامی دشمن، دهها سرباز صهیونیست را به کام مرگ کشاند و افسانهٔ ارتش شکستناپذیر را برای همیشه در هم شکست.
پایگاه خبری هوران – در چنین روزهایی چند سال پیش، نبرد بر اساس زمانبندی قسام به راه افتاد؛ دلاوران شاخه نظامی حماس به پا خاستند تا به سربازان ارتش دشمن درسهایی در فنون رزمی بیاموزند که در برترین دانشکدهها و آکادمیهای نظامی هرگز نیاموخته بودند، و آنان را به ویژه تیپهای نخبه را به کام مرگ و تلخی شکست کشاندند و با عملکرد نظامی برجسته خود، شگرفترین حماسههای ایثار و فداکاری را رقم زدند.
ارتش اشغالگر در جریان نبرد عصف مأکول (طوفان خوردهشده) در سال ۲۰۱۴، تجاوز خود را علیه غیرنظامیان بیگناه ساکن نوار غزه ادامه داد. از این رو، فرماندهی گردانهای قسام طبق طرح از پیش تعیینشده قسام، دستور اجرای عملیات تهاجمی در پشت خطوط دشمن با استفاده از یکی از تونلهای راهبردی آمادهشده برای این منظور را صادر کرد.
سایت قسام به مناسبت سالگرد نبرد عصف مأکول، جزئیات کامل عملیات فرود در پشت خطوط دشمن و یورش به پایگاه نظامی وابسته به گردان ناحل عوز را بازنشر میکند؛ عملیاتی که در آن ۱۰ سرباز کشته شدند و دوربین قسام قدرتمندترین تصاویر این عملیات را منتشر کرد که عاملی مهم در تعیین نتیجه نبرد بود و در آن صهیونیستها فریادهای سربازان خود را شنیدند که زیر پای مجاهدان لگدمال میشدند.
رصد و آمادهسازی
پس از رنج و زحمت و مشقت بسیار، مجاهدان وقتی آخرین نکات را روی تونلی که برای اجرای عملیات ناحل عوز آماده شده بود، انجام دادند، آسوده شدند. این کار طبق دستورات فرماندهی قسام و با گذشتن از تمام موانع و مشکلاتی که در طول دوره کار با آن روبرو شده بودند، صورت گرفت.
بلافاصله اتاق عملیات قسام تشکیل جلسه داد و تمام جزئیاتی را که واحدهای رصد جمعآوری کرده بودند، به همراه نقشهها و تصاویر هوایی از مواضع دشمن، در برابر خود قرار داد. فرماندهی مناطق پشت خطوط دشمن را با دقت بسیار زیادی میشناخت. چند روز پیش از اجرا، مجاهدان قسام برای رصد به محل رفتند و اطلاعات موجود در فرماندهی را تأیید کردند تا تطابق اطلاعاتی پیش از اجرای عملیات حاصل شود؛ به طوری که اطلاعات هفتهها پیش از عملیات به طور مستمر جریان داشت.
فرماندهی مطمئن شد که مجاهدان دیدگاه روشنی نسبت به ماهیت هدف خواهند داشت و آن با آنچه تمرین کرده بودند، مطابقت دارد. همچنین تصویربرداری نهایی از صحنه عملیات پیش از اجرا تأیید و به مجاهدان مأمور اجرای عملیات نمایش داده شد.
ورود به تونل
اینجا روایت آمادهسازی و آمادگی به زبان فرمانده گروه اجراکننده عملیات ناحل عوز آغاز میشود. مجاهدان وضو گرفتند، دو رکعت نماز خواندند و تجهیزات نظامی خود را بازبینی کردند و در انتظار علامت حرکت به سوی میدان نبرد بودند تا اینکه دستور حرکت به سوی محل توافقشده صادر شد. در آنجا یک فرمانده میدانی نقشه حرکت را برایشان شرح داد و سپس با همتی بلند وارد تونل عملیات شدند.
مجاهدان ۲۴ ساعت پیش از اجرای عملیات در تونل ماندند و ارتباط با فرماندهی از ابتدا تا انتهای عملیات قطع نشد. سپس شروع به شناسایی جزئیات محلی که قرار بود مورد حمله قرار گیرد، کردند و تقسیمبندی شدند و به هر یک مأموریت مشخصی محول گردید و تجهیزات نظامی و مجاهدان بر اساس تخصصهای رزمیشان توزیع شدند.
پس از رسیدن گروه به دهانه تونل، فرمانده عملیات چند بار از دهانه خارج شد تا محل را رصد و شناسایی کند. پس از رصد محل از دهانه تونل، یک بار دیگر خارج شد و کل مکان را بررسی کرد و سپس دوباره به تونل بازگشت.
در بار سوم، فرمانده عملیات و معاونش برای رصد خارج شدند. فرمانده عملیات با لباس استتار حرکت کرد و ماهیت مکان را شناسایی و حرکت خودروها را زیر نظر گرفت و سپس به همراه معاونش به تونل بازگشت و بازخورد را به فرماندهی ارائه داد.
ساعت صفر
مجاهدان نماز عصر را در داخل تونل خواندند و سپس تصمیم بر این شد که بر هدف مشخص شده یورش برند و سربازان دشمن را در پادگان نظامیشان غافلگیر کنند. فرمانده عملیات نخستین کسی بود که از دهانه تونل خارج شد و یکی از مجاهدان گلولهها را به او داد. سپس بقیه از تونل خارج شدند و از طریق پوشش (سنگر خاکی) به سوی پادگان نظامی حرکت کردند. در حین حرکت، هواپیماهای شناسایی در ارتفاع بسیار پایین و بادکنکهای جاسوسی دشمن محل را به دقت زیر نظر داشتند، اما خداوند دیدگانشان را بر مجاهدان کور کرد.
مجاهدان طبق دستورات فرمانده عملیات در نزدیکی محل دیدهبانی و کنترل مستقر شدند، زیرا در آنجا پوششهای طبیعی و درختان آفتابگردان وجود داشت. فرمانده عملیات و معاونش به سوی محل پیش رفتند و بقیه مجاهدان طبق نقشه حمله توزیع شدند. سپس مجاهدان به سوی دروازه پایگاه پیش رفتند و سرباز صهیونیستی را در پایین آن دیدند که به مجاهدان نگاه میکرد اما از شدت شوک تکان نخورد.
مجاهدان دروازه را باز کردند و از سمت راست برج نظامی دور زدند و تعدادی از سربازان اشغالگر را یافتند و بلافاصله از فاصله صفر به سویشان تیراندازی کردند. سرباز اول و دوم را از پا درآوردند و بقیه سربازان نه تیراندازی کردند و نه درگیر شدند. مجاهدان آنان را از پای درآوردند در حالی که فریادهایشان بلند بود. همزمان برخی از مجاهدان به سوی برج نظامی تیراندازی کردند تا برج را از کار بیندازند و به بقیه اعضای گروه امکان دهند تا میدان عملیات را به طور کامل کنترل کنند.
تلاش برای اسیر کردن یک سرباز
مجاهدان به سوی سربازی رفتند که متوجه شدند هنوز زنده است و میدانستند که شکار ارزشمندی است. او را کشیدند و اسلحهاش را که از نوع تاوور بود خارج کردند و جلیقه نظامیاش را پاره کردند. در اینجا سرباز شروع به تلاش برای فرار از دست مجاهدان کرد و فریاد زد. مجاهدان او را کتک زدند تا مطیع شود. سپس او را کشیدند تا به دروازه بیرونی پایگاه رساندند.
فرمانده گروه تأکید میکند که سرباز بسیار ترسیده بود و هیچ کلمهای نگفت، فقط به شدت فریاد میزد. با این حال او را به دروازه پایگاه کشاندند، در آنجا پای مجاهد را در دروازه گرفت. یکی از مجاهدان به دستانش زد، پس پای مجاهد را رها کرد و با تمام قدرت به دروازه چسبید. مجاهدان او را کشتند و عقبنشینی کردند، زیرا زمان به نفعشان نبود.
بازگشت پیروزمندانه مجاهدان
گروه قسام مأموریت خود را در عرض چند دقیقه به طور کامل به انجام رساند و سپس با غنایم به دستآمده طبق طرح قسام عقبنشینی کرد. پشت سر خود سربازان دشمن را که در خون خود غرق شده و کشته شده بودند، به جا گذاشت و نشانههای شوک و حیرت را در صفوف ارتش صهیونیستی و فرماندهان آن به خاطر جسارت و دلاوری نادر دلاوران قسام برجای نهاد.
مجاهدان به راه خود ادامه دادند و توانستند از طریق تونل عقبنشینی کنند و گروهی ویژه دهانه تونل را منفجر کرد. مجاهدان با فضل خدا سالم و پیروزمندانه بازگشتند، در حالی که قطعه تاوور و دوربین فیلمبرداری را با خود حمل میکردند که برایشان گنجی بود که بشارتهایی برای مردم فلسطین و امت اسلامی داشت و خداوند به واسطه آنچه در آن تصاویر ثبت شده، سینههای مؤمنان را شفا خواهد داد.
شادمانی وافری در مسیر بازگشت مجاهدان از عملیات به پایگاههایشان از طریق تونل، آنان را فرا گرفته بود؛ زیرا خداوند به دستان پاکشان سینههای مؤمنان را شفا داد و خون بیگناهان را در محله شجاعیه که خانههایشان ویران و زنان و کودکان و پیرانشان آواره شده بودند، تلافی کردند.
در حالی که مجاهدان نماز مغرب و عشاء را به صورت جمع میخواندند و میگریستند و به درگاه خداوند تضرع میکردند و از فضل و کرمش سپاسگزار بودند، خبر عملیات قهرمانانهای که از میان خرابههای محله شجاعیه اجرا شد، به گوش امتها و داغدیدگان نوار غزه رسید و پس از آن کلیپهای تصویری به آنان رسید که سینههایشان را شفا داد، چون دلاوریهای دلاوران قسام را دیدند که با پای خود افسانه ارتش شکستناپذیر را لگدکوب کردند، هنگامی که گردانهای قسام تصاویر این عملیات قهرمانانه را پخش کرد. اما اوضاع در سوی دیگر متفاوت بود، زیرا این واقعه چون صاعقهای بر سربازان اشغالگر و فرماندهی آنان و مردم دشمن که همواره به دروغهای ارتش و فرماندهی خود باور داشتند، فرود آمد.
مجاهدان در حالی که تحت حمایت الهی بودند، به پایگاههای خود بازگشتند پس از آنکه به سربازان اشغالگر عاقبت کارشان را چشاندند. پشت سر خود سربازان اشغالگر را کشته برجای گذاشتند و در صفوف ارتش اشغالگر شکستخورده در آستانه غزه، رعب و وحشت افکندند. بازگشتند در حالی که بیش از پیش مشتاق تکرار این ضربات بر دژهای دشمن ستمگر بودند و به وعده خداوند عزوجل و یاریاش نسبت به بندگان مؤمن، امیدوار و خوشبین بودند.
و سالها پس از عملیات، دشمن تصمیم به برچیدن این پایگاه نظامی گرفت تا شکست و ناامیدی خود را که در جریان نبرد عصف مأکول متحمل شده بود، پنهان کند. این عملیات و دیگر عملیاتهای پشت خطوط، نقطه عطف جدیدی در تاریخ نبرد رقم زد و چهرههای آزادی را ترسیم کرد که از هر زمان دیگری نزدیکتر شده است، و این کار برای خدا دشوار نیست.