[1]
علیِ طبرسا، از اصفهانکلاته تا دهلرانِ خونین
نویسنده: رویا حمیدی
شهید علی طبرسا، پاسدارِ خطشکن و آرپیجیزنِ گرگانی، در دهلران، با اصابتِ ترکش به شهادت رسید؛ او جبهه را دانشگاهِ ایثار میدانست و وصیت کرد که جوانان، هرگز از راهِ عشق، بازنگردند و مادران، مانعِ رفتنِ فرزندان نشوند.
پایگاه خبری هوران – علی، در یکمِ دیِ ۱۳۴۳، در روستایِ اصفهانکلاته، در خانوادهایِ کشاورز و مذهبی، دیده به جهان گشود. پدرش قاسم، با دستانِ پینهبسته، خاک را میکشت و مادرش طوبا، با دعاهایِ شبانه، فرزند را به راهِ نور، میخواند. او تا پایانِ دورهیِ راهنمایی، درس خواند و در کنارِ تحصیل، به پدر، در مزرعه، یاری میرساند.
با شروعِ جنگ، علی، به عنوانِ پاسدارِ سپاه، راهیِ جبهه شد. او آرپیجیزنیِ ماهر و خطشکنیِ دلیر بود که در سختترینِ عملیاتها، پیشتازِ یاران میشد. او عاشقِ شهادت بود و همیشه میگفت که تا شهید نشود، از جبهه، بازنخواهد گشت.
او در عملیاتهایِ مختلف، رشادتهایِ بسیاری از خود نشان داد. در سومِ اسفندِ ۱۳۶۳، در دهلران، هنگامِ درگیری با نیروهایِ عراقی، ترکشی به کمر و پایش اصابت کرد. با لبانی تشنه و دلی سرشار از ایمان، شربتِ شهادت را نوشید و به خیلِ شهیدانِ کربلا، پیوست.
پیکرِ پاکش، در گلزارِ شهدایِ امامزادهعبدالله، در زادگاهش، در کنارِ یاران، آرام گرفت. او در وصیتنامهاش، جوانان را به حضور در جبهه، دعوت کرده بود و از مادران خواسته بود که از رفتنِ فرزندانشان، جلوگیری نکنند.
علی، جبهه را دانشگاهی میدانست که کنکورش ایثار و کلاسش تقوا و درسش شهادت است. او همیشه، دعا و استغفار را، بهترینِ درمان میدانست و از تفرقه و دوری از روحانیت، برحذر میداشت. یادش، جاویدان و راهش، پررهرو باد.
کد نویسنده: ۳۶۰