[1]
از مدرسهی عشق تا باغِ شهادت، بینهایت متنفر از ضدانقلاب
نویسنده: رویا حمیدی
شهید سیدمحمد میرحسینی، تیربارچیِ بسیجیِ گرگانی، با هوشِ سرشار، زبانِ عربی را آموخت تا قرآن را درک کند؛ او در مریوان، بر اثرِ ترکشِ خمپاره به شهادت رسید و از گروههایِ ضدانقلاب، بینهایت متنفر بود.
پایگاه خبری هوران – شهید سیدمحمد میرحسینی از سلالهیِ پاکِ نبی، در خردادِ ۱۳۴۵، در خانوادهایِ روستاییِ گرگان، چشم به جهان گشود. در دامانِ مادریِ مذهبی، با الفبایِ عشق آشنا شد. در پنجسالگی، وارد مدرسه شد تا با جهل، بجنگد و نورِ علم را بر تاریکیِ نادانی، بتاباند.
او همپایِ تحصیل، در محافلِ دینی، دل به نور سپرد. با اوجگیریِ انقلاب، در پخشِ اطلاعیههایِ امام، نقشی فعال داشت. با پیروزیِ انقلاب و تشکیلِ بسیجِ ۲۰ میلیونی، در این مدرسهیِ عشق، ثبتنام کرد و دورههایِ ویژه را با شوقی وصفناپذیر، گذراند.
به کردستان اعزام شد و در مصاف با مزدورانِ عراقی، قرار گرفت. او با هوشِ سرشار، زبانِ عربی را از مجاهدینِ عراقی آموخت تا قرآن را بهتر درک کند. به آیاتِ جهاد، علاقهایِ خاص داشت و همیشه، در پیِ عمل به آنها بود.
در مریوان، در منطقهیِ عملیاتی، بر اثرِ اصابتِ ترکشِ خمپاره، خونین شد و چون گلیِ سرخ، به باغِ شهادت پیوست. در اولِ آبانِ ۱۳۶۲، به آرزویِ دیرینهاش رسید و به خیلِ شهیدانِ صدراسلام، پیوست.
او از گروههایِ ضدانقلاب، بینهایت متنفر بود و میگفت که آنان به محبوبیتِ امام، حسادت میکنند. پدرش، این خاطره را تا ابد، در سینه نگه داشته است. یادش، جاویدان و راهش، پررهرو باد.
کد نویسنده: ۳۶۰