- پایگاه خبری هوران - https://houran.ir -

مسعودِ تهرانی از کلاسِ درس تا خاکریزِ شلمچه

مسعودِ تهرانی از کلاسِ درس تا خاکریزِ شلمچه

شهید مسعود یونسی، تخریب‌چیِ بسیجیِ تهرانی، از مریوان تا شلمچه را با عشق پیمود؛ او در کربلایِ پنج، با لبخندی بر لب، به آرزویِ شهادت رسید و با وصیتِ صبر، یادِ خود را در دلِ امت، جاویدان ساخت.

پایگاه خبری هوران – در دلِ جنوبِ تهران، میانِ کوچه‌هایِ خاکی و مسجدهایِ انقلابی، مسعود، در تابستانِ ۱۳۴۹، چشم به جهان گشود. خانواده‌ایِ مذهبی، او را با عطرِ اذان و الفبایِ قرآن پرورش دادند. کودکیِ او، با طنینِ انقلاب، رنگِ دیگری گرفت؛ شوقی وصف‌ناپذیر در سینه داشت که او را زودتر از همسالان، به صفِ یاران کشاند.

او تا دومِ دبیرستان، در مکتبِ علم، موفق بود، اما آوایِ انقلاب، دلش را از کلاس‌هایِ درس جدا کرد. در مسجدِ محله، با چراغِ معرفت، راهی برگزید که نه از سرِ تکبر، که از سرِ آگاهی بود. با شروعِ جنگ، در بسیج ثبت‌نام کرد و دوره‌هایِ رزمی را با شوقی عجیب به پایان برد.

نخستین اعزام، او را به مریوان کشاند؛ اما بازگشت، آرامشِ او را بر هم زد. دلِ بی‌قرار، بار دیگر او را به میادینِ ایثار کشاند. در عملیاتِ کربلایِ پنج، در شلمچه، با آتشی که از زمین و آسمان می‌بارید، روبه‌رو شد. او تخریب‌چی بود؛ مین‌ها را خنثی می‌کرد تا راه برایِ یاران باز شود.

در تاریخِ ششمِ بهمنِ ۱۳۶۵، در میانِ انفجارِ نور، پاهایش را به قربانگاهِ عشق سپرد و جان را به جانان تسلیم کرد. لبخندی بر لب داشت؛ لبخندِ کسی که می‌دانست به وعده‌گاهِ دیدار رسیده است. روحش، در ملکوتِ اعلا، با فرشتگان هم‌نوا گشت.

امروز، در شب‌هایِ بارانیِ تهران، مادران، فرزندانِ خود را به نامِ مسعود می‌خوانند و وصیت‌نامه‌اش که می‌گفت «خدا با صابرین است»، چون نگینی در سینه نگه داشته‌اند. یادش، چون شمعی در سنگرِ عشق، تا ابد فروزان است و راهش، پررهرو باد.

کد خبرنگار: ۳۴۰