- پایگاه خبری هوران - https://houran.ir -

تکتیرانداز گرگانی در ماهوت عراق به آسمان پرکشید

تکتیرانداز گرگانی در ماهوت عراق به آسمان پرکشید

نویسنده: رویا حمیدی

پایگاه خبری هوران – در دل تاریخ پرغوغای جنوب، میان کویر سوزان و افقهای خونین، روایت مردی از تبار عاشورا میدرخشد. مصیب، آن تکتیرانداز آسمانی، از روستای سادهٔ گرگان برخاست. نوجوانی که در یازدهمین بهار زیستن، سایهٔ سنگین پدر را از سر برداشت و با دستانی خسته اما دلی سرشار از ایمان، تابستانها را به مزدوری گذراند تا چراغ دانش را فروزان نگه دارد.

اما ننگ غبار جنگ تحمیلی، خواب خوش کودکیاش را آشفته کرد. نخستین بار کُردستان او را در آغوش کشید؛ چهار ماه، سختکوشانه با دشمن ستیزید و جان را بر کف نهاد. آنچنان سلحشوری نشان داد که نامش بر زبان فرماندهان افتاد، اما عطش علم و معرفت، او را به گرگان بازگرداند و پشت نیمکتهای دبیرستان نفس تازهای کشید.

غافل از اینکه تقدیر، تقویمش را بر مدار سال ۶۶ و عملیات نصر ۴ نشانده است. در ماهوت عراق، میان رگبار آتش و سکوت مرگبار تفنگش، لحظهها را شمرد. هر گلولهاش نشانی از دشمن میگرفت و هر نفسش، نجوای عشق به معبود بود. تا اینکه در اوج نبرد، پرنده روحش از قفس تن رها شد و کبوتر خونین بالش به سوی ملکوتیان اوج گرفت.

وصیتش، ندای وحدت و نماز جماعت مساجد است. از خواهر میخواست که سینهزنان محرم را از یاد نبرند و پشت سر امام، صفوف به هم پیوسته بسازند. خاطره خواهر نیز از عشق خالصانهاش به امام و انقلاب، هنوز بر تارک یادمانش میدرخشد. او بارها تأکید میکرد که اختلاف، سمّ مهلک جامعه است و دشمن جز از تفرقه، هیچ نمیجوید.

آری، مصیب رفت تا راه بماند. رفت تا به نسلهای بعد بیاموزد که میتوان با تفنگ ایمان، بر بلندای یقین ایستاد و برای دوست، از تمام هستی گذشت. یادش جاویدان و راهش مستدام باد. او اکنون در محفل صادقان و مصلحان حق تعالی، مهمان نور است و ما بر خاکیان جز ادای احترام، تکلیفی نداریم.

کد نویسنده: ۳۶۰