رژیم آمریکای صهیونیست خواهان لبنانی وابسته به اسرائیل بزرگ است
دبیرکل حزبالله اعلامیه واشنگتن را نقشه نسلکشی بخشی از لبنانیها و بردگی باقیماندگان خواند و تأکید کرد تا رفع کامل تجاوز و اشغالگری، مقاومت ادامه خواهد یافت.
پایگاه خبری هوران – دبیرکل حزبالله: اعلامیهی واشنگتن نقشهی راهی برای نسلکشی بخشی از لبنانیها و به بردگی گرفتن باقیماندگان است
حضرت حجهالاسلام والمسلمین شیخ نعیم قاسم، دبیرکل حزبالله، «اعلامیهی واشنگتن» را چنین توصیف کرد: «نقشهی راهی برای نسلکشی بخشی از مردم لبنان و به بردگی گرفتن باقیماندگان» و نیز اعلامیهای که اصول اساسی مورد نظر آمریکا و «اسرائیل» برای تسلیم شدن لبنان به پروژهی «اسرائیل بزرگ» را ترسیم میکند.
ایشان در بیانیهای به مناسبت سالگرد رحلت امام خمینی (قدسسره) و دربارهی آخرین تحولات سیاسی، تأکید کرد که حزبالله به هیچکس تعهد نداده که در برابر تجاوز مقاومت نکند و به تجاوز آن پاسخ ندهد. وی تصریح نمود: «تا زمانی که تجاوز ادامه دارد، با تمام توانی که در اختیار داریم با آن روبرو خواهیم شد و هرجا که تصمیم بگیریم و توانایی داشته باشیم، به آن آسیب خواهیم زد. تا زمانی که روستاهای ما ناامن هستند، بمباران و تخریب میشوند و مردم ما به شهادت میرسند، شهرکهای صهیونیستی امن نخواهند بود و قدرت و صلابت ما را خواهند دید.»
متن کامل بیانیه به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحیم
سپاس خدایی را که پیامبران و سرورشان محمد مصطفی (ص) را با هدایت و دین حق برای ما فرستاد، و پس از او ائمهی هدی، معصومین پاک و پاکیزه را، و سپس یاران نیکوکار برگزیده و عالمان ربانی را در پی ایشان قرار داد تا همگی معیار درستی و راستی و الگوی بشریت باشند.
اولاً: درودِ تعظیم و تکریم به امام راحل خمینی بزرگ، زندهکنندهی دین و درهمشکنندهی جبروت مستکبران.
خدای متعال بشریت را با قیام نهضت امام خمینی (ره) و انقلاب ربانیاش در ایران، در شرایطی که آمریکا بر ایران و منابع آن مسلط بود و بسیاری از کشورهای جهان و منطقهی ما را در زیر سلطهی خود داشت، موفق گردانید. این انقلاب از بستری الهی و اسلامی بر پایهی اصول حق، عدالت، استقلال، آزادی انتخاب، وحدت اسلامی، کرامت انسانی، مبارزه با ظلم و اشغالگری و حمایت از مستضعفان جهان برخاست. نظام جمهوری اسلامی ایران را با همهپرسی مردمی برپا کرد و قانون اساسی و قوانین خود را وضع نمود و اعلام داشت که نه شرقی است و نه غربی.
امام خمینی (ره) از منظر دینی و گزینش فکری و فرهنگی، تجلیای از خط ربانی برای تمام بشریت است، برای کسی که بخواهد روش زندگی درست و عادلانهی انسانی را برگزیند. از همین رو، گروههای مردمی زیادی در جهان به رهبری و دیدگاه ایمانی ربانی او گرویدند و این حقی مشروع است، به ویژه در مقایسه با دیگر گزینههای فکری، مادی یا ستیزهجویانه.
غرب و شرق به ایران اجازه ندادند در تجربهی سیاسی خود به رهبری امام خمینی (ره) آسوده باشد. مستکبران به مدت هشت سال با پشتیبانی صدام و با بسیج نیروهایی جهانی و منطقهای، جنگی را علیه ایران به راه انداختند تا نظام جمهوری اسلامی را سرنگون کنند. اما ایران با فداکاریهای میلیونی، رهبری خود، مردم، سپاه، ارتش و نخبگانش در برابر محاصرهی اقتصادی و بینالمللی و جنگ مقاومت کرد. با همهی سختیها و چالشها، ایران در همهی عرصهها پیشرفت کرد و از جنبشهای آزادیبخش و جبههی حق حمایت نمود و در امور هیچکس دخالت نکرد. درخشانترین موضع بزرگوارانهاش، حمایت از مردم فلسطین برای آزادی سرزمین و بیتالمقدس و حمایت از جنبشهای مقاومت در برابر اشغالگران جنایتکار صهیونیست بود که خطری برای کل منطقه و حتی تمام جهان به شمار میرود.
امام خمینی الگویی از رهبر ربانی، مدافع حق و کرامت انسانی است. در مقابل، الگوی ستمگران از جمله آمریکا و اسرائیل قرار دارند که جنگها، هرجومرج، جنایت و نسلکشی کودکان و زنان و نابودی کشتوزرع را در سطح جهان اشاعه دادهاند و غزه نمونهای آشکار از این جنایات است که روزانه در برابر دیدگان جهان رخ میدهد. ما کدام را برای عزت و کرامت انسانی و درستی انتخاب میکنیم؟ ما به خدای متعال افتخار میکنیم و پیوسته شکرگزاریم که در روش زندگی خود به امام خمینی تأسی جستیم و از درستی و حق حمایت میکنیم.
چرا آمریکا، غرب و دنبالهروهایشان به مدت چهلوهفت سال با ایران جنگیدهاند؟ چرا آن را تحریم میکنند؟ چرا میخواهند مانع از داشتن قدرت دفاعی مشروع که حق همهی کشورهاست بشوند؟ چرا میخواهند مانع از غنیسازی اورانیوم صلحآمیزی شوند که مطابق قوانین بینالمللی مجاز است؟ پاسخ این است که آنها ایران را به عنوان الگوی درستی، عدالت و استقلال نمیپذیرند، بلکه آن را وابسته و در خدمت منافع و جور خود میخواهند.
آمریکا و رژیم صهیونیستی دو جنگ علیه ایران به راه انداختند، رهبر ربانی، امام خامنهای (ره) و شماری از فرماندهان نظامی، سیاسی و هستهای را به شهادت رساندند، کودکان و زنان را در مدارسشان کشتند و تأسیسات غیرنظامی را نابود کردند. این جنایات در برابر دیدگان جهان آشکارا صورت گرفت تا نظام را سرنگون و بر ایران مسلط شوند. اما در برابر این مردم بزرگ خمینی که بر اساس مکتب حسینی و ایثار و فداکاری پرورش یافتهاند، موفق نشدند و نخواهند شد. به یاری خدا، این مردم با رهبری جانشین شایسته، آیتالله مجتبی خامنهای (دامظله) درخشان خواهند شد.
مقاومت در لبنان از روش و اندیشهی امام خمینی (ره) برای آزادسازی سرزمین از چنگال دشمن غاصب در منطقه الهام گرفت. اما ما برای سرزمین و مردممان میجنگیم، از روی پیروی از پروردگارمان که نباید بندهی هیچکس باشیم و نسلهایمان باید زندگی مستقلی در وطن خود و در کنار هموطنانشان داشته باشند. این مقاومت، نهال امام موسی صدر (خداوند او را سالم بازگرداند) و مسیر سید شهدای امت، سید حسن نصرالله (رض) است و با نیروهای سیاسی و گروههای مختلفی که به مقاومت ایمان دارند و در راه آن فداکاری میکنند، همپیمان میباشد.
دوماً: در سالگرد رحلت امام خمینی (ره) که مصادف با عید غدیر و ولایت امیرالمؤمنین علی (ع)، پیشرو عدالت و یاری حق است، اوضاع سیاسی خود را که با این مناسبتهای بزرگ پیوند خورده، مرور میکنیم تا راه اصالت و حق را استوارتر سازیم.
از ایران سپاسگزاریم که با وجود چالشهای بزرگش، به ما کمک میکند تا سرزمین و حق خود را در برابر تجاوز آمریکایی-صهیونیستی بازپس گیریم. ایران در حال تلاش برای تثبیت توقف تجاوز و برقراری آتشبس جامع در لبنان به عنوان بخشی از توقف تجاوز علیه خود است.
نتیجهی مذاکرات مستقیمِ بیهوده، تحقیرآمیز و شرمآور برای لبنان – که قریب به اتفاق اقشار وسیعی از مردم لبنان آن را رد میکنند – به «اعلامیهی واشنگتن» انجامید که اصول اساسی مورد نظر آمریکا و اسرائیل برای تسلیم لبنان به پروژهی «اسرائیل بزرگ» را ترسیم میکند.
این که هدف اساسی، خلع سلاح مقاومت به عنوان مبنای هر توافقی قرار گیرد، به معنای اعدام قدرت لبنان و تهدیدی وجودی برای نسلکشی مردم مقاوم آن است. این اعلامیه، نقشهای برای تخریب لبنان، بیثباتی آن و ایجاد فتنه میان لبنانیها به سود اسرائیل است تا اسرائیل از راه سیاست به چیزی برسد که از راه جنگ به آن نرسیده است. این کار برای کسی که عزت و کرامت و حفظ خون شهدا، مجروحان، اسیران و این مردم فداکار بزرگ را میخواهد، محال است. ما از کسانی نیستیم که امانت شهدا، سرزمین و آیندهی نسلها را خیانت کنیم.
این اعلامیه، نقشهی راهی برای نسلکشی بخشی از مردم لبنان و به بردگی گرفتن باقیماندگان است.
این که مسیر امنیتی زیر شعار آتشبس توخالی قرار گیرد و تفسیر آن این باشد که حزبالله آتشبس را برقرار کند و مقاومتکنندگان میدان جنوب را رها نمایند، در حالی که تجاوز زیر فشار نظامی ادامه دارد، به معنای تسلیم، شکست و تحقق اهداف دشمن است. این کار مانند آرزوی ابلیس برای ورود به بهشت است.
ما فقط به دنبال توقف کامل تجاوز، برقراری آتشبس و عقبنشینی «اسرائیل» هستیم. آتشبس باید جامع باشد؛ نه تفکیکی میان جنوب و سایر نقاط لبنان، و نه آزادی قتل برای دشمن اسرائیلی در لبنان وجود داشته باشد. تا زمانی که اشغالگری باقی است، مقاومت ادامه دارد.
ما به هیچکس تعهد ندادهایم که در برابر تجاوز مقاومت نکنیم و به تجاوز آن پاسخ ندهیم. تا زمانی که تجاوز ادامه دارد، با هر توانی که داریم در برابر آن ایستادگی میکنیم و هر جا که تصمیم بگیریم و توانایی داشته باشیم، ضربه خواهیم زد. تا زمانی که روستاهای ما ناامن اند، بمباران و تخریب میشوند و مردم ما کشته میشوند، شهرکهای صهیونیستی امن نخواهند بود. قدرت و صلابت ما را خواهند دید. قاتلان پیامبران بر سرزمین ما آرام نخواهند گرفت. با مهاجمان میجنگیم تا آنان را از سرزمینمان بیرون کنیم و تجاوزشان را متوقف سازیم. بر یاری خدا و دلاوری قهرمانان شجاع مقاومت و پشتیبانی مردمان بزرگ و استثناییمان تکیه داریم که فداکاریهای بزرگی کردهاند و ما آنان را ارج مینهیم. این مردم در حمایت از مقاومت ثابتقدم هستند و خون شهدا سرمایهای سوزان است. خدای متعال میفرماید: «و در جستجوی دشمنان سست نشوید. اگر شما درد میبینید، آنها هم همانطور درد میبینند و شما از خدا چیزی امید دارید که آنها امید ندارند و خدا دانا و حکیم است» (نساء، ۱۰۴). ما به پیروزی این مقاومت حسینی اطمینان داریم و «یاری مؤمنان بر ما حقی است».
هدف اصلی باید حاکمیت لبنان باشد که تنها راه آن توقف تجاوز اسرائیل به لبنان به همهی اشکال زمینی، هوایی و دریایی، عقبنشینی از خاک لبنان برای استقرار ارتش در جنوب رود لیتانی، آزادی اسیران، بازگشت مردم به همهی روستاهایشان و بازسازی است.
ما هیچ پیوندی میان وجود مقاومت با توقف تجاوز و عقبنشینی «اسرائیل» نمیپذیریم. هیچکس حق دخالت در امور داخلی لبنان و میان لبنانیها برای سازماندهی زندگی سیاسی، اقتصادی و اجتماعی و تصمیماتی که بر سر حاکمیت کشورشان و حفاظت از آن در چارچوب راهبرد امنیت ملی مورد توافقشان است، ندارد.
ما به وحدت ملی در برابر تجاوز حریص هستیم؛ چرا که این وحدت، توان همهی ماست.
ما از دولت مسئولیت میخواهیم که وظیفهی خود را انجام دهد تا شکاف انشقاق داخلی لبنان را درمان کند؛ انشقاقی که ناشی از انتخابهای سیاسی دولت است که بیانگر اجماع ملی همهی اجزای لبنان و اصول قانون اساسی و شیوهی زندگی مشترک نیست.
دولت مسئول است که اقدامات و گفتوگویی را آغاز کند که لبنانیها را در برابر تجاوز اسرائیل به کشورمان متحد سازد؛ زیرا این تجاوز به همهی ماست. شایسته است که فرزندان یک سرزمین نخست برای مقابله با تجاوز با یکدیگر به تفاهم برسند، سپس مسائل خود را در چارچوب قانون اساسی و طائف و وحدت شهروندان و زندگی مشترک حل و فصل کنند.
از مسئولان دعوت میکنیم به این مسخرهبازی و تحقیری که «مذاکرات مستقیم» نام دارد پایان دهند تا با پشتیبانی همهی ملتتان، در برابر گزینهی دولتی دارای حاکمیت قویتر شوید؛ دولتی که دشمنان ناگزیر در برابر آن سر فرود خواهند آورد.