گزارش تصویری: کودکان غزه؛ نسلی که پیش از روییدن، پرکشید
تدوین؛ ابوالفضل نسائی
کفشهای کوچک، روی خاک سرد بیمارستان شفا ردیف شدهاند. شمارهشان را کسی نمیداند. فقط گچ سفید روی سنگها نوشته: «طفل مجهول الهویه».
پایگاه خبری هوران – روی کیسه جسد سفید، با ماژیک سیاه نوشته بودند «رامی، ۴ ساله، مجهول العائله». دستی آمد و زیر آن خط کشید و اضافه کرد: «حتی اسم هم گناه است؟» دوربین در کوچههای بیتلاهیا میچرخد. دیواری که تا دیروز نقاشی پروانه داشت، حالا فقط سوراخهای خمپاره را نشان میدهد. مادر زنی دستش را گرفته روی دهانش. صدایی از قاب تصویر بیرون نمیآید. لرزش شانههایش تمام آن چیزی است که صداگذاریِ تصویری ضبط کرده است.
در فریم بعد، پدری دو مانتو کوچک را روی نخ آویزان کرده. یکی آبی، دیگری صورتی. باد آنها را تکان میدهد. کسی نیست بپوشدشان. سازمانهای بینالمللی در وین نشستهاند. بیانیه صادر میکنند. در غزه اما بیانیهها را خورده آتش. یک خبرنگار غربی در کنفرانس مطبوعاتی میپرسد: «آیا کودک دو ساله، میتوانست عضو حماس باشد؟» سکوت میافتد. کسی پاسخ نمیدهد.
پایتختهای عربی، هتلهای لوکس قاهره و ریاض را روشن نگه داشتهاند. تلویزیونهایشان ولی اخبار غزه را قطع میکند به آگهی مسواک. تصویر آخر: دست کودکی که از زیر آوار بیرون مانده. انگشتهایش هنکام شهادت مشت نبوده. باز بوده. انگار چیزی را نشانه رفته. شاید همان عدالتِ گمشدهای که اسمش را «حقوق بشر» گذاشتهاند. کودکی در غزه نمیمیرد. فقط نقشِ پروانه را روی دیوار عوض میکند. با سنگ سفید.
یک کودک بازمانده رو به دوربین میگوید: «نمیخواهیم کسی برایمان گریه کند. میخواهیم یک نفر دیگر هم ببیند. فقط ببیند. شاید بیدار شود.»