- پایگاه خبری هوران - https://houran.ir -

از خامنه‌ای تا نصرالله و صفی‌الدین؛ نامه‌ای به سردارانی که جهاد را جاودانه کردند

از خامنه‌ای تا نصرالله و صفی‌الدین؛ نامه‌ای به سردارانی که جهاد را جاودانه کردند

در شب عید قربان، نویسنده در برابر قامت رهبران شهیدی می‌ایستد که با خون خود جبهه حق را نورباران کردند. از سیدعلی خامنه‌ای و سیدحسن نصرالله تا سیدهاشم صفی‌الدین و همه قهرمانان مقاومت، این نامه سرشار از پیمان وفاداری و ادامه راه آنان تا پیروزی نهایی است.

پایگاه خبری هوران – در شبی که عید با عطر قربانی خرامان می‌شود و ندای «لبیک اللهم لبیک» در افق‌هایش طنین‌انداز است، با تمام هیبت و خشوع در برابر قامت‌های سرافرازی می‌ایستم که هرگز خم شدن نشناختند؛ همان رهبرانی که از جان‌هایشان پلی برای کرامت ساختند و از خونشان چراغی فروزان که هرگز خاموشی نپذیرد.

به سوی سید و رهبر شهیدم، سید علی خامنه‌ای (قدس سره)، ای صاحب نافذترین بصیرت و دلی که با زخم‌های مستضعفان می‌تپد؛ شما همان رهبری بودید که هرگز محراب حکمت و جهاد را ترک نکرد. شما در طوفان‌های روزگار پشتیبان ما بودید، قطبنمایی که همیشه به سوی قدس اشاره دارد، و دستی که بذرهای مقاومت را پرورد تا به عزت و سربلندی برسند. به راستی که میراث شما چراغی است که تاریکی راه‌ها را پیش پای ما روشن می‌کند، و پیمان ما با شما این است که بر اخگر پایداری بمانیم.

به سوی سید و رهبر شهیدم، سید حسن نصرالله (رضوان الله علیه)، ای کسی که از نامتان مترادف پیروزی ساختید و از صدایتان زمین‌لرزه‌ای که تخت ستمگران را به لرزه درمی‌آورد. شما سید میدان و زبان حق بودید، در دل‌ها پیش از سنگرها حاضر، و رهبری که به ما آموختید شکست اندیشه‌ای است که در قاموس آزادگان جایی ندارد. تن از ما جدا کردید، اما روح مقاومتی که در ما دمیدید به راه و رسمی جاودان بدل شد و شمشیری برّان که در غلاف نمی‌رود؛ و یادتان جاودان است مادام که حق و عدالت پابرجاست.

به سوی سید و رهبر شهیدم، سید هاشم صفی‌الدین (رضی الله عنه)، ای رهبری که هرگز در هنگام ندای وظیفه درنگ نکردی، که به خاموشی سرشار از عمل و وفایی بی‌مرز شناخته می‌شدی. شما صخره‌ای بودید که توطئه‌ها بر آن خرد می‌شد، سایه‌بانی که پشت مجاهدان را می‌پوشاند، و دل پرمهر و دوست‌داشتنی که در دشوارترین مراحل، مسیر را در آغوش گرفت. خون پاکتان یقین ما را افزود که راهی که برگزیدید، راه جاودانگی و کرامت است.

به تمامی رهبران قهرمان، ای کسانی که با خون خود درخشان‌ترین صفحات تاریخ را نگاشتید، ای کسانی که از «عید» مدرسه‌ای در فداکاری ساختید و درسی در عزت نفس شکست‌ناپذیر. شما صادق‌ترین پژواک صدای حق در روزگار هیاهو بودید و قطبنمایی که هرگز از قبله آزادگان منحرف نشد. در تاریخ جاودان شدید؛ روح‌هایی که در سینه هر پایداری می‌دمد و در رگ‌های هر دلباخته‌ای به کرامت می‌تپد.

به سوی کاروان شهدای ابرار، ای نشان عزت بر چهره این امت، شما جان‌هایتان را هدیه عید به میهن کردید و قربانی‌ای در محراب حق. فداکاری‌هایتان فقط خاطره نیست، بلکه قانون اساسی‌ست که آینده خود را با آن می‌نگاریم، و یقینی هماره درخشان که باطل راهی به سوی آن نمی‌یابد.

به سوی مردم پایدارمان، ای صاحبان دل‌هایی که هرگز سست و خسته نمی‌شوند، ای که جام فداکاری را با صبری زیبا سر کشیدید، ای مردمانی که در برابر باد تند و سهمگین ایستادگی کردید. به راستی که عید حقیقی ما همین پایداری افسانه‌ای است و این ایمان راسخ که پیروزی وعده‌ای الهی و بی‌شک است. شما نوری هستید که بر زندگی‌مان چیره می‌شوید و رازی که سبب می‌شود امروز در برابر جهان سربلند بایستیم.

شما همان میخ‌های خیمه‌اید که زمین را زیر گام‌هایمان استوار می‌کنید، و شما نشان سرافرازی نرمش‌ناپذیرید. ای کسانی که گران‌ترین داشته‌های خود را برای آسودگی و هستی ما فدا کردید، سپیده پیروزی به برکت پایداری شما نفس می‌کشد و عید ما جز بازتابی از نور صبر زیبای شما نیست.

پیمان ما با همگی شما در این عید مبارک، این است که امانت را نگاه داریم و پاسبان این راه و رسم باشیم که با خون پاکتان آبیاری شده، تا آنگاه که در آستانه پیروزی بزرگ دیدار کنیم.

پاینده‌باشید به فخر امت، و پاینده باد خون شهدا چراغی خاموش‌نشدنی. هر سال شما در اوج عزت و جاودانگی سربلند باشید.