یهودیان آمریکا در دو راهی: یکسوم، صهیونیست؛ یک نسل، در جستجوی عدالت برای فلسطین
تلآویو در پی جنگ غزه، نظرسنجیها و شکاف نسلی در آمریکا، از کاهش بیسابقه حمایت سنتی به ویژه میان دموکراتها و یهودیان جوان لیبرال خبر میدهد؛ تغییری که اجماع دوحزبی را تهدید میکند.
پایگاه خبری هوران – در آن روزهای سهمگین، هنگامی که آتش از آسمان غزه میبارید و کودکان در میان خاکستر و فولاد، مادران از دست رفته را صدا میزدند، چیزی در فراسوی اقیانوس آرام نیز در حال دگرگونی بود. نه در میدانهای جنگ، که در کافههای منهتن، سالنهای سخنرانی برکلی، و راهروهای مجازی تیکتاک. نسلی از جوانان آمریکایی که خاطرهٔ ۱۱ سپتامبر را تنها از کتابها خواندهاند، اکنون با چشمان خود میدیدند: کشوری که متحد دیرینهٔ آمریکاست، چگونه با تمام توان بر مردمی بیپناه میتازد. از همان جا بود که روایت تازهای زاده شد؛ روایتی که در آن، «حقوق بشر» واژهای نه برای دیگری، که معیاری برای سنجش دوستان شد.
فصل دوم: شکافی که از کرانه باختری تا خیابانهای آمریکا کشیده شد
تلآویو، که روزگاری تکیهگاهش بر لابی قدرتمند یهودیان آمریکا بود، ناگهان خود را در برابر پرسشی بزرگ یافت: آیا آنان که همخوناند، همچنان همدل میمانند؟ گزارشهای مؤسسه امنیت داخلی دانشگاه تلآویو، فریادی هشداردهنده بود: «سیاستهای کنونی، ستونهای نفوذ رژیم در آمریکا را سست میکند.» شهرکسازی در کرانه باختری، قدرت گرفتن جریانهای مذهبی-ملیگرا، و تصاویر ویرانی غزه، پلی بود که میان نسل جوان یهودی لیبرال و اسرائیل فرو ریخت. آنان که روزگاری «اسرائیل» را خانهٔ روحی خود میدانستند، اکنون در تظاهراتی که پرچم فلسطین را بالا میبرند، دیده میشوند.
فصل سوم: نظرسنجی پیو؛ آیینهٔ حقیقت
در آوریل ۲۰۲۶، مرکز پژوهشی «پیو» آئینهای پیش روی آمریکا گرفت. در آن آئینه، شصت از هر صد آمریکایی، چهرهای عبوس از «اسرائیل» دیدند؛ رقمی که یک سال پیش پنجاه و سه بود. اما هولناکتر از این، روایت دموکراتها بود: هشتاد از هر صد هوادار حزب دموکرات، نگاهی تیره به اسرائیل داشتند. گویی آن پیوند دیرینِ روزگار کندی و اوباما، افسانهای بیش نبود. اما جالبتر آنکه در میان جمهوریخواهان جوان نیز نسیمی از تغییر میوزید؛ گواه آنکه این دگرگونی، نه یک شورش حزبی، که زلزلهای نسلی بود.
فصل چهارم: نسل جوان قلم به دست گرفته است
گزارشی دیگر از همان مؤسسه تلآویوی با عنوان «اسرائیل در حال از دست دادن جوانان آمریکا» فریاد برآورد: حتی مسیحیان انجیلی سفیدپوست و محافظهکاران جوان، آن سنگرهای تسخیرناپذیر حمایت، اکنون با تردید به اورشلیمی مینگرند که بر کرانهٔ باختری خانه میسازد و در غزه خون میبارد. دانشگاههای آمریکا، دیگر سخنرانیهای طرفداران اسرائیل را با کفزدن بیچونوچرا همراهی نمیکنند. حقوق بشر، اشغال، و عدالت؛ اینها واژگانی است که روی تختههای گچی کلاسهای حقوق و علوم سیاسی نقش بسته است.
فصل پنجم: روایت آژانس یهودی از درون
آژانس یهودی نیز در آغاز سال ۲۰۲۶ نظرسنجی درونی کرد و نتیجهٔ شگفتآور بود: تنها یکسوم یهودیان آمریکایی خود را «صهیونیست» میخواندند. بله، اکثریت هنوز برای موجودیت اسرائیل به عنوان یک دولت یهودی ارزش قائل بودند، اما آن عاطفهٔ آتشین، آن حمایت بیچونوچرا، رنگ باخته بود. جوانانی که خود را «ضدصهیونیست» توصیف میکردند، روزبهروز بیشتر میشدند. گویی تابلوی نقاشیای که دههها با رنگهای وفاداری و همبستگی کشیده شده بود، اکنون در برابر چشمان نسل جدید، به طرحی نو درآمده بود.
فصل ششم: پایان یک اجماع و آغاز یک دوران
نگرانی اصلی اسرائیل، اما نه سقوط کامل حمایت، که پایان «اجماع دوحزبی» است. از این پس، ممکن است حمایت از اسرائیل به یک مسئلهٔ عمدتاً جمهوریخواهانه و محافظهکارانه تبدیل شود. در کوتاهمدت، پنتاگون و سیا و لابیهای قدرتمند، بازوی تلآویو را محکم نگاه میدارند. اما در بلندمدت، جایی که نسل فردا تصمیمگیرندگان کاخ سفید و کنگره خواهند بود، تصویر اسرائیل گنگ و مبهم دیده میشود. گویی کاروانی که سالها در جادهٔ دوحزبی بدون مانع میتاخت، اکنون به چهارراهی رسیده که هر مسیری، داستانی دیگر رقم میزند.
فرجام سخن
اسرائیل نسل جوان آمریکا را از دست میدهد و اجماع دوحزبی را نیز. و این، شاید بزرگترین میراث جنگ غزه برای معادلات راهبردی واشنگتن-تلآویو باشد؛ میراثی که نه بر خاک غزه، که بر لوح ضمیر نسل فردای آمریکا نوشته میشود.