فکر کرد اسباببازی است»؛ مهمات منفجرنشده در غزه، محمد ۱۲ ساله را نابینا کرد
محمد عوده، کودک ۱۲ ساله غزه، هنگامی که قطعه فلزی باقیمانده از بمباران اسرائیل را با اسباببازی اشتباه گرفت، نه تنها چهار انگشت دست چپ، بلکه تمام روشنایی جهانش را از دست داد. او اکنون در چادری در دیرالبلح، در میان هشدارهای سازمان ملل از وجود ۷۰۰ مهمات منفجرنشده، گامهای محتاطانه برمیدارد و از پدرش میپرسد: «الان شب است یا روز؟»
پایگاه خبری هوران – در شلوغی یکی از اردوگاههای آوارگان در دیرالبلح، در مرکز نوار غزه، پسری با گامهایی سست و محتاطانه راهی را میپیماید که دیدنش برای دیگران آسان است، اما برای او دیگر هیچگاه آسان نخواهد بود. محمد عوده، دوازده ساله، روزگاری کودکی بود که کوچهپسکوچههای غزه را میدوید؛ اما امروز درون تاریکی مطلق قدم میزند.
[1]
روزی که جهانش فرو ریخت، روزی نبود که آسمان بمب میبارید. روزی بود که روی زمین، در میان خاک و آهنپارهها، شیء فلزی کوچکی را دید که نوید بازی میداد. «فکر کردم اسباببازی است.» این جمله محمد است؛ جملۀ پسری که نمیدانست نزدیک شدن به آن قطعه باقیمانده از جنگ، صورتش را هدف انفجاری خواهد کرد که چهار انگشت دست چپ و هر دو چشمش را با خود برد.
اکنون محمد در چادری تنگ نشسته، درحالی که دستهای پدر به او کمک میکند لقمه را پیدا کند. حسام، پدرش، از روزهایی میگوید که محمد بیتابانه بازی میکرد و حالا میپرسد: «الان شب است یا روز؟» حتی در روشنترین ساعات روز، پسر در شبِ همیشگی زندگی میکند.
اما تراژدی محمد تنها ماجرای یک کودک نیست. حدود دو میلیون و چهارصد هزار فلسطینی در غزه، هر روز با همان اشیاء مرگباری سر و کار دارند که ارتش اشغالگر پشت سر گذاشته: بمبها، موشکها، مینها و مهمات منفجرنشده. باقیمانده از جنگی که اکتبر ۲۰۲۳ آغاز شد و هرگز برای زمین غزه تمام نشده است. آتشبس دهم اکتبر که امیدها را زنده کرد، نتوانست این تکههای سربیِ مدفون در کوچهها و مدارس و آغلهای گوسفندان را جمع کند.
بر اساس آمارهای رسمی فلسطین، جنگ بیش از هفتاد و دو هزار شهید و صد و هفتاد و دو هزار زخمی بر جای گذاشته؛ بیشترشان کودک و زن. نود درصد از زیرساختهای غیرنظامی غزه نیز با خاک یکسان شده است. اما محمد، در همان ویرانی، به یک نخ تار امید چسبیده. میگوید: «جنگ کودکیام را از من گرفت، اما من میخواهم مثل بقیه بچهها زندگی کنم. یاد بگیرم، بازی کنم و هر طور که دوست دارم حرکت کنم.»
او این روزها به مرکز «النور» وابسته به آنروا میرود؛ جایی که خط بریل را با نوک انگشتان بریدهشدهاش حس میکند و عصا را میآموزد تا در مسیری که نمیبیند، زمین نخورد. پزشکان گفتهاند اگر جراحی چشم و پیوند قرنیه و ترمیم عصب ممکن شود، شاید روزی دوباره ببیند. اما بیمارستانهای غزه فروپاشیدهاند و گذرگاه رفح از فوریه گذشته تنها به هفتصد بیمار اجازه خروج داده، در حالی که بیش از هجده هزار بیمار دیگر در انتظار تخلیه پزشکی ماندهاند.
از سوی دیگر، سازمان ملل هشدار میدهد که تیمهای مینزدایی از اکتبر ۲۰۲۳ حدود هفتصد قطعه مهمات منفجرنشده پیدا کردهاند و گزارشهایی از ۴۷۰ قربانی انفجار این بقایا دریافت شده است. محمود باسل، سخنگوی دفاع مدنی فلسطین، تخمین زده که حدود ۷۱ هزار تن مواد منفجره منفجرنشده در سراسر غزه پراکنده است. ارتش اشغالگر در طول جنگ بیش از ۱۲۰ هزار تن مواد منفجره بر این باریکه ریخته؛ بمب، موشک، گلوله توپخانه و مین. اکنون کودکان غزه با باقیماندههای نسلکشی بازی میکنند و هر قطعه فلزی براق، میتواند آخرین بازی زندگیشان باشد.
پدر محمد اما چیز سادهای میخواهد: «من هیچ چیز از این دنیا نمیخواهم جز اینکه پسرم برگردد و من و مادرش را ببیند.» محمد هنوز همین آرزو را تکرار میکند: «میخواهم درس بخوانم و برای درمان سفر کنم.»