از نصرآباد تا شلمچه؛ روایت تکتیراندازی که درس را رها کرد
هوران – قدرتالله قربانی نصرآبادی، متولد ۱۳۵۰ در گرگان، دوم راهنمایی بود که به ندای امام لبیک گفت، اما چون کمسن بود، نپذیرفتند. از راه جهاد سازندگی تلاش کرد، باز نشد. سرانجام از سپاه پاسداران راهی جنوب گردید. ۱۴ بهمن ۱۳۶۵، در شلمچه و در عملیات کربلای ۵، بر اثر اصابت ترکش خمپاره به سینه، به کاروان علیاکبر امام حسین(ع) پیوست.
پایگاه خبری هوران – حماسهآفرین خطهٔ شلمچه. سال ۱۳۵۰، در گرگان، در خانوادهای روستایی و پایبند به آئین، قدرتالله قربانی متولد شد. پدرش علیاصغر نام داشت. نام او را «قدرتالله» نهادند، گویی میخواستند نیروی الهی چون چشمهای در وجودش بجوشد.
دوران ابتدایی را در روستا گذراند. در دوم راهنمایی بود که صدای امام به گوشش رسید. درس را رها کرد. خواست از راه بسیج به جبهه برود، اما گفتند: «کمسن هستی.» از جهاد سازندگی امتحان کرد تا سنگرساز بیسنگر شود، باز نشد.
اما اصرار او پایان نداشت. سرانجام دورههای لازم را در شصتکلا گذراند و از طرف سپاه پاسداران به جبهههای جنوب اعزام شد. در عملیات کربلای ۵، شجاعت و زرنگیای از خود نشان داد که فراتر از سالهای اندک عمرش بود.
در گرماگرم حمله، ترکش خمپاره به سینهاش نشست. چنان که برخی راویان گفتهاند: «همچون علیاکبر امام حسین(ع) به فیض شهادت نائل آمد.»
پیش از رفتن، در وصیتش نوشته بود: «راه امام و کلام او را فراموش نکنید. باید همراه امام رفت و هیچوقت او را تنها نگذاشت. رهنمودهای امام را بدون چون و چرا عمل کنید.»
و پدرش روایت کرده: «زمان اعزام، یک بار سه مرتبه مرا از نصرآباد به ستاد معراج آورد. یک بار برای دیدنش، سه کیلومتر جاده دنبالش دویدم تا خودم را به او رساندم.»
کد نویسنده: ۳۶۰