- پایگاه خبری هوران - https://houran.ir -

سانسور کشته‌ها و جنگ روانی؛ تاکتیک پنهان اسرائیل در نبردهای اخیر

سانسور کشته‌ها و جنگ روانی؛ تاکتیک پنهان اسرائیل در نبردهای اخیر

نویسنده: غلامعلی نسائی

جنگ امروز تنها در زمین، دریا و هوا جریان ندارد؛ «شکل‌دهی آگاهی» جبهه‌ای تخصصی و مؤثر در نبرد پیچیدهٔ دشمن برای ربودن ارادهٔ مردم از مقاومت و مبارزه است. سانسور کشته‌ها و جراحات تا پیامک‌های تهدیدآمیز برای افسران سوری، دشمن با لایه‌ای از جنگ روانی و اقتصادی در پی فلج کردن کشورهای جبههٔ مقاومت برآمده – اما اکنون «سوزاندن آگاهی» به خودِ او بازگشته است.

پایگاه خبری هوران – «کلید آگاهی»؛ جبهه‌ای مؤثر در جنگ پیچیده‌ای که برای ربودن ارادهٔ مردم در مسیر مقاومت و مبارزه، طراحی شده است. دشمن اسرائیلی در پنهان‌سازی تلفات خود – خواه کشته، زخمی یا اسیر – چه در میان سربازان و چه در میان شهرک‌نشینان، مهارتی ستودنیِ شوم دارد. این سانسور سختگیرانه، تابع سیاستی است که میان مزدوران، اعراب و یهودیان فرق می‌گذارد و نشر برخی اخبار را به تعلیق می‌اندازد. در درگیری‌های اخیر در مرزهای لبنان و روستاهای آن، رسانه‌های دشمن تنها جراحات جدی را بازتاب دادند و آسیب‌های جزئی و متوسط را حذف کردند. هدف، به حداقل رساندن خسارات، تقویت روحیهٔ ارتش و دستگاه‌های نظامی، و نیز مدیریت اختلافات داخلی بود. این رویکرد، بخشی از روش دشمن در مدیریت نبردهاست.

از سوی دیگر، جنگ روانیِ دشمن بر پایهٔ مطالعه‌ای مخرب از جبهه‌های تجاوز، هم‌زاد با حملات نظامی و سیاست‌های دیپلماتیک پیش می‌رود. لابی‌های صهیونیستی با دستکاری خبرگزاری‌های جهانی و رسانه‌های منطقه‌ای، تصویری فریبنده می‌سازند تا «آگاهی» را در سطوح مختلف – از مردم عادی تا سیاست‌گذاران – شکل دهند. این الگو در جنگ‌های پیشین نیز دیده شده است. برای نمونه، در حملات به سوریه، دشمن با ارسال پیامک‌های تهدیدآمیز برای افسران سوری، این توهم را القا می‌کرد که ایران به تهدیدی برای جان و امنیت آنان بدل شده است. این جنگ ترکیبی، در کنار محاصره اقتصادی مانند قانون قیصر، در پی فلج کردن سوریه و تعدیل نقش استراتژیک آن در مقاومت بود.

این مثال‌ها، لایه‌های انباشتهٔ جنگی سیستماتیک و پیچیده را روایت می‌کنند؛ جنگی که در جبهه‌های روانی، فرهنگی، نظامی، امنیتی، رسانه‌ای و اقتصادی جریان دارد. «شکل‌دهی آگاهی» جبهه‌ای تخصصی در کنار پنج جبههٔ زمین، دریا، هوا، طیف و سایبر است تا بالاترین دستاوردهای ژئوپلیتیکی را در غرب آسیا رقم زند. از آغاز کارزار آواره‌سازی و نسل‌کشی در غزه، دشمن کوشیده است مسئولیت وضعیت کنونی را بر دوش نیروهای مقاومت بیندازد. این تاکتیک، شماری از سیاستمداران و نخبگان را فریب داده است که اکنون به انتقاد از اتحادها و تصمیمات مقاومت پرداخته‌اند – بی‌آنکه ژرفای پروژه‌های سلطه را درک کنند.

آنان که از «خاورمیانه جدید» و «معاملهٔ قرن» به «طوفان‌الاقصی» جهیدند، در دام آگاهی‌افکنی دشمن افتاده‌اند. مقاومت با منطق جغرافیا، تاریخ و کرامت انسانی، محکوم به پیروزی است. پیوند مردم و حزب‌الله، پیوندی ارزشی و مبتنی بر ایثار است. دشمن با عملیات «دستکاری آگاهی» اهدافی چون تضعیف روحیهٔ رهبران مقاومت، ایجاد تردید در وفاداری متحدان، تغییر توجه از جنایات خود، و ایجاد آشوب در جوامع را دنبال می‌کند. در برابر این، استراتژی‌هایی چون یقین به نصرت الهی، وحدت، نادیده گرفتن شایعات و اقتباس از روایت مقاومت ضروری است. اخبار میدانی از پیشروی کیفی مقاومت در پنج محور حکایت دارد؛ پنج لشکر دشمن پس از به‌کارگیری حداکثر توان، دچار فرسایش ساختاری شده‌اند. «سوزاندن آگاهی» اکنون به خودِ دشمن بازمی‌گردد، آن‌هم در آستانهٔ عملیات سوم «وعده صادق».