آن که پس از رفتن دوستان، ماندن را خیانت دید
هوران – غلامرضا زاهدیمهر، متولد ۱۳۴۳ در گرگان، دانشآموز سوم راهنمایی بود که انقلاب او را به عضویت سپاه پاسداران کشاند. پس از شهادت دو همرزمش، خود را موظف به حفظ راهشان دانست و بیدرنگ راهی مریوان شد. ۲۷ مهر ۱۳۶۲، در عملیات والفجر ۴، نه با گلوله که با سبکباری پرندگان، از قفس تن بیرون زد.
پایگاه خبری هوران – در سال ۱۳۴۳، در گرگان، در خانهای پرجمعیت و پایبند به آئین، غلامرضا زاهدیمهر متولد شد. پدرش عبدالله نام داشت. او دوره ابتدایی و راهنمایی را پشت سر گذاشت و همان سالها بود که انقلاب اسلامی به نتیجه رسید. در نوجوانی، در حرکتهای انقلابی نقشی روشن داشت. چنان که پس از تأسیس سپاه پاسداران، به این نهاد پیوست و در بخش عملیات، فعال شد.
در همان ایام، دو تن از دوستانش به درجهای رسیدند که برخی نامش را «شهادت» مینهند. از آن روز، غلامرضا خود را مدیون خونِ آن دو میدانست. چنان که گویی ماندن برای او، خیانت به یادشان بود. اصرار کرد و سرانجام از مسئول خود، اعزام به جبههٔ مریوان را گرفت.
مدتی در کردستان ماند. تا ۲۷ مهر ۱۳۶۲. در عملیات والفجر ۴، بیآنکه کسی انتظارش را داشته باشد، از میان امواج نبرد، به موجی دیگر پیوست. پیکرش بر جای ماند، اما او —به قول راویان— «سبکبال و بیپروا همچون پرندگان عاشق به سوی معشوق پرواز کرد.»
پیش از رفتن، در وصیتش نوشته بود: «از یاد خدا غافل نشوید که غفلت، دام شیطان است. مراقب رفتارتان با خانواده و مردم باشید. خدایا، تو شاهد باش که برای رضای تو میروم، نه برای انتقام یا نام و مقام.»
و پدرش بازگو کرده که شهید همواره میگفت: «امام را سکاندار کشتی انقلاب بدانید. تنها راه سعادت، پیروی مطلق از اوست.»
کد نویسنده: ۳۶۰