روح کربلا، اراده دفاع مقدس؛ پاسخ تاریخی ملت ایران به تهدید ترامپ
نویسنده: غلامعلی نسائی
روایت مقاومت ملت ایران، ریشه در منطق عاشورا دارد؛ همانگونه که امام حسین علیهالسلام بیعت با ظلم را نپذیرفت و کربلا رقم خورد، در دفاع مقدس نیز بسیجیان، ارتش، سپاه و ملت ایران با دستهای خالی اما ارادهای آهنین، حماسهای ملی آفریدند و نشان دادند که عزت، برتر از تسلیم است.
رئیس جمهور آمریکا «دونالد ترامپ» پرسیده: چرا ایرانیها تسلیم نمیشوند؟
پایگاه خبری هوران – پاسخ را باید نه فقط در سیاست، بلکه در تاریخ، فرهنگ و روح مقاومت ملتهای این سرزمین جستوجو کرد؛ جایی که کرامت، آزادی و دفاع از سرزمین، ارزشی فراتر از ترس و محاسبه صرف قدرت دارد. آمریکای امروز، همچون بسیاری از قدرتهای پیشین، اگر ملتهای خاورمیانه را تنها با معیار قدرت نظامی بسنجد، از درک حقیقتی عمیق بازمیماند: این ملتها در طول قرنها، در برابر موجهای سهمگین استعمار و تجاوز ایستادهاند و هرگز روح تسلیم را نپذیرفتهاند.

با وجود تفاوت قدرت، ملتهای این منطقه در قرون دوازدهم و سیزدهم در برابر یورشهای صلیبی و مغولی ایستادند و در قرن بیستم نیز استعمار فرانسه، انگلیس و اسپانیا را از سرزمینهای خود بیرون راندند. تاریخ این جغرافیا، تاریخ ایستادگی است؛ تاریخی که با خون و ایمان نوشته شده، نه با سازش و تسلیم.
مصر در سال ۱۸۸۲ در برابر بریتانیا، در اوج قدرت امپراتوری آن، به میدان آمد؛ در حالی که ارتش مصر بسیار ضعیفتر بود، اما فرماندهانش معنایی به نام تسلیم را نمیشناختند. این همان منطق تاریخی شرق است: قدرتِ اراده، گاه از قدرتِ سلاح پیشی میگیرد.
حتی با وجود حمایت گسترده اروپا و آمریکا از رژیم صهیونیستی، فلسطینیان و بسیاری از عربها و مسلمانان تسلیم نشدند و در جنگهای پیاپی به مقاومت ادامه دادند؛ مقاومتهایی که این رژیم را در محدودهای تنگ نگه داشته و با گذشت دههها از تأسیس آن، همچنان سایه تهدید را بر سرش حفظ کرده است.
اما برای فهم عمیقتر این روحیه، باید به سرچشمههای اعتقادی و تاریخی ملتهای شرقی نگاه کرد؛ به روحیهای که از فرهنگ عرفانی، ایثار و عزت ریشه میگیرد. فرهنگی که در آن، زندگی بیکرامت بیمعناست و آزادی، مالکیت و عزت، اصولی فراتر از آسایش مادی به شمار میآیند؛ و استعمار، در اصل، تهدیدی علیه همین سه ارزش بنیادین است.در این میان، سخنان رهبر انقلاب بارها به حقیقتی تاریخی اشاره کرده است: هنگامی که امام حسین علیهالسلام با یزید بیعت نکرد، مسیر کربلا گشوده شد.
آن قیام، صرفاً یک حادثه تاریخی نبود، بلکه الگویی جاودانه از انتخاب عزت بر ذلت و مقاومت بر تسلیم شد. منطق عاشورا، منطق ایستادن در برابر ظلم، حتی در اوج نابرابری ظاهری قدرت است؛ همان منطقی که در وجدان ملتهای آزاده زنده مانده است.
همین روح عاشورایی بود که در هشت سال دفاع مقدس، در وجود بسیجیان، ارتش، سپاه و ملت ایران تجلی یافت؛ روزهایی که قدرتهای جهانی در کنار دشمن ایستاده بودند، اما جوانان این سرزمین با کمترین امکانات و بیشترین ایمان، حماسهای ملی آفریدند. سنگرهای خاکی، به دژهای عزت بدل شد و ایمان، جای خالی تجهیزات را پر کرد. آن دفاع، تنها یک جنگ نبود؛ روایت ملتی بود که ترجیح داد بایستد، حتی اگر بهای آن سنگین باشد.
فرهنگ مشرقزمین، چه در میان مسلمانان، چه شیعه و چه سنی و حتی دیگر ملتهای این جغرافیا، بر این باور استوار است که کرامت، آزادی و خاک، ارزشی فراتر از زیستن صرف دارند. به همین دلیل است که مردم این منطقه، حتی با سادهترین ابزار، در برابر سلطه ایستادگی میکنند و مصداق این باور میشوند که باید تا حد توان، قدرت و آمادگی داشت، اما دل به دنیا نبست و عزت را بر هر چیز مقدم دانست.
از این رو، پیام این روایت روشن است: ملتی که الگویش کربلا، تجربهاش دفاع مقدس، و فرهنگش عزتمحور است، حتی در سختترین شرایط نیز تسلیم را انتخاب نمیکند. بنابراین اگر پرسیده شود چرا ایران تسلیم نمیشود، پاسخ در تاریخ، ایمان، و حماسهای نهفته است که از عاشورا تا دفاع مقدس امتداد یافته است؛ حماسهای که میگوید: حتی اگر دست خالی باشد، روح مقاومت هرگز خالی نیست، و ملتی که عزت را سرلوحه خود قرار داده، در برابر فشار، سر خم نخواهد کرد.
هوران – صدای حقیقت