قماری پرخطر ناوهای آمریکا در برابر توان نطامی و ملی ایران
در روایت حماسی از تنشهای دریایی اخیر، تهدید ایران علیه ناوهای هواپیمابر آمریکا بهعنوان نشانهای از تغییر موازنه قدرت در دریا تصویر میشود؛ جایی که حتی بزرگترین دژهای شناور نیز در برابر ترکیبی از موشکها، پهپادها و جنگ الکترونیک آسیبپذیرند و حضور ناوگان آمریکا را با ریسکهای سنگین روبهرو میکنند، بهویژه در شرایطی که دونالد ترامپ بر نمایش قدرت دریایی تأکید دارد.
پایگاه خبری هوران – در پی تهدید ایران به فروبردن ناوهای هواپیمابر آمریکا در ژرفای دریا، نکتهای مهم در میدان نبرد آشکار میشود؛ نکتهای که به زبان حماسه میتوان چنین روایت کرد: در کارزار دریا، ناو هواپیمابر چونان دژی شناور است، اما هیچ دژی در برابر اراده و تدبیر شکستناپذیر نیست.

این غول آهنین را به شیوههای گوناگون میتوان از پای درآورد: نخست آنکه فروبردن کامل آن در کام دریا، کاری است دشوار، چرا که سازه ناوهای نوین با هزاران لایه پدافندی آمیخته است. با این همه، اگر آتش از درون زبانه کشد یا انفجارهایی سهمگین و نامتعارف در ژرفای پیکرش رخ دهد، همان دژ استوار نیز به لرزه میافتد و فرو میریزد.
دیگر آنکه واداشتنش به گریز و مانورهای پیدرپی در برابر بارش موشکهاست. آنگاه این هیولای دریایی، هرچند سالم، از کارایی میافتد و به پیکری سرگردان بدل میشود؛ چنانکه در آوردگاههای پیشین دیده شد که ناو، بیآنکه غرق شود، از اثرگذاری بازماند.
سوم، فرود آوردن موشکهای سنگین و فراصوت است؛ آذرخشهایی که با سرهای جنگی چندتنی، چون پتک بر زره فولادین میکوبند و توان درهمشکستن هر سپر دفاعی را دارند.
چهارم، هجوم سیلابآسای پرندههای بیسرنشین است؛ انبوهی که آسمان را تیره میکند، سامانههای دفاعی را پریشان میسازد و با از کار انداختن باندها و سامانهها، ناو را از میدان بیرون میراند.
پنجم، نبرد در سپهر ناپیدای امواج و دادههاست؛ جنگ الکترونیک و یورش فناورانه. این میدان، آوردگاهی دشوار است، زیرا آمریکا در آن پیشینهای نیرومند دارد، اما در حماسه جنگ، هیچ برتریای ابدی نیست.
و ششم، یورش همزمان از هر سو؛ بارش موشکهای بالستیک و کروز، هجوم پهپادها، کمین مینهای دریایی و تاخت شناورهای انتحاری. در چنین توفانی، دفاع از هر دژی سخت میشود و با نخستین شکاف در پیکر ناو، سرنوشتش رقم میخورد.
در این میان، Donald Trump با به میدان آوردن نیروی دریایی آمریکا، آبروی قدرت دریایی کشورش را در قماری پرخطر مینهد. چرا که نبردهای دریایی، بهتنهایی سرنوشت جنگها را تعیین نمیکنند و هرچه ناوگان بیشتر در ژرفای میدان پیش رود و از ساحل خویش دورتر بماند، خطر برای سربازان و سازوبرگ جنگی فزونتر میشود.
از این رو، ناوهای آمریکا ناگزیرند برای گریز از تیررس جنگافزارهای ایران، فرسنگها از کرانههای این سرزمین فاصله گیرند. هر گامی که به ساحل نزدیکتر شوند، سایه خطر بر سرشان سنگینتر میشود و در دریای پرتلاطم نبرد، هیچ هیبتی جاودانه نخواهد بود.