سبک زندگی جهادی
عضویت در خبرنامه

برای دریافت خبرنامه ایمیل خود را ارسال کنید

هرخاطره می تواند روایت تازه ای از جنگ داشته باشد

کدمطلب : 17507

گفت و گو با غلامعلی نسایی نویسنده کتاب های خاطره نگاری دفاع مقدس


هرخاطره می تواند روایت تازه ای از جنگ داشته باشد


هوران


غلامعلی نسایی رزمنده و جانباز دوران دفاع مقدس یکی از نویسندگان حوزه خاطره‌نگاری است. او خاطرات رزمنده‌ها و شهدای 8 سال دفاع مقدس را گرد‌آوری می‌کند و می‌نویسد. «فانوس کمین»، «زود پرستو شو بیا»، «گردان عطش»، «به سوی قربانگاه»، «کبوترها قاصد شهادت بودند»، «ترکش فلفلی»، «دور من خط قرمز بکش»، «نفت فروش فرمانده» ازجمله آثار نسایی است که برخی از آنها به چاپ ششم و چهارم رسیده است.


روزنامه ایران - 18 تیر 1398


خبرنگار


مریم قندی


 


همچنین او چند سالی است به‌عنوان رئیس انجمن نویسندگان استان گلستان به تربیت نویسنده‌هایی در حوزه ادبیات پایداری می‌پردازد. فعالیت‌های او در این حوزه بهانه‌ای شد تا به سراغش برویم و درباره کتاب‌هایش و همچنین روش‌های تحقیق و مصاحبه‌ در نگارش آثارش به گفت‌وگو بنشینیم.


 


شما خودتان از جانبازان دوران دفاع مقدس هستید و حتماً خاطرات بسیاری از آن روزها دارید، خاطره‌نگاری را از چه سالی شروع کردید و ‌چطور به این کار متمایل شدید؟
من قبل از شروع جنگ به ادبیات و کتاب علاقه داشتم. کلاس دوم راهنمایی بودم که به جبهه رفتم و آنجا عکاسی می‌کردم. آنجا اتفاقاتی که در جبهه می‌افتاد را مثل داستان در ذهنم می‌چیدم و به آن فکر می‌کردم و گاهی همه آنچه در ذهن داشتم روی کاغذ می‌آوردم تا اینکه دستم ترکش خورد و انگشتانم قطع شد و دیگر نمی‌توانستم مثل قبل بنویسم. چند سالی گذشت تا اینکه فیلم «آژانس شیشه‌ای» را دیدم. سکانسی که مربوط به نامه نوشتن حاج کاظم برای فاطمه بود را خیلی دوست داشتم. آنجا تصمیم گرفتم دوباره شروع به نوشتن کنم. آن دوران با روی کار آمدن کامپیوتر و اینترنت همزمان بود. اوایل خاطرات را تایپ و فقط در وبلاگ شخصی‌ام به‌نام «دیار رنج» منتشر می‌کردم. بعد از مدتی یک نفر در وبلاگم برایم پیام گذاشت: «شما نویسنده هستید و کتاب می‌نویسید؟» آن زمان باور نداشتم که نویسنده‌ام برای همین جواب دادم که نه. ایشان دوباره پیگیر شدند که همه داستان را برایشان بفرستم تا در نشریه «امتداد» چاپ کنند. بعد از چاپ داستانم در آن نشریه دوباره با من تماس گرفتند و من را به همکاری بیشتر با نشریه‌شان دعوت کردند. مدتی نوشتم و باورم شد که من نویسنده‌ام و اولین کتابم با عنوان «زود پرستو شو بیا» که روایت‌کننده زندگی اولین جانباز شیمیایی جنگ است، چاپ شد. این اثر کتاب برتر سال شد، در نمایشگاه کتاب فرانکفورت آلمان به نمایش گذاشته شد، به نمایشگاه کتاب روسیه رفت و الان هم به چاپ ششم رسیده است. کتاب دومم با عنوان «فانوس کمین» هم تقریباً همزمان با آن چاپ شد. این کتاب هم در نمایشگاه کتاب جزو کتاب‌های پر مخاطب شد و فروش خیلی خوبی داشت و الان به چاپ چهارم رسیده است. بعد از این دو، کتاب‌های بیشتری نوشتم و تاکنون از روی برخی از آنها فیلم‌هایی هم ساخته شده است.
کتاب «فانوس کمین» مربوط به خاطرات جانباز آزاده رسول کریم آبادی است، ایشان چه ویژگی‌هایی داشت که به سراغ او رفتید و خاطراتش را جمع‌آوری کردید و نوشتید؟
اولین بار من در نشریه‌ای مطلبی خیلی کوتاه از ایشان خواندم. در آن مطلب اشاره‌ای شده بود که رسول کریم آبادی رزمنده‌ای است که سه بار تیر خلاص خورده اما هر بار جان سالم به در برده. این موضوع برایم جالب بود و تصمیم گرفتم به سراغش بروم تا بیشتر راجع به خاطراتش بدانم. حدوداً یک سال طول کشید تا توانستم راضی‌اش کنم که خاطراتش را چاپ کنیم. طی مصاحبه‌هایم بیشتر مطمئن شدم شخصیت او منحصربه فرد است و خاطراتی جالب دارد. وقتی شما این کتاب را می‌خوانید فکر می‌کنید با خاطرات یک مرد قوی هیکل که همه دشمن را یک تنه حریف است روبه‌رو هستید درصورتی که ظاهر و سن ایشان خلاف این تصور است. رسول کریم آبادی نوجوانی 14- 15 ساله با هیکلی ریز نقش تنها چون عاشق امام بوده و ارتباط قلبی و صمیمی با او داشته توانسته بود تمام سختی‌ها را تحمل کند و پیروز شود.
کتاب‌های «به سوی قربانگاه» و «گردان عطش» مجموعه خاطراتی است که از رزمنده‌ها جمع‌آوری کردید، کمی درباره این آثارتان هم توضیح می‌دهید؟
«به سوی قربانگاه» و «گردان عطش» هر کدام روایت خاطراتی از مردان جنگ را در بر دارند که ویژگی‌های خاص خودشان را دارد. روایت‌هایی از افرادی که در دوران 8 سال دفاع مقدس دست به انتخاب‌هایی زدند و تصمیم‌هایی گرفتند و از خود خاطراتی ماندگار برجای گذاشتند.
زمانی که هر کدام از کتاب‌ها چاپ شد استقبال از آثارتان درمیان مردم و خود رزمنده‌ها چطور بود؟
بسیار عالی بود؛ طوری که درهمان دو ماه اول به چاپ مجدد می‌رسید. این موضوع با توجه به این بود که کتاب‌هایم بدون هیچ حمایتی از سوی نهادهای دولتی چاپ شد. چون آثارم را بخش خصوصی چاپ می‌کند در تمام کتابفروشی‌های سراسر کشور توزیع می‌شود و کتاب‌ها دست مخاطب واقعی می‌رسد. یعنی مخاطب هزینه می‌کند و معمولاً وقتی مخاطب برای خرید کتاب هزینه کند حتماً آن را می‌خواند. از دیگر دلایلی که می‌توانم برای استقبال این کتاب‌ها به آن اشاره کنم انتخاب آنها برای برگزاری مسابقه‌های کتابخوانی بوده است.
اشاره‌ای هم داشتید به اینکه از کتاب‌هایتان فیلم هم ساخته شده است، در این باره هم توضیح می‌دهید؟
چندوقت پیش مطلع شدم خانمی از کانادا از روی داستان «زود پرستو شو بیا» فیلمی به‌نام «دردی برای وطن» در حوزه زنان ساخته که برنده چندین جایزه در کشور فرانسه شده و جایزه‌ای هم در جشنواره‌ای در پاکستان برده است. ایشان هیچ هماهنگی برای ساخت فیلم با من نداشتند اما در تیتراژ فیلم اشاره کردند که فیلم را از روی این کتاب ایده گرفتند.
شما از اینکه بدون هماهنگی از روی کتاب‌تان فیلم ساختند، راضی هستید؟
چون موضوع جنگ و روایت دوران 8سال دفاع مقدس است هر کسی که باشد کنار می‌آید، چون هدف اصلی این است که فداکاری‌هایی که رزمنده‌ها و خانواده‌هایشان در زمان جنگ داشتند دیده شود.
با توجه به حضورتان در جبهه، فکر می‌کنید حضور یک نویسنده برای نوشتن درباره جنگ و دفاع مقدس در جبهه‌های جنگ الزامی است و باید آن روزها را از نزدیک ببیند و لمس کند تا بتواند درباره‌اش بنویسد؟
هنر انتقال حس‌های تجربه شده است و در تمام دنیا افرادی که راجع به هر بحرانی کتاب می‌نویسند آن را خود تجربه کرده‌اند. آن چیزی که من تجربه کردم و درباره‌اش می‌نویسم با آن چیزی که یک نویسنده که جنگ را تجربه نکرده می‌نویسد خیلی متفاوت خواهد بود. در پی آن تأثیرپذیری نوشته‌ها هم متفاوت است. چون او نمی‌تواند بخوبی آن مقاومت‌ها و شجاعت‌ها را ارائه کند و شاید فقط به اشاره‌ای بسنده کند. بیشتر نویسنده‌هایی که خود تجربه حضور در جبهه و جنگ ندارند دوست دارند به بعد عاشقانه خاطرات توجه کنند چون می‌دانند داستان‌های عاشقانه مخاطبان بسیاری دارد و این موضوع در فروش کتاب‌شان حتماً مؤثر خواهد بود.
فکر می‌کنید در کدام اثرتان به فضا و حقیقت جنگ بیشتر نزدیک شده‌اید؟
من کتاب‌هایم همه رئال هستند؛ اکثر خاطراتی که می‌نویسم به‌صورت خاطرات داستانی است چون خودم فضای جنگ را تجربه کرده‌ام می‌توانم خاطراتی را که می‌شنوم از لحاظ زمانی و مکانی کنارهم بگذارم و ماجرا را مثل یک قصه بنویسم. در واقع همه آثارم عین واقعیت است و هیچ دخل و تصرفی در خاطرات روایت شده نمی‌کنم و من فقط آنها را به زبان ادبیات داستانی ثبت می‌کنم.
تفاوت و تشابه کتاب‌هایی که در حوزه دفاع مقدس نوشته‌اید در چه چیزهایی است؟
جنگ و خاطراتش آنقدر گسترده است که از هر جبهه‌ای، از هر محوری شما می‌توانید تا سال‌های بعد داستان بنویسید چون هر روز و هر خاطره داستان خاص خودش را دارد. من معتقد هستم حتی یک نویسنده می‌تواند صدها کتاب در این باره بنویسد بدون اینکه حتی یکی از آنها داستانش تکراری باشد. بنابراین با قاطعیت می‌گویم که هیچ کدام از داستان‌های من شبیه به همدیگر نیستند.
کتاب دیگری در دست تألیف دارید؟
پنج عنوان کتاب به‌نام‌های «گردان صادق»، «فرمانده آهنگر»، «شیخ سلمان»، «جنگ روایت‌ها» و «جانت را نگه دار» آثاری در حوزه دفاع مقدس است که مراحل چاپ آنها توسط ناشران انجام شده و بزودی وارد بازار کتاب می‌شود.
علاوه بر اینها بعد از سیل‌هایی که در آغاز سال داشتیم و اتفاقاتی که افتاد ما موفق شدیم دفتر هنرمقاومت مردمی را در گرگان راه‌اندازی کنیم. این دفتر دقیقاً چیزی شبیه به دفتر هنر مقاومت جنگ حوزه هنری است و من موفق شدم دو کتاب با موضوع حضور پر رنگ ایرانی‌ها در حوادث و کمک و یاری رساندن برای رفع مشکلات (چه در دوره جنگ و چه در سیل اخیر) بنویسم.


 


هوران



Share

نظرات کاربران

نارنجستان