سبک زندگی جهادی
عضویت در خبرنامه

برای دریافت خبرنامه ایمیل خود را ارسال کنید

گذرگاه بهشت

سخنرانی سردار شهید صادق مکتبی فرمانده گردان حمزه سیداشهدا،

کدمطلب : 18520

سر تیتر "
هوران - « امروز فریاد این بسیجی، فریاد این سپاهی، همینه، اگر با کشته شدن ما، دین اسلام زنده می ماند، ای بمب های شیمیایی، ای موشک های دوازده متری و نهَ متری، ای موشک های اف یازده که هشتصد کیلومتر بُرد دارید، ببارید بر سر ما که ما آماده شهادت هستیم. ما آماده هستیم تا جان مان را فدای دین مقدس اسلام کنیم.»


متن کامل سخنرانی سردار شهید صادق مکتبی فرمانده گردان حمزه سیداشهدا، مورخ بیست و دوم اسفند ماه سال شصت و چهار، ساعتی قبل از عملیات والفجر ده / حسینه فاو «یک هفته قبل از شهادت»


«خوش آمد گوئی رزمندگان، هنگام ورود سردار شهید صادق مکتبی درجمع نیروهای تحت امر خود، گردان حمزه به حسینیه فاو با فریاد یا حسین کربلا سلام بر فرمانده دلاور »

سلام علیکم،جمیعاً و رحمة الله و برکاته
بسم الله الرحمن الرحیم
اعوذ به الله شیطان الرجیم


« اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَبا عَبْدِ اللَّهِ وَ عَلَى الْاَرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِنائکَ عَلَیْکَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَ بَقِىَ اللَّیْلُ وَالنَّهارُ وَ لا جَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِیارَتِکُمْ اَلسَّلامُ علیک یا ابا عبدالله السلام علیک یابن الرسوالله اسلام علیک یا حسین مظلوم... گریه و یا حسین مظولم و ناله مناجاتی رزمندگان در حسینه طنین انداز میشود رزمندگان


یا حسین این عزیزان تو امروز روانه ی کربلای ایران می شوند. می روند در صحرا ی نینوا خیمه های خود را بزنند. « گریه و ناله ها همچنان ادامه دارد»
یا حسین خودمان را آماده نبرد می کنیم. تا در روز عاشورا درمقابل یزیدیان بایستیم یا حسین عاشقان تو روانه ی مزار ایران تو هستند.
یا حسین عاشقان تو روانه آن کربلایی هستند که بعثیون کافر بر اون گنبد تو براون درمزار شش گوشه تو قفل زدند که تا عاشقان تو نتوانند برمزار تو بیایند و عقده دلشان را خالی کنند.
یا حسین اگرما درروزعاشورای تو نبودیم تا جانمان را فدا کنیم. اگر نبودیم جواب «هل من ناصراًینصرنی»تو را بدهیم. امروز با این لباس بسیجی و با این لباس سپاهی آماده شدیم تا درمقابل دشمنان، به گفته ی قرآن کریم" «وقاتلوهم حتی لا تکون الفتنه!» بایسیم و جوابشان را بدهیم. ما به دستور قرآن "« واعداو لهم ما ستطعتم من قوة ومن رباط الخیل ترهبون به عدو الله وعدوکم ...» خودمان را آماده کردیم تا در مقابل دشمنان تو بایسیم.
یا حسین ما هجرت کردیم. آمدیم تا با جانمان با مالمان در راه تو جهاد کنیم.
یاحسین اگرنبودیم، درآن روزکه بربدن طفل سه ساله تو تازیانه زدند.یا حسین اگر نبودیم آن روز که رقیه و سکینه تو را روی خار مقیلان کشیدن، امروز با یک دست مان قران و با دست دیگر اسلحه می گیریم. وچنان بردشمنان می تازیم که به آنها درسی بدهیم که ما پیرو حسینی هستیم که فرمود"« ان کان دین محمد لم یستقم الا بقتلی فیا سیوفُ خُزینی ...»"« گریه های مکرر رزمندگان »
امام حسین درروزعاشورا فرمود: اگربا کشته شدن من دین اسلام زنده می ماند، دین جدم " حضرت محمدبن عبد الله"(صلوات رسای رزمندگان ) زنده می ماند ای شمشیرها برانید در بدن من،


« امروز فریاد این بسیجی، فریاد این سپاهی، همینه، اگر با کشته شدن ما، دین اسلام زنده می ماند، ای بمب های شیمیایی، ای موشک های دوازده متری و نهَ متری، ای موشک های اف یازده که هشتصد کیلومتر بُرد دارید، ببارید بر سر ما که ما آماده شهادت هستیم. ما آماده هستیم تا جان مان را فدای دین مقدس اسلام کنیم.»


«تکبیررزمندگان" الله اکبر،الله اکبر، الله اکبر، خمینی رهبر، مرگ برضد ولایت فقیه، درورد بر رزمندگان اسلام،سلام بر شهیدان ، مرگ بر امریکا، مرگ بر صدام یزید کافر، مرگ بر اسرائیل »


امروز ما خودمان را روانه ی جنگی می کنیم. خودمان را تجهیز می کنیم. تا درمقابل آن دشمنانی که آن روزمی گفتند عده ای هستند درمقابل حسین ایستادند وتعدادشان زیاد بود ولی حسین با اون یارو یاور کمی که داشت درمقابل شان ایستاد وتا جانشان را تا اون تمام کسانیکه همراهش بود داد و حتی خواهرش و دیگر بچه هایش را به اسارت بردند. امروز ما آمدیم خودمان را در مقابل آنها قرار بدیم. امروز آمدیم به اونا بگیم ما پیرو همان حسین هستیم.
امروزبرای ما مسئله جا افتاده که هیچ موقع دوران تکرار نمی شه ولی نفس دوران تکرار می شه، اگر الان دوران، دوران امام حسین و یزید نیست. ولی نفسش تکرار شد. همان یزید در مقابل همین امام حسین، قرار گرفته، حسین زمان، امام عزیز ما، یزید آن زمان که حالا هست صدام لعنتی که در مقابل ما قرار گرفته که بر مملکت اسلامی ما تجاوز کرد. و بیش از دوازده شهر و بیست و دو روستا الی بیشتر همه را آواره و ویران کرد. اون روز صدام آمد روی پشت بام شهر سوسنگرد به سوالات خبرنگاران پاسخ داد و گفت چند سوال و در شهر اهواز جواب میدم.چه شد امروز رزمندگان ما در فاصله ی شانزده الی هفده کیلومتری از شهر سلیمانیه عراق و جلوتر ازشهر فاو هستند. همین قدرت شما رزمندگان بود که هجرت کردید با جان تان با مال تان دست ازتمام خانواده تان کشیدید و امروز آمده اید تا جان تان را فدا کنید. امروز وظیفه ما که این لباس مقدس را پوشیدم که میخوایم وارد صحنه نبرد بشیم خیلی سنگینه، امروز همان دشمنان درمقابل ما قرار گرفتن، امروز پشت کردن به اون دشمنان پشت کردن به امام حسین است. همان زمان کسانی بودن که در شب عاشورا امام حسین چراغ خیمه را خاموش کرد و گفت هر کس می خواد شهید بشه وارد میدان بشه ودیدیم عده ای پشت اما حسین را خالی کردن، هستند همان مردم کوفه که پشت به امام حسین کردند و ما که فریاد می زدیم. ما که اهل کوفه نیستیم. امروز امام حسین در میدان نبرده، صحنه ی کربلا اونجاست و یزید درمقابلش قرارگرفته هرکی می خواد از امام حسین دفاع کنه، هر کی می خواد از اسلام دفاع کنه، امروزبا ما روانه همان کربلا ی حسین می شه، هیچ زور و اجبار هیچ نیست. هر کی می تونه وارد اون صحنه یی بشه که زیر آتیش شدید دشمن قرار بگیره .


بسم الله...


« هر کسی نمی تونه، هر ناراحتی داره، یا علی، ساکش ور داره بره طرف خونش، بدانه امروز روز تاسو عا و امشب شب عاشوراست. همان واقعه همان زمان داره تکرار می شود، همان واقعه و همان ها قرار گرفتن و امروز امام حسین و امروز رهبر ما و امروز فرمانده لشگر ما در خط مقدم فریاد میزنه کیست بیاد خط توی مقدم با دشمن رو برو بشه!؟»


«امروزه که ما فریاد بزنیم ما هستیم، فریاد ما رو بلند کنیم ما جوانها، ما کسانی که پیرو حسین، می گفتیم ما پیرو حسین هستیم. امروز آماده هستیم و تا جان مان را فدای اسلام کنیم. جان ما که ارزشی نداره»


ای خدا کاش به ما چندین جان میدادی و هر بار که کشته میشدیم باز دو باره زنده
می شدیم باز جان فدای تو میکردیم.حال که یک جان بیشتر نداریم فدای اسلام تو می کنیم اگر خدا خودش قبول کنه " آمین
امروز شما هجرت کردید. خود قرآن می گیه "یا ایها الذین آمنوا هل ادلکم علی تجارة تنجیکم من عذاب الیم. تومنون بالله و رسوله و تجاهدون فی سبیل الله باموالکم و انفسکم ذلکم خیر. لکم ان کنتم تعلمون. ... خود خدا میگه کیه که بخواد تجارت بکنه تجارتی سودمند به او بدیم؟ که از عذاب درد ناک قیامت در نجات باشه کیه ؟ میگه " تومنون بالله و رسوله" میگه کسانی می توانند باشند که ایمان به خدا و رسول خدا داشته باشند. شما هستید. شما فریاد زدید ما مسلمانیم. شما گفتید استقلال آزادی جمهوری اسلامی، و شما آمدید ثابت کنید به خدا که من ایمان آوردم به رسول خدا و تو، امروز آمدم، تجاهدون فی سبیل الله" آمدم در راه تو جهاد کنم.


و جاهدوا با اموالکم و انفسکم فی سبیل الله ذلکم خیر لکم ان کنتم تعلمون (با مالم و جانم و خدا میگه شما با جان تان و با مالتان در راه خدا جهاد کردید در های بهشت به روی شما باز میشه ، و با درختانی که نهرها در کنارشان جاری میشه شامل حال بهشتیان میشه ،همین شمائی که نگهبانان اسلام هستید


امروز برادرا ما خودمان را آماده می کنیم. چند بار گفتم آماده باشید. و امروز اعلام آمادگی کنید. در صحنه ی نبرد در مقابل دشمنان بایستیم. میرویم تا اون عزیزانی که از سال پنجاه ونه در دست رژیم بعثی اسیر هستند آزاد کنیم. اسیران ما یکی از اون اسیرانی که آزاد شده می گفت: هر موقعی که ایرانی ها حمله می کنند به خط دشمن همین رزمنده های اسلام حمله می کنند می گفت: اسرا همدیگر را نگاه می کنند و می خندند و می گن این بار دیگه آزادی ما نزدیکه! ببینید چقدر این ها منتظر ما هستند وکیه که باید اینها رو نجات بده از دست این بعثیون؟ از دست کسانی که شب و روز بر بدن آنها کابل برق می زنند؟ این شما هستید. این بار صحنه خالی کردن میدان نبرد، پشت کردن به امام حسین، به اسلام، خیانت به اسلام است. هیچ فرقی نداره، گفتیم نفس دوران تکرار شد و همون امام حسین و همون یزید! امروز فریاد" هل من ناصراُینصرنی بلنده ما آمدیم در جوابشان لبیک بگیم. لبیک گفتن باید جان مان را بدیم.میریم در صحنه ی نبرد. هر چه خدا بخواهد. الهی راضی به رضای تو هستیم. به رضایت خداوندمنان، هرچی که خدا بخواد،"انشاءالله"برادران عزیز آماده باشن به همین زودی حالا چند ساعته دیگه چند دقیقه دیگه "انشاءالله" میریم به منطقه جدید و"انشاالله"آنجا تا بتوانیم اون چیزایی که لازمه به برادرا دراون منطقه بگیم و "انشاالله"به امیدخدا برادرا آنجا توجیح بشن، وارد منطقه می شیم"وانشاءالله" تابزنیم به دل دشمن،اون عملیات والفجر 10 که سرنوشت سازه رو به امید خدا، "انشاءالله"بتوانیم انجام دهیم. وبه خانواده شهدا و امام عزیز پیروزی را هدیه کنیم .


«تکبیر رزمندگان " الله اکبر، خمینی رهبر، مرگ بر ضد ولایت فقیه، درود بر رزمندگان اسلام، سلام بر شهیدان، مرگ بر منافقین صدام، مرگ بر آمریکا، مرگ بر اسرائیل»


اما رفتن به اون منطقه یک سری مسائلی داره که جلوتر از اون بایدبه برادرا بگیم. در طولی مسیری که از اینجا حرکت می کنیم. یعنی از این هفت تپه حرکت می کنیم برای اون منطقه، برادرا ئی که سوار ماشین می شوند. با هیچ احدی در طول مسیر نباید تماس بگیرن! هیچ نباید درطول مسیر پیاده بشن! ماشینا مسئول داره وباید اون حفاظتی که برادرا میگم بشه، تابتونیم رعایت کنیم.
یک سری ستون پنجم دشمن نشستن در خیابانها، پشت همین کوه تا ببینند این ماشینا به کدوم طرف می ره، می خوان به دشمن اطلاعات بدن، میگن به دشمن که لشکر 25کربلا داره میره به طرف خط برادرا مراقب باشند . دشمن منتظر خواهد بود که ما از کجا عمل کنیم .
الان دشمن آن قدر روحیه اش ضعیفه ،با اون باتکی که کرده بود، اون باتک شدیدی که کرد چقدر تلفات داد و عقب نشینی کرد. ولی ان شاءالله ما میریم. رفتن به خط پدافندی حلال و جواب دادن به یک پاتک شدید برابر با یک عملیات بزرگ،
یعنی صدام چند روز پیش اعلام کرد اگر تمام ارتشم از بین بره من باید این شهر فاو رو بگیرم. ما می ریم، اونجا می ایستیم می گیم خوب حالا مردی بیا جلو؟با اون اراده خدائی مان، با اون شهادت طلبی، که در روحیه ها هست، با اون آرپیچی ها مون، با اون تیربار ما، می ایستیم و می گیم ما آماده هستیم و سینه به سینه با دشمن "انشاءالله" به امید خدا می جنگیم و بهشان ثابت می کنیم ما پیرو همون حسین هستیم، چندین تیر بر بدنش اصابت کرد و در میدان نبرد ایستاد علی اکبرش داد جلو علی اصغرش برد، قاسمش رو برد، عون و برد، جعفرش و برد، عباس و برد، امروز مائی که میایم تو منطقه تا آخرین نفس باید بایستیم، اونجا خون دادن شهیدان ما، اونجا عزیزان ما تو همین گردان خونشان را ریختند و اونجا رو گرفتند. وجب به وجب خاک این خوزستان و کردستان با خون شهدا گرفته شده، کسی می ره اونجا هوس برگشتن نباید بکنه، باید برویم تا بسوی کربلا، تا بتونیم شب عید، یک عیدی بزرگی به خانواده های شهداء اول امام وبعد خانواده های معظم شهداء و اسیران و اون مجروحانی که در بیمارستان های کشور های خارج واقعا غریبانه دارن جان می دهند و زجر می کشن، درد می کشن اونا بتوانیم یک عیدی، یه خوشحالی برایشان ببریم. می رویم عین همون عملیات والفجر هشت با باری خدا و با قدرت خدا با اون دست الهی خودش وکه بر سرما می کشه، با اون سایه بانی که رو سرما قرار میده، محافظ تیرها قرار می ده، اون سپری که جلوی ما قرار می ده تا تیر ها به ما نخوره، وبتونیم بیشتر مقاومت کنیم، انشاءالله " می ریم تا با پیروزی کامل عین همون والفجر 8 می ریم می زنیم و سالم به امید خدا بر می گردیم. انشالله برادران عزیز دیگه ما از این بیشتر سفارش نمی کنیم. اون کسی که می تونه در مقابل تیر و تفنگ و اون دشمن با اون آتیش شدیدی که می یاد می تونه مقاومت کند تو این صف بایسته، هر کی نمی تونه مریضه، گرفتاری داره، رودربایستی نکنه، پنجاه نفر اگه برن تو منطقه برابر با یک گردان، پنجاه نفر برن ، ده نفر برن خوب شو و برن، هر کی می تونه، بسم الله «هرکه داره هوس کرببلا بسم الله» اینجا سفر دل هست ، یعنی هر چی خدا بخواد، میره تا تکلیفمان را انجام بدیم. اون تکلیفی که به ما وا گذاشته شده ، میریم یا تمام مان شهید میشیم. نتونستیم اون ماموریت را انجام بدیم. ولی چی؟ تکلیف الهی مان را انجام دادیم.
هر کی می تونه می یاد. سوار ماشین می شه وبسم الله، حرکت می کنیم. هر کس هم نمی تونه تو این چادرا می مونه، تا بعد تکلیفش روشن شه، بسم الله" برادران عزیز، تو مسیر گفتیم با کسی نمی کنه، تماس نمی گیرند، وسیله ی شخصی شان همه باید اینجا تحویل بدن.
هر نیرویی دو تا پتو بر میداره.می یاد تو منطقه، چون الان تو منطقه حالا اگه سرد سیر بردن ما را، که اگه بخوان تو منطقه کردستان بخوان جایی ببر بخواد بریم، بعدا خوب پتویمان را می بریم، ولی خوب، الان هر نیرویی دو تا پتو با خودش بر می داره، کلیه تجهیزات می مونه، برادرا بمب شیمیایی دیگه عین خمپاره 60 میاد، پشت سر هم می یاد. ماسکتان باید دنبالتان باشد. بادگیراتان برادرا، همه دیگه، برادری بگه من ماسکم می اندازم یا با دگیرم می افته و این حرفا نداریم، پول رفته رو این ماسکا، ازین بیت المال حفاظت بکنیم. خون دادیم. تا این ماسکارو خریدیم بیخودی به ما ندادن، پول هم دادیم منت هم کشیدیم. با چه التماسی این ماسک هارو تهیه کردیم یعنی خریدیم. یا بادگیرش را هم همینطوره ، همه جوره دنیای استکبار با ما سر جنگ داره ، اینه که برادرا ازین اموال بیت المال حفاظت بکنند . چون ما شیعه علی هستیم. چقدر مولای ما علی در باره بیت المال سفارش میکنه، اینه که برادران عزیز خودش و نو تجهیزات شو نو، سلاح ها شو نو آماده بکنند. الان دیگه وقت اذان نمازشان رو بخونند یه حالی روضه آقا مون امام حسین و دل ها رو روانه کربلا کنیم. آماده عملیات ، برادرا شام شونو بخورند. و منتظر باشند تا بریم برای عملیات ، بعد ماشین های کمپرسی میان ، مراقب باشین، چراغ و پتو و تجهیزات ، گروه سابقون و گروه چمران و همه و همه آماده باشند. برادرا همه همدیگر رو حلال کنید. هرچه بوده همین جا بزارید و سبک بار بریم به امید خدا به تکلیف مان عمل کنیم. وداع کنید که وقتی برگردید شاید من نباشم شاید خیلی های دیگه بر نگردن، الان این جسم حاکیه بعد دیگه هیچی معلوم نیست همه با هم روبوسی کنید. هم رو حلال کنید من حقیر رو هم حلا کنید میریم که انشالله دل امام را شاد کنیم. یاعلی
غلامعلی نسائی


 

Share

نظرات کاربران

نارنجستان