سبک زندگی جهادی
عضویت در خبرنامه

برای دریافت خبرنامه ایمیل خود را ارسال کنید

داستان کوتاه/ سلاح ضد بادمجان بم!

کدمطلب : 17998

سلاح ضد بادمجان بم!


ابوالفضل درخشنده


نویسنده و جانباز شیمیائی دفاع مقدس و مسئول نشر (حدیث قلم) 


همیشه سیّد را بادمجان بم صدا می زدند! زیرا علیرغم آنکه دوبار مجروح شده بود، ولی تیر و ترکش ها نتوانسته بود او را شهری کند!


و هر وقت که از بیمارستان صحرایی می خواستند وی را به بیمارستان مجهزی در شهر منتقل کنند، حبّ جیم آقا سیّد همیشه دست به نقد بود! از بیمارستان جیم شدن همان و دوباره در خط مقدم اورا دیدن همان!


از زمانی که عراق شروع به استفاده از سلاح های شیمیایی کرد؛ دیگر هر کسی به سیّد می رسید، خوش خبری می داد که سلاح ضد بادمجان بم نیز آمده! و سیّد هم به مانند تازه دامادها که قند در دلشان آب می شود، با طعنه می گفت:
من به مادرم قول داده ام تا زرشک پلوی شما را نخورم، سر قرار هیچ حوری ای نروم!
در اوج پاتک عراقی ها در عملیات بدر، سیّد طبق معمول مشغول سور چرانی با تانک های عراقی بود،و مثل همیشه سربازان عراقی به مانند کودکانی که فرار می کنند و فحش می دهند! پس از آنکه آخرین تقلایشان با شکست مواجه شد، دست به دامن سلاح ضد بادمجان بم شدند، و هر چه انواع و اقسام گازهای شیمیایی دم دستشان بود، بر سر رزمندگان ایرانی ریختند.


دوستانی که سیّد را به پشت خط منتقل کردند، میگفتند:سیّد ماسک نداشت!
ولی همه کسانی که سیّد را در خط دیده بودند، شهادت می دهند که سیّد بادگیر و ماسک ضد گاز شیمیایی به همراه داشته است!!!


من هنوز در اندیشه چگونگی تسلیم ریه سیّد به معشوق هستم؟!


آقای نویسنده در یک نگاه


ابوالفضل درخشنده متولد ۱۳۴۸ است و از سال ۱۳۶۴ در حوزه ادبیات دفاع‌مقدس فعالیت خود را آغاز کرده و از سال ۸۰ با چاپ مجموعه داستان کوتاه «قرارمون ساعت عشق» به‌صورت حرفه‌ای وارد عرصه داستان‌نویسی شده است.


او که محقق و مدرس ادبیات داستانی نیز هست، تاکنون ۲ مقاله و ۳۷ کتاب در حوزه داستان‌نویسی منتشر کرده که از جمله آنها می‌توان به شیطان‌پرستان، اشک نسل سوم برای تخریبچی دوران و... اشاره کرد.


درخشنده دبیر علمی و رئیس هیئت داوران چندین جشنواره نیز بوده است.



Share

نظرات کاربران

  • ابوالفضل درخشنده

    http://radio.iranseda.ir/epgarchivePart/?VALID=TRUE&ch=29&e=147541960 با عرض سلام و احترام: لینک معرفی کتاب تخریبچی دوران و خاطرات ارزشمند جناب نسایی در این کتاب، تقدیم می شود.

نارنجستان