سبک زندگی جهادی
عضویت در خبرنامه

برای دریافت خبرنامه ایمیل خود را ارسال کنید

گذرگاه بهشت

جمله رهبر انقلاب درباره شهید آوینی/ او در فکه چه دیده بود؟

کدمطلب : 20902

جمله رهبر انقلاب درباره شهید آوینی/ او در فکه چه دیده بود؟


شهید هوران/جمله رهبر انقلاب درباره شهید آوینی/ او در فکه چه دیده بود؟یکی از دوستان شهید آوینی گفته است: آوینی تغییر کرده بود، هر کس گفته راست گفته آوینی تغییر کرده بود، ولی تغییرش به سمت شهادت بود. تغییر از زمین به سوی عرش به سوی شهادت.


هوران - پنج سال پیش در چنین روزی با مرحوم جهانگیر خسروشاهی نویسنده و پژوهشگر حوزه انقلاب اسلامی درباره دوست و رفیقش شهید مرتضی آوینی در خبرگزاری فارس گفت‌وگو کردیم و حالا هیچ کدام از آن دو میان ما نیستند. نه آوینی که ۲۰ فروردین ۱۳۷۲ به شهادت رسید و نه جهانگیر خسروشاهی که ۱۳ بهمن سال گذشته (۱۴۰۰) به دلیل عارضه قلبی چشم از جهان فرو بست.


ماجرای آشنایی خسروشاهی با مرتضی آوینی هم خود حکایتی دیگر داشت، او اواخر سال ۱۳۶۵ با یکی از دوستانش به گروه جهاد تلویزیون رفت. گروه جهاد تلویزیون همان گروهی بود که با همین نام برنامه­‌هایش هفته­‌ای یکبار پخش می‌شد و در گذر زمان نامش به «روایت فتح» تغییر یافت، زمانی که به حضور شهید آوینی رسید، تقریباً یک ساعتی صحبت کردند و بعد شهید آوینی گفت: شما باید دیگر اینجا بمانید از اینجا نروید و همین سرآغاز فعالیتی ۶ ساله شد که تا شهادت شهید آوینی ادامه داشت.



مرحوم جهانگیر خسروشاهی


آنچه در ادامه می‌خوانید گزیده‌ای از گفت‌وگوی مشروح ما با این فعال عرصه دفاع مقدس درباره سید شهدای اهل قلم، سیدمرتضی آوینی است:


طبقه چهارم این ساختمان بروید،‌ یک نفر شبیه من آنجاست


بعد از پذیرش قطعنامه، شهید آوینی به من گفت: به خیابان سمیه بروید، ساختمان سمعی و بصری حوزه. گفتند طبقه چهارم این ساختمان بروید،‌ یک نفر شبیه من آنجاست. برادر ایشان سیدمحمد واقعاً خیلی شبیه ایشان بود. زمانی که ما وارد شدیم، هنوز شماره یک سوره چاپ نشده بود. باز ما اینجا خدمت سیدمرتضی آوینی رفتیم و تا پایان اینکه سوره تعطیل و قفل شد؛ یعنی سال ۱۳۷۲ که ایشان شهید شد و هفت شماره بعد از آن با آقای سیدمحمد چاپ شد، آنجا بود، بعد از آن در سوره قفل شد و تمام؛ این نوع آشنایی من با ایشان بود یعنی حدود سال ۱۳۶۶ تا سال ۱۳۷۲، حدود ۶ سال خدمت ایشان بودم.


مستندی که شهید آوینی در اول انقلاب ساخت


سیدمرتضی در آغاز انقلاب سراغ غائله فارس رفت که خوانینی ایجاد کرده بودند و «خان گزیده­‌ها» را گرفت و کار کرد. اگر این مستند را ببینید، درمی‌یابید شهید آوینی دقیقاً جایی رفته که انقلاب مورد هجوم قرار گرفته است. فقرا، مستمندان و مستضعفین مورد ستم از طرف خوانین و کسانی که خودشان را به اصطلاح بالاتر و برتر از مردم معمولی می‌دیدند، قرار گرفته‌اند، آنجا می­‌رود و شروع به تصویربرداری این مسائل می­‌کند، یعنی وقتی کسانی که تحت ستم قرار گرفته‌اند.


جمله‌ای که رهبر انقلاب درباره شهید آوینی در حوزه هنری گفت


آوینی وقتی هیچ ابایی ندارد که با هنرش از ولایت ­‌فقیه دفاع کند؛ با کاری که شائبه­‌ای در آن نیست. وقتی این اعتقاد را دارد، الان مورد هجوم واقع می­‌شود، برای اینکه آوینی را خرابش کنند و تحریفش کنند، آوینی­‌ای که رهبر معظم انقلاب برای تشییع جنازه ایشان می‌‌آید و در حوزه هنری می­‌گوید دلم گرفته بود (به نقل می­‌گویم) به همین خاطر برای تشییع جنازه آوینی آمدم، یعنی این قدر رهبر معظم انقلاب غصه­‌دار شهادت شهید آوینی بودند که بلند شدند و برای تشییع جنازه آمدند.


آقا مرتضی­‌اش کم است


یک زمانی در کلاس­‌های آقای آوینی در همان گروه جهاد، ایشان از بچه­‌ها می­‌پرسد روایت فتح چه تفاوتی با دیگر برنامه‌های جنگ تلویزیون دارد؟ یکی از بچه­‌های کلاس، آقای مصطفی دالایی که از افراد برجسته روایت فتح دوران دفاع مقدس است، می­‌گوید: ببخشید آقا مرتضی­‌اش کم است! یعنی آن برنامه­‌هایی که دارد ساخته می­‌شود، در آن‌ها آقا مرتضی وجود ندارد.


روایتی از نماز خواندن آقامرتضی


سیدمرتضی یک روز به حسین سلامت­‌منش که مسئول مالی مجله بود، گفت: حسین! چرا صدای اذان در مجله نمی­‌آید؟ گفت: چه کنم؟ گفت یک رادیو بخرید از وقتی قرآن برای اذان شروع می­‌شود، صدای قرآن بلند شود. بعد اذان گفته شود و بعد آقای آوینی بدود و برود نماز بخواند. اگر کسی در دستشویی بود و آقای آوینی نمی­‌توانست برود وضو بگیرد و به نماز برسد، در وقتی که خودش می­‌خواهد نماز بخواند، روبروی ما سوره نوجوان بود که آقای سرشار و آقای مؤمنی مسئولش بودند. می­‌رفت آنجا سریع وضو می­‌گرفت یا یک طبقه دیگری وضو می‌گرفت و می­‌آمد و در یکی از اتاق­‌ها می­‌ایستاد و در سوره نماز جماعت برقرار می­‌شد و نماز جماعتی که آوینی می­‌خواند نماز جماعت معمولی نبود. در مجله سوره وقتی آوینی نماز می­‌خواند، وقتی قنوت می­‌گرفت اشک از صورت آوینی می­‌آمد و از ریش او می­‌چکید.


شهید آوینی در فکه چه دید که از فرش به عرش رسید؟


بار اول که رفته بود فکه و برگشته بود، یعنی وقتی شروع کردند تفحص بروند و آن قتلگاه را آوینی دید، قتلگاه جایی بود که بچه­­‌های ما شهید شده بودند و زخمی­‌های ما را عراقی­‌ها جمع نکرده بودند و استخوان بچه­‌های ما همین طور روی زمین بود. آمد به من گفت: فلانی یک جایی پیدا کردم در فکه که بهشت است. من از این به بعد ۲۰ روز در ماه آنجا هستم و می­‌خواهم بروم آنجا بگردم و برای این شهدای مظلوم کار کنم و بعد ۱۰ روز می­‌آیم مجله و کار مجله را کم­‌کم واگذار می­‌کنم و بعد در آن ۱۰ روز مجله را بررسی می­‌کنم و ۲۰ روز در منطقه خواهم بود، بله! آوینی تغییر کرده بود، هر کس گفته راست گفته. آوینی تغییر کرده بود، ولی تغییرش به سمت شهادت بود و این را الان شهادت می‌­دهم و در قیامت هم خواهم بود که تغییر به سمت انبیا و ائمه (ع) را در آوینی دیدم. تغییر از زمین به سوی عرش به سوی شهادت.

Share

نظرات کاربران

نارنجستان